اخباروگزارشات کارگری11اردیبهشت1395برابربا اول ماه مه2017

admin   می 2, 2017   دیدگاه‌ها برای اخباروگزارشات کارگری11اردیبهشت1395برابربا اول ماه مه2017 بسته هستند

بایگانی

گرامی باد اول ماه مه(11اردیبهشت) روزهمبستگی جهانی کارگران

زنده باد گفتگو و همکاری مشترک تشکل ها ونهادهای مستقل کارگری

گسترده باد پیوند فعالین کارگری مستقل با سازمان دهندگان اعتراضات کارگران،معلمان،پرستاران وبازنشستگان

– دقایقی پیش بهنام ابراهیم زاده در میان استقبال جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران از زندان آزاد شد

– دستگیری واله زمانی پس از پایان تجمع به مناسبت اول ماه مه

– واله زمانی در بازداشتگاه پایگاه هفتم پلیس امنیت تحت بازداشت قرار دارد

– سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران مراسم روز جهانی کارگر را در پایانه آزادی و با تبریک این روز به کارگران برگزار کرد!

– گزارش تکمیلی مراسم روز جهانی کارگر در مقابل مجلس شورای اسلامی – واله زمانی بازداشت شد

– پخش هزاران کارت پستال به مناسبت روزجهانی کارگر در شهر سنندج

تجمعات اعتراضی کارگران همزمان با اول ماه مه:

*تجمع اعتراضی دوباره کارگران اخراجی طرح توسعه حوزه گازی تنگ بیجارنسبت به توخالی درآمدن وعده هامقابل استانداری ایلام!

*تجمع اعتراضی کارگران بیکارشده کارخانه قند ممسنی  نسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل استانداری فارس!

*تجمع اعتراضی500 کارگربازنشسته شرکت فولاد خوزستان نسبت به شرکت بیمه ای طرف قرارداد!

* تجمع اعتراضی کارگران سهام دار معدن کرومیت اسفندقه مقابل ساختمان اداره کل بازرسی استان کرمان!

*تجمع اعتراضی کارگران بیکارشده جایگاه‌های سوخت بدنبال خصوصی سازی مقابل وزارت نفت!

*تجمع اعتراضی  صدها کارگران ذوب آهن اصفهان!

– قطعنامه تشکلهای کارگری ساختمانی به مناسبت روز جهانی کارگر

– گزارشی درباره وضعیت دردناک كارگران باربر منازل به مناسبت روزكارگر

– همراهی معلمان با اعتصاب غذای معلم دربند

– محمد حسن پوره: ” اقدام علیه امنیت ملی”

– پیام جعفر عظیم زاده در اولین روز اعتصاب غذای اسماعیل عبدی

– محکومیت پلمپ مرکز «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان»

– عدم پرداخت3هزارکارگرحفاری شمال!

خطراخراج بیخ گوش تعدادی از این کارگران!

– تجمع دانشجویان علوم تغذیه مقابل وزارت بهداشت!

– تجمع اعتراضی ساکنین شهرک حسن آباد سنندج

– اول ماه مه(روزتعطیل رسمی کارگری؟!) سرویس رفت وآمد کارگران پتروشیمی کیمیا در عسلویه سوخت!

– کشته وزخمی شدن 2کارگر معدن زغال سنگ البرز مرکزی حین کاردر روزاول ماه مه(روزتعطیل رسمی کارگری؟!)

– یورش پلیس ترکیه به تظاهرات روز جهانی کارگردراستانبول و بازداشتبیش از200نفر!

دقایقی پیش بهنام ابراهیم زاده در میان استقبال جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران از زندان آزاد شد

بهنام ابراهیم زاده پس از تحمل حدود هفت سال حبس در حالیکه جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران به استقبالش رفته بودند از زندان آزاد شد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با ابراز مسرت فراوان از آزادی بهنام ابراهیم زاده، رهایی وی از زندان را به خانواده مقاوم او و جنبش کارگری ایران شادباش میگوید و بدینوسیله خواهان ازادی فوری وبی قید و شرط اسماعیل عبدی و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و مدنی می باشد.

اسماعیل عبدی امروز دومین روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشت و با توجه به لطمات جسمانی که در اعتصاب غذای سال گذشته متحمل شده است در شرایط سختی قرار دارد و باید بدون درنگ آزاد گردد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 11 اردیبهشت ماه 1396

دستگیری واله زمانی پس از پایان تجمع به مناسبت اول ماه مه

صبح امروز به دنبال تجمع مقابل مجلس به مناسبت اول ماه مه و ممانعت نیروی انتظامی از برگزاری مراسم، پس از خاتمه مراسم و خواندن قطعنامه تشکل های مستقل کارگری، حاضران شعار گویان به سمت مترو حرکت کردند. پس ار آنکه تعدادی از کارگران محل را ترک کرده بودند، واله زمانی دستگیر شده و به کیوسک نیروی انتظامی مقابل مجلس منتقل و سپس از آنجا به دادسرای پارک شهر منتقل شد.

شرکت در مراسم بزرگداشت مراسم اول مه مه جرم نیست حق بدیهی کارگران و زحمتکشان است. ما خواستار آزادی بی قید و شرط واله زمانی هستیم.

کانون مدافعان حقوق کارگر/ اول ماه مه ۱۳۹۶

واله زمانی در بازداشتگاه پایگاه هفتم پلیس امنیت تحت بازداشت قرار دارد

حوالی ظهر امروز و پس از پایان تجمع کارگران در مقابل مجلس که به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر برگزار شد واله زمانی فعال کارگری و از اعضای سندیکای کارگران نقاش استان البرز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به پایگاه هفتم پلیس امنیت منتقل شد و امشب در این پایگاه تحت بازداشت قرار دارد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با تاکید بر حق مسلم و خدشه ناپذیر ما کارگران برای برگزاری مستقل مراسم روز جهانی کارگر، تداوم بازداشت واله زمانی را قویا محکوم میکند و  بدینوسیله خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این فعال شناخته شده جنبش کارگری ایران است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 11 اردیبهشت ماه 1396

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران مراسم روز جهانی کارگر را در پایانه آزادی و با تبریک این روز به کارگران برگزار کرد!

گرامی داشت مراسم اول ماه مه ، امروز یازده اردیبهشت توسط تعدادی از رانندگان و اعضای سندیکای کارگران شرکت واحداز ساعت 12 در پایانه آزادی برگزار شد ،هرچند که از ابتدا مامورین لباس شخصی و نیروهای انتظامی از برگزاری این مراسم ممانعت میکردند و حتی میخواستند به خشنونت کشیده شود اما با هوشیاری و همکاری رانندگان این مراسم در شرایط سخت پلیسی امنیتی برگزار شد و اعضای سندیکا با دادن شکلات و یکعدد خودکار که برروی آن نوشته شده بود زنده باد سندیکا و تبریک اول ماه مه چاپ شده بود را به رانندگان هدیه میدادند و همچنین روزنامه مستقل که مصاحبه دو تن از اعضای سندیکا را که در صحفه اول به مشکلات معیشتی و برخوردهای پلیسی با سندیکا پرداخته بود ودر صحفه دوم هم قعطنامه مشترک سندیکا و نیشکر هفت تپه و کمیته هماهنگی را به چاپ رسانده بود به همکاران میدادند که عوامل لباس شخصی چندین بار به کارگران حمله ور شدند تا خودکار ها و شکلات را بگیرند که با مقاومت رانندگان و اعضای حاضر روبرو شدند و کوتاه آمدند ،متاسفانه یکی از لباس شخصی ها دلیل حمله ور شدنش را این طور وانمود میکرد که چرا به روی خودکار نام سندیکای شرکت واحد نوشته شده و غیر قانونی است ،خوشبختانه این مراسم بدون درگیری جدی و دستگیری بپایان رسید .

گزارش تکمیلی مراسم روز جهانی کارگر در مقابل مجلس شورای اسلامی – واله زمانی بازداشت شد

صبح امروز جمعهایی از کارگران علیرغم ممانعت شدید نیروهای انتظامی موفق به تجمع در مقابل مجلس و بر پایی مراسم مستقل روز جهانی کارگر شدند.

در این تجمع که از ساعت ده صبح  و با هماهنگی اتحادیه آزاد کارگران ایران برگزار شد نیروهای انتظامی مستقر در محل با اعلام اینکه مجلس تعطیل است اعلام کردند اجازه بر پائی مراسم را نخواهند داد اما کارگران شرکت کننده در مراسم با باز کردن بنرهایی در رابطه با گرامیداشت روز جهانی کارگر و تصاویر اسماعیل عبدی و بهنام ابراهیم زاده اقدام به آغاز مراسم نمودند که با عکس العمل ماموران برای جمع کردن بنرها و پلاکاردها مواجه شدند. در ادامه این کشمکش و در حالی که کارگران بیشتری به تجمع می پیوستند، نیروهای انتظامی مجبور به پذیرش قرائت قطعنامه از سوی تجمع کنندگان و سپس پایان مراسم شدند.

بدنبال این توافق که با کشمکش طولانی و ایستادگی کارگران تجمع کننده صورت گرفت  قطعنامه تشکلهای مستقل کارگری  توسط شاپور احسانی راد و ناهید خداجو قرائت شد و مراسم با کف زدن و دادن شعارهای زنده باد اول ماه مه، روز کارگر روز ماست – خیابان از آن ماست، در مقابل مجلس پایان گرفت و کارگران شرکت کننده در حالی که در محاصره نیروهای انتظامی بودند اقدام به راهپیمائی به سوی مترو بهارستان و سر دادن شعار کردند و در پایان بار دیگر با ایستادن در مقابل مترو و سر دادن شعارهای مختلف به مراسم خود پایان دادند. اما پس از ورود به مترو، و در حالیکه بسیاری از کارگران محل را ترک کرده بودند عده ای از آنان از طریق یکی از عابرین متوجه شدند که در مقابل درب مترو درگیری پیش آمده است. بدنبال این وضعیت، این عده به سمت درب مترو حرکت کرده و متوجه شدند مامورین امنیتی اقدام به بازداشت واله زمانی و انتقال وی به کیوسک نیروهای انتظامی مجلس کرده اند. این کارگران در محل کیوسک نسبت به بازداشت واله اعتراض کردند اما اعتراض آنان به جائی نرسید و نهایتا واله زمانی به دادسرای پارک شهر منتقل شد. در این مراسم حضور نیروهای امنیتی و انتظامی چشمگیر بود و آنان در طول مراسم بارها اقدام به گرفتن گوشیهای موبایل تجمع کنندگان کردند  و اجازه فیلمبرداری و عکاسی به آنان ندادند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران، با تبریک اول ماه مه به کارگران در ایران و سراسر جهان، برگزاری مستقل مراسم اول ماه مه توسط کارگران را در مقابل مجلس شورای اسلامی حق قانونی و خدشه ناپذیر آنان میداند و با محکوم کردن بازداشت واله زمانی خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط ایشان و برداشته شدن هر گونه محدودیت و ممنوعیتی نسبت به برگزاری مستقل مراسم اول ماه مه است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – اول ماه مه 2017 – 11 اردیبهشت ماه 1396

پخش هزاران کارت پستال به مناسبت روزجهانی کارگر در شهر سنندج

بنا به گزارش دریافتی، طی روز های گذشته و در آستانه اول ماه مه و برای استقبال از این روز، اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری و فعالین کارگری اقدام به پخش گسترده کارت پستال هایی به این مناسبت کردند.

این کارت پستال ها را در اکثر شهرک ها و محلات کارگری به شیوه ی منظم و حضوری به دست کارگران رساندند. این شهرک ها ومحلات عبارتند از شهرک های شماره 1 ، 2  و 3 عباس آباد، شهرک ننله، محله کانی کوزله، میدان بار و چند محله دیگر.

این اقدام فعالین کارگری، با استقبال گرم و بی نظیر کارگران و مردم قرار گرفت و موجب شادی کارگران گردید. طوری که کارگران آمادگی خود را برای برگزاری هرگونه مراسمی به مناسبت روز جهانی کارگر اعلام کردند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – 9 اردیبهشت 1396

تجمعات اعتراضی کارگران همزمان با اول ماه مه:

*تجمع اعتراضی دوباره کارگران اخراجی طرح توسعه حوزه گازی تنگ بیجارنسبت به توخالی درآمدن وعده هامقابل استانداری ایلام!

امروز11اردیبهشت ماه، کارگران اخراجی طرح توسعه حوزه گازی تنگ بیجاردراعتراض به توخالی درآمدن وعده و وعیدهای مسئولین مبنی بر بازگشت بکارشان مقابل استانداری ایلام تجمع کردند.

بنابه گزارش منابع خبری محلی،طول یکسال گذشته بارها و بار ها شاهد تجمع های مکرر این کارگران از کار بیکار شده شرکتهای نفت وگاز استان در قابل استانداری وحتی وزارت نفت  بوده ایم ،عده ای که زخم بیکاریشان دردهای مزمنی بر جان وروح خود وخانواده هایشان برجای  گذاشته است .

شاید آلام ناشی از زخم بیکاری با گذشت زمان قابل التیام باشد ،اما وعده وعید های  بی نتیجه مسئولین ،بی توجهی ها و قول وقرارهای بی حاصل آنان ،نمکهایی شده که در این مدت دردهای مستولی شده بر روح وروان این کارگران را تشدید کرده است  و فراموش نمودن آنها زمانی به درازای عمرشان می خواهد.

هفتم تیرماه سال گذشته بود که جلال میرزایی نماینده مجلس شورای اسلامی ، در خصوص برگزاری نشستی با مسئولین مرتبط برای بازگشت به کار این کارگران گفت : پس از بحث و تبادل نظر طولانی در خصوص وضعیت کارگران اخراج شده و اهمیت بازگشت به کار آنها مقرر شد تا چهارشنبه ی هفته ی آینده تعداد 106 نفر از این کارگران به صورت قرارداد یکساله در تاسیسات نفتی تنگ بیجار مشغول به کار شوند.

به گفته میرزایی برای 94 نفر باقیمانده نیز شرکت نفت و گاز غرب متعهد شد تا زمینه عقد قرار داد با آنها در تاسیسات نفتی آذر را فراهم آورد.

هفته گذشته نیز مدیرکل تعاون ،کار ورفاه اجتماعی استان ایلام در خصوص وضعیت نهایی کارگران از کار بیکار شده تنگ بیجار این گونه گفت :طبق  قانون کار ،بازگشت به کار کارگران اخراجی ،تابع قوانین خاصی است .برهمین اساس پایان قرارداد معین ،مانع از بازگشت به کار می شود .

زرگوش ادامه داد: از آنجاییکه قرارداد کاری نیروههای از کار بیکار شده حوزه نفتی تنگ بیجار با پیمانکار پروژه به اتمام رسیده است ،لذا موضوع بازگشت به کار آنها تابع قوانین خاصی بود امابااین حال بعد از جلسات متعدد با حضور استاندار ،نمایندگان مجلس ومدیران شرکت نفت این موضوع بطور جدی در دستور رسیدگی و پیگیری قرار گرفت.

وی افزود: براساس آخرین اخبار از وضعیت این نیروها ،بجز 60 نفز ،مابقی آنها در پروژه های نفت وگاز استان بکارگیری شده اند .

درهمین رابطه امروزنماینده این کارگران اخراجی به خبرنگاران گفت : قرار بود براساس موافقت وزارت نفت تعدادی از ما بازگشت به کار داده شوند ،اما هرکدام از این افراد تاکنون با وجود بیکاری ،مبالغ زیادی هزینه کرده اند ، ولی کماکان خبری از بازگشت به کارشان نیست .

درپایان باید پرسید:جناب آقای مدیرکل ! اگر کارگران اخراجی بازگشت به کار شده اند ،پس این افرادی که امروز در مقابل استانداری ایلام تجمع اعتراضی کردند ،کی بودند ؟

 *تجمع اعتراضی کارگران بیکارشده کارخانه قند ممسنی  نسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل استانداری فارس!

صبح امروز11اردیبهشت،جمعی از کارگران بیکارشده کارخانه قند ممسنی دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل استانداری فارس تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،کارگران کارخانه تعطیل شده ممسنی در این تجمع خواستار پرداخت مطالبات و معوقات خود شدند. این کارگران که حدود 38 ماه است حقوق معوقه دارند نسبت به بی تفاوتی و وعده های مسئولان معترض بودند.

یکی از کارگران گفت: تامین اجتماعی نیز 20 ماه است هیچ کمکی به ما نکرده و بیمه بیکاری رو قطع کرده است.

کارخانه قند ممسنی در مردادماه 95 تعطیل و همه کارگران آن بیکار شده اند.

با وجود اینکه مسئولان استان و نماینده های مجلس بارها وعده حل مشکلات کارخانه قند ممسنی را داده اند اما تاکنون آبی از دولت تدبیر برای کارگران بیکار شده این واحد گرم نشده است.

*تجمع اعتراضی500 کارگربازنشسته شرکت فولاد خوزستان نسبت به شرکت بیمه ای طرف قرارداد!

امروز11اردیبهشت،500 کارگربازنشسته شرکت فولاد خوزستان جلوی درب شماره یک این واحد بزرگ صنعتی در اعتراض به شرکت بیمه ای طرف قرارداد خود تجمع کردند.

به گزارش منابع خبری محلی،در این تجمع که مقارن ساعت 11 امروز دوشنبه 11 اردیبهشت  انجام شد حدود 500 نفر از بازنشستگان صنایع فولاد در اعتراض به واگذاری بیمه درمانی به شرکت البرز جلوی درب شماره یک این شرکت گرد هم آمدند تا مراتب اعتراض خود را نسبت به واگذاری بیمه خود به شرکت البرز اعلام نمایند.

به گفته این بازنشستگان شرکت بیمه نامبرده مبلغ بیشتری را نسبت به شرکت قبلی از حقوق آنان کسر می کند.و به همین دلیل بازنشستگان خواهان فسخ قرارداد از طرف مدیران شرکت صنایع فولاد با این شرکت بیمه ای هستند.

این تجمع بعد از یک ساعت به کار خود پایان داد.

* تجمع اعتراضی کارگران سهام دار معدن کرومیت اسفندقه مقابل ساختمان اداره کل بازرسی استان کرمان!

امروز11اردیبهشت ماه،جمعی از کارگران سهامدار معدن کرمیت اسفندقه که صاحب ۳۲ درصد از سهام این واحد تولیدی هستند، در اعتراض به مشخص شدن وضعیت سهام خود مقابل ساختمان اداره کل بازرسی استان کرمان تجمع کردند.

به گزارش11اردیبهشت ایلنا، از حوالی ساعت ۹ صبح امروز یکشنبه (۱۱ اردیبهشت ماه)، جمعی از کارگران سهام دار کارخانه معدن کرمیت اسفندقه که از کارگران شاغل ،بازنشسته واخراج شده این واحد تولیدی هستند با تجمع  مقابل ساختمان اداره کل بازرسی استان کرمان خواستار رسیدگی به مشکل مربوط به دریافت سود سهام این شرکت شدند .

این گروه از کارگران که صاحب ۳۲  درصد از سهام این واحد معدنی هستند، گفتند:  صندوق بازنشستگی فولاد وشرکت صعتی معدنی امیر که به ترتیب صاحب ۵۱ و ۱۷  درصد از سهام  این واحد معدنی را دارند، در خصوص گزارش سالانه و توزیع سود سهام شفاف عمل نمی‌کند.

آنطور که بازنشستگان و کارگران معدن کرومیت اسفندوقه می‌گویند، در سال  ۷۱ سهام  معادن کرومیت اسفندقه (یکی از بزرکترین معادن کرومیت کشور )از سوی وزارت صنعت ومعدن دولت وقت  بین صندوق بازنشستگی فولاد وشرکت  صنعتی معدنی امیر و  بیش از ۶۵۰ کارگری که آن زمان در این واحد معدنی مشغول بوده‌اند، تقسیم شده است.

معترضین خواهان شفاف سازی از روند توزیع سود سهام وگزارشهای سالانه هستند و تاکید دارند که خرید و فروش سهام این معدن وتغیرات مدیریتی آن بدون در نظر گرفتن میزان سهم آنان عملی غیر قانونی است.

*تجمع اعتراضی کارگران بیکارشده جایگاه‌های سوخت بدنبال خصوصی سازی مقابل وزارت نفت!

روز گذشته(10اردیبهشت)، جمعی از کارگران بیکارشده جایگاه‌های سوخت بدنبال خصوصی سازی دست به تجمع اعتراضی مقابل وزارت نفت زدند.

به گزارش 11اردیبهشت ایلنا، روز گذشته (دهم اردیبهشت)، جمعی از کارگران قرارداد موقت جایگاه های سوخت، مقابل وزارت نفت تجمع کردند.

این کارگران که پس از خصوصی‌سازی و واگذاری جایگاه‌های سوخت به بخش خصوصی، بیکار شده اند می‌گویند: سالها سابقه کار و تخصص داریم؛ ولی با واگذاری جایگاه‌های سوخت به شرکت های خصوصی، بیکار شده‌ایم.

این کارگران می‌گویند واگذاری اموال ملی به شرکت ها، منافع کارگران را تهدید می‌کند.

*تجمع اعتراضی  صدها کارگران ذوب آهن اصفهان!

صبح روز گذشته(10اردیبهشت)،صدها کارگر4 کارگاه ذوب آهن، مقابل دفتر مدیر عامل کارخانه تجمع کرده و با شعارهایی، خواهان کناره گیری احمد صادقی مدیرعامل این شرکت شدند.

بنابر اعلام برخی منابع ، صادقی چندی پیش گفته بود بخش اعظمی از بدهی های شرکت صفر شده کرده و نوید بازگشت ذوب آهن به وضعیت سابق خود را داده بود و از واژه امپراطوری ذوب آهن استفاده کرده بود.

ذوب آهن بعد از افزایش سرمایه 322 درصدی از محل تجدید ارزیابی دارایی ها ( از 786 به بیش از 3.318 هزار میلیارد تومان) اولین درآمد هر سهم مالی جاری را با 35 ریال زیان همراه کرده است.

قطعنامه تشکلهای کارگری ساختمانی به مناسبت روز جهانی کارگر

گرامی باد اول ماه مه ، روز جهانی کارگر

در طول تاریخ بشریت انچه که عینیت داشته بهره کشی از طبقه ای از اجتماع به نام طبقه کارگر بوده است .تضاد و ستم در دوران های متفاوت میان برده و برده دار ، فئودال و کشاورز و نهایتا کارگر و سرمایه دار ادامه داشته و این تضاد و ستم و فاصله طبقاتی با کالایی شدن محصولات به اوج خود رسیده است که اکنون ستم و استثمار طبقه کارگر پیش از هر دورانی قابل لمس و عیان تر شده است .در این شرایط در سال ۹۶ در حالی به پیشواز روز کارگر میرویم که شرایط وخیمی رو در سال ۹۵ از زندگی و شرایط بسیار دشوار کارگران از جمله شلاق زدن کارگران ، شرایط سخت و فقر و بیکاری گسترده کارگران، امار وحشتناک حوادث کار ، عدم سهمیه بیمه کارگران ساختمانی ، تحمیل دستمزد زیر خط فقر و افزایش کودکان کار و خیابان ، افزایش اعتیاد جوانان طبقه کارگر به دلیل بیکاری و نهایتا افسردگی و… را پشت سر گذاشتیم . ما در حالی به پیشواز روز کار میرویم که جز فروش نیروی کارمان در قبال اندک مزد چیزی دیگر نداریم نیرویی که خالق همه ثروت ها و نیازهای جهان است اما متاسفانه خود از یک زندگی ساده و بخور و نمیر و انسانی هم محروم هستیم و در شرایط اسفبار و سختی زندگی را می گذرانیم.

حمایت از قشر ضعیف و طبقه کارگر امروزه به شعاری تبدیل شده که در تمامی جهان از ان برای رسیدن به قدرت مورد استفاده قرار میگیرد این استثمار خواهد در امریکایی که خود را مهد تمدن می نامد باشد و یا در کشورهای جهان سومی که رنگ پیشرفت را به خود ندیده اند. با توجه به شرایط موجود و با نیم نگاهی به اخبار و رسانه ها می توان به صراحت دید که وضعیت کارگران در شرایط مطلوبی قرار ندارد ، و این نه در اقتصاد سرمایه داری آمریکا و نه در سوسیالیست بودن اروپایی ها و نه کمونیستی چین و حتی در اسلامی بودن بسیاری از کشورهای آسیایی حقوق کارگران هیچ گاه رعایت نشده است.

در خصوص وضعیت فلاکت بار ، رکود و بیکاری کارگران ساختمانی درخصوص بیکاری و رکود ساخت و ساز و مشکلات این قشر از جامعه به مانند سالیان پیش با فرا رسیدن روز کارگر ،خواسته های قانونی و مطالباتمان  را به شرح زیر بیان خواهیم کرد.

۱. با توجه به عدم حمایت از کارگران ساختمانی حادثه دیده که موجب مرگ و نقص عضو و از کارافتادگی می شود ، ما خواستار غرامت ناشی از حادثه کار و ایام بیکاری و از کارافتادگی هستیم.

۲ . با وجود شرایط سخت و زیان اور بود فعالیت در صنعت ساختمان  هیچ کارگر ساختمانی رنگ و بوی بازنشستگی را نخواهد دید این شرایط در حالی است که کارهای ساختمانی شامل سخت و زیان اور بودن نمی شوند .

۳ .با توجه به فصلی بودن کار و همچنین بحران های ادواری ساخت و ساز ، خواستار پرداخت بیمه بیکاری در فصول بیکاری هستیم.

۴. سهمیه بندی بیمه کارگران ساختمانی بر خلاف ماده ۵ تامین اجتماعی هنوز وجود دارد و ما کارگران ساختمانی خواهان لغو سهمیه بودن بیمه کارگران ساختمانی هستیم .

۵. دولت کارگران ساختمانی را از اصل ماده ۲۹ قانون اساسی خارج کرده است ، ما کارگران ساختمانی آن را مغایر همین حقوق اندک می دانیم و خواستار لغو چنین تصمیمی هستیم .

۶. کارهای فرهنگی در جهت ارتقا منزلت اجتماعی کارگران صورت نگرفته است ما کارگران ساختمانی خواستار توجه بیشتر بر شرایط زندگی کارگران ساختمانی هستیم

۶. با وجود ۵۰ درصد از میزان حوادث کار در دنیا برای کارگران ساختمانی هنوز کارفرمایان ملزم به رعایت موارد ایمنی در ساختمان نمیباشند.

در نهایت ما کارگران ساختمانی همگام با سایر هم طبقه ای هایمان در صنوف ها و جاهای مختلف از مطالبات آنها هم حمایت می کنیم و با اطمینان می توانیم بگوییم با اتحاد و همبستگی و یاری همدیگر می توانیم به خواسته هایمان برسیم.

گرامی باد اول ماه مه ، روز جهانی کارگر

انجمن کارگران ساختمانی مریوان و سرواباد

انجمن کارگران ساختمانی کامیاران

انجمن کارگران ساختماتی سقز

انجمن کارگران ساختمانی بانه

انجمن کارگران ساختمانی دیواندره

انجمن کارگران ساختمانی شهرستان ابهر

انجمن کارگران ساختمانی شهرری، حسن اباد

انجمن کارگران ساختمانی خلیل آباد

انجمن کارگران ساختمانی مهاباد

انجمن کارگران ساختمانی خرمشهر

انجمن کارگران ساختمانی هریس

انجمن کارگران ساختمانی دورود

انجمن کارگران ساختمانی نی ریز فارس

انجمن کارگران ساختمانی آبادان

انجمن کارگران ساختمانی سراب

انجمن کارگران ساختمانی دزفول

انجمن کارگران ساختمانی پل سفید

انجمن کارگران ساختمانی بوکان

انجمن کارگران ساختمانی یزد

انجمن کارگران ساختمانی قوچان

انجمن کارگران ساختمانی میاندوآب

انجمن کارگران ساختمانی خرمدره

انجمن کارگران ساختمانی شاهرود

انجمن کارگران ساختمانی سمنان

۹۶/۲/۱۰

گزارشی درباره وضعیت دردناک كارگران باربر منازل به مناسبت روزكارگر

٧ روز است گوشي تلفن كيان زنگ نخورده. كيان ٧ روز است بيكار است. ٧ روز قبل، صاحب اتوبار تلفن زد و نشاني داد كه كيان با سه نفر باربر بروند زعفرانيه، جابه‌جايي بار منزل. از ٧ روز قبل تا امروز، هيچ. هيچ، يعني آخرين مزدي كه كيان و باربرها گرفتند، همان ٣٠ هزار تومان ٧ روز قبل بود. تا اول برج و موعد اجاره، ٥ روز مانده و ساعت ٥ عصر يكشنبه، كيان و ٧ باربر كه آنها هم از يك هفته، ١٠ روز، ٥ روز قبل بيكار مانده‌اند، توي «خانه كارگري» پشت فلكه كن نشسته‌اند و چشم دوخته‌اند به صفحه تاريك گوشي.

– اسمم پيمانه. ٢٨ سالمه. ٤ ساله اومدم باربري. تا يك ماه اول، كارتن و صندلي و بار سبك مي‌بردم تا رسيدم به لباسشويي و اجاق گاز و ظرفشويي. اولين بار كه لباسشويي كول گرفتم، وقتي بار رو گذاشتم زمين، پاهام مي‌لرزيد، تا چند دقيقه نمي‌تونستم راه برم. تا چند دقيقه بعدش نمي‌تونستم صاف بايستم. بخواي توي اين كار بموني، بايد كار كني. دست خودت نيست كه بگي فقط وسايل سبك مي‌برم.

– بعضي خونه‌ها كه ميريم، سر هزينه يخچال و گاوصندوق دعواست. حاضر نيستن بابت يخچال ١٥٠ كيلويي كه

٤ طبقه برديم بالا ٢٠ تومن اضافه بدن. خيلي خونه‌ها رفتيم و وقتي اومديم بيرون، صاحبخونه گفته حلالتون نباشه. هزار بار به خودم گفتن حرومتون باشه. مي‌رسي خونه، مي‌بيني از اون پول يك قرون هم نمونده انقدر نفرين كردن.

هيچ كدام نمي‌توانند نيم ساعت، صاف بنشينند. هر ١٠ دقيقه، يك ربع، از جا بلند مي‌شوند تا چند قدم راه بروند و درد كمر و زانو و ساق پا را آرام كنند. نرسيده به پيچ ٣٠ سالگي، افتاده‌اند در سراشيب از كارافتادگي. ١٠ سال، ٥ سال، ٤ سال قبل، از بركت ناچيز يك هكتار، دو هكتار زمين كشاورزي پهن شده پاي دامنه زاگرس گذشتند تا همان يك گوني، دو گوني بارِ گندم و نخود و جو كه سرِ سال مي‌دهد و بيشتر از يك ميليون، دو ميليون تومان سود و عايدي ندارد براي خانواده‌هاي ٨ نفره و ٩ نفره پدري، بماند براي ننه و باباي پير و خواهر و برادر صغير. ١٥ ساله و ١٨ ساله و ١٩ ساله، يك ساك و يك پتو كول كشيدند و دلبسته وعده‌هاي باقي هم‌ولايتي‌ها كه آنها هم كمر طاق زده بودند زير بار تجمل و تكبر «پايتختي‌ها»، با اولين اتوبوسي كه سر پيچ ترمينال سنندج، داد مي‌زد «تهرون… تهرون»، خودشان را رساندند پاي برج آزادي و همان، اولين و آخرين بار بود كه گردن كشيدند سمت سقف آسمان. از آن روز به بعد، چشم‌هاي‌شان فقط موزاييك و كاشي كفِ خانه‌ها را رج زد و گردن و شانه و قامت خم شد زير سنگيني وزن مبل و كمد و يخچال و قالي مردم كه توهم برِشان داشته بود «اينها خلق شده‌اند براي حمالي».

– اولين بار… يك يخچال كولم بسته بودم و با زانو خوردم روي پله. تا دو ماه نتونستم كار كنم. همه‌مون بايد يخچال سايد ١٥٠ كيلويي و لباسشويي ٧٠ كيلويي و گاوصندوق ٢٠٠ كيلويي رو كول بكشيم. پارسال يك بوفه ٤ لنگه رو از ٤ طبقه مي‌بردم بالا كه شيشه‌اش از جا در اومد و افتاد روي دستم. رفتم بيمارستان ٥٠٠ هزار تومن گرفتن بخيه بزنن. چقدر مزد گرفتم ؟ ٥٠ تومن. يك قرون از هزينه درمان پاي كارفرما نيست. همه چي رو بايد از جيب خودمون بديم. حقوق ما همون مزديه كه مشتري ميده. چه زخمي بشيم، چه بميريم، همه چي پاي خودمونه.

– بيمه كه نيستيم، قرارداد هم نداريم، از وقتي مياي، سرِت آويزون. وضع همه كارگراي باربري همينه‌ها. اگه الان بگم چرا منو بيمه نمي‌كني، ميگه برو خوش اومدي، يكي ديگه رو مياره جاي من. هر سه ماه هم يك كاغذ مياره امضا كنم كه هيچ حق و حقوقي طلب ندارم. بارها سر ٣٠ تومن، ٤٠ تومن كه مشتري نداده رفتيم كلانتري، مامور تا مي‌بينه ماشين باربريه، ميگه دوباره باربري؟ به جاي اينكه بگه مشكلت چيه، ميگه حق با صاحبخونه است و تو زياد پول خواستي.

صفحات سايت شركت‌هاي باربري را كه ورق بزني، مزد كارگر براي ٣ ساعت، ٢٠ الي ٣٠ هزار تومان است. كار كه از ٣ ساعت بگذرد، يك سوم تعرفه به مزد كارگر اضافه مي‌شود. كارگرهايي كه نه قرارداد دارند و نه بيمه. هر ٣ ماه و ٤ ماه و ٦ ماه هم طبق قرار نانوشته و نامعلومي بايد پاي يك برگه امضا بيندازند كه هيچ طلبي از صاحب اتوبار ندارند. در صفحات سايت بعضي اتوبارها، فقط بعضي اتوبارها، براي حمل گاوصندوق و يخچال سايد باي سايد، بسته به طبقه‌اي كه بايد حمل شود، هزينه جداگانه نوشته شده. رقم‌هايي كه بيشتر به يك جوك بي‌مزه مي‌ماند: هزينه جابه‌جايي يخچال سايد باي سايد بالاي ٢٥ فوت – طبقه‌اي ١٠ هزار تومان / هزينه حمل گاوصندوق ٣٠٠ تا ٣٣٠ كيلو – طبقه‌اي ٣٠ هزار تومان… . اين رقم اضافه، سهم همه و هيچ است. يك نفر، يخچال ١٦٠ كيلويي و گاوصندوق ٣٠٠ كيلويي را به كول مي‌بندد و آن رقم اضافه، بين همه كارگرها تقسيم مي‌شود. اتوبارهايي كه از ترس از دست رفتن مشتري، قيد يادآوري چنين هزينه‌اي را مي‌زنند، باربر مي‌ماند و مشتري كه حاضر نيست بابت كول كشيدن يك يخچال

١٥٠ كيلويي، حتي ٥ هزار تومان انعام بدهد. بعضي اتوبارها در صفحه اول سايت‌شان، تصويري از يك خانواده خوشبخت گذاشته‌اند كه همگي روي يك كاناپه نشسته‌اند و دو كارگر ملبس به لباس كار شيك و تميز، لبخند زنان دو سمت كاناپه را گرفته و جابه‌جا مي‌كنند. اين تصوير، همان سرابي بود كه در دلِ راشد و عدنان و بهزاد خانه كرد. لباس كار كجا بود ؟ لبخند كجا بود ؟ واقعيت زندگي كارگر باربري، حتي با نگاتيو اين تصوير هم فاصله دارد از زمين تا آسمان. وقتي كفِ دست‌هاي قاچ خورده شان را نشان بدهند، وقتي مهره‌هاي ستون فقرات‌شان را نشان بدهند كه يك به يك، مثل تيله‌هاي به خط شده، متورم و تيره شده بس كه سنگيني يخچال ٢٥ فوتي و كمد ٤ لنگه و ميز غذاخوري ١٢ نفره روي مهره فشار آورده، وقتي ردِ زخم‌هاي كهنه روي ساعدشان را نشان بدهند كه يادگار خُرد شدن شيشه ميز غذاخوري و غش كردن كمد و آوار شدن كارتن‌هاي كتاب است، آن وقت فكر مي‌كني «واقعا ١٠ هزار تومن و ٣٠ هزار تومن اضافه، مي‌ارزه به اين جون كندن؟»

– اسمم عدنانه. ١٥ سالم بود اومدم براي باربري. كارتن شكستني دستم نمي‌دادن انقدر كه سنم پايين بود. الان پيانو رو مي‌بندم به كول و گردنم، يك نفري مي‌برم. مشتري كه زنگ مي‌زنه، اگه بگم بايد براي پيانو دو نفر بيان منصرف ميشه. اگه نريم، بيكار مي‌مونيم. مثل الان كه ٥ روزه بيكاريم. يك ماه مي‌بيني درآمدمون ميشه يك ميليون و ٥٠٠، يك ماه ٥٠٠. گاهي ٤ روز، يك هفته بيكاريم.

– خونه‌اي رفتيم كه صاحبش گفت تا صبحانه نخوري نمي‌ذارم كار كني. خونه‌اي هم رفتيم كه آب خوردن خواستيم، آب خورديم و ليوان رو از ما گرفتن و انداختن سطل آشغال. خونه‌هايي مي‌ريم كه ميگيم مي‌تونيم دستمون رو توي ظرفشويي بشوريم، ميگن نه، نميشه. ما رو نجس مي‌بينن.

محمد محمدي؛ مشاور معاونت فني و درآمد سازمان تامين اجتماعي به خبرنگاراعتماد مي‌گويد كه اين كارگران مي‌توانند با شكايت از صاحب اتوبار به حق‌شان برسند. مي‌گويد كه در صورت اثبات ادعاي باربر درباره محروميت از بيمه، سازمان تامين اجتماعي از حقوق از دست رفته باربر دفاع مي‌كند.

«قانون تامين اجتماعي، كارگاه و كارفرما و بيمه شده رو تعريف كرده و طبق ماده ٣٤ قانون كار هم تمام دريافت‌هاي قانوني كارگر، حق‌السعي يا مزد محسوب ميشه و كارفرما، به ازاي اين پرداخت‌ها مكلف شده به تهيه فهرست حق بيمه كارگران متناسب با روزهاي كاركرد. قانون تامين اجتماعي اين تاكيد رو داره كه كارگر، حتي براي يك ساعت كار، به اندازه همون يك ساعت هم مشمول بيمه است و پرداخت‌كننده مزد، مكلفه كه براي اون فرد، به سازمان تامين اجتماعي حق بيمه پرداخت كنه تا كارگر، بتونه از مزاياي تامين اجتماعي برخوردار بشه. سازمان تامين اجتماعي هم موظفه فهرست پرداخت حق بيمه رو بررسي كنه و مي‌تونه بر اساس ماده ٤٧ قانون تامين اجتماعي، بازرسي از كارگاه داشته باشه. اگر پرداخت مزد كارگر، در دفاتر كارگاه ثبت شده باشه، همين پرداخت‌ها به عنوان سابقه تكليف حق بيمه محسوب ميشه و اگر ثبت نشده باشه يا كارفرما، فهرست ناشناس تهيه كرده باشه و براي بازرسان ما قابل استخراج نباشه، كافيه كارگر ادعا كنه و مدارك و مستنداتي داشته باشه مبني بر اينكه در اين كارگاه كار مي‌كرده و حق بيمه‌اش پرداخت نشده. در صورت احراز اين ادعا، بازرس ما به استناد ماده ٤٠ قانون تامين اجتماعي، حق بيمه كارگر رو از كارفرما مطالبه مي‌كنه. حالا شما ميگين اين كارگرا بايد هر ٦ ماه يك‌بار تعهد خطي بِدن به كارفرما كه هيچ طلبي ندارن. امضاي كارگر پاي همون برگه، مدرك احراز اشتغال و ادعاي سابقه است».

محمدي در پايان حرف‌هايش مي‌گويد: «اگه اينا رو بنويسين، براي اين كارگرا خيلي بد ميشه».

٥٠٠ متر بعد از پل كن پشت باغ‌ها، يك محوطه خاكي بزرگ پاركينگ خاورهاي اتوبارهاست. بيش از ٣٠ خاور روي خاكي خوابيده و هفته آخر فروردين، موتور تمام خاورها، سردتر از سرماي زمستاني است كه بارِ باغ‌هاي كن را سوزاند. در كوچه‌هاي آسفالت تركيده پشت محوطه خاكي، خانه‌هاي ٣٠ متري و ٤٠ متري كارگري، تنگ هم چپيده‌اند. باربرهاي مجرد، مستاجر بعضي از اين خانه‌ها هستند. صاحب اتوبار، كل خانه را با ١٠ ميليون و ١٥ ميليون تومان وديعه و ٢ ميليون تومان اجاره ماهانه، مالك مي‌شود و ٢٠ باربر، ٢٥ باربر را مي‌ريزد توي دو تا اتاق ٢٠ متري٣٠ متري كه هر كدام بايد ٥٠٠ هزار تومان، يك ميليون تومان وديعه بدهند و ماهي ١٠٠ هزار تومان اجاره براي خانه‌اي بدون حمام و آب گرم كه فقط، جاي خواب است و لوكس‌ترين تجهيزاتش يك گاز پيك‌نيكي. ايوب، نگهبان يكي از اين خانه‌هاست. باربري كه جواني‌اش را پاي كول گرفتن گاو صندوق و يخچال خرج كرد و دو سال قبل، گاوصندوق ١٧٠ كيلويي از دست كمك باربر رها شد روي پاي ايوب و استخوان ساق پاي راستش را مثل سكه‌هاي

٢٠٠ توماني تهِ جيبش خرد كرد. تنها كمك صاحبخانه، اين بود كه به اورژانس تلفن زد. تنها كمك صاحب اتوبار اين بود كه ايوب را به دليل ناتواني اخراج كرد. ايوب، براي جمع كردن خرده‌هاي استخوان و چفت كردن‌شان با پلاتين، ١٥ ميليون تومان؛ تنها پس‌اندازش را خرج كرد و حالا، در ٤٠ سالگي از كار افتاده شده و با يك پاي لنگ، فقط از پسِ نگهباني بر مي‌آيد. نگهبان «خانه كارگري» با يك حياط ٦ متري و دو اتاق كه روي سر هم سوار شده‌اند با يك نردبام فلزي. درِ اصلي خانه كه باز مي‌شود، مي‌افتي توي بغل نردبام. ايوان جلوي اتاق بالا، آنقدر عرض دارد كه ١٠ جفت دمپايي در پهنايش روي هم كوت شود. كنار پاي نردبام، ٦ پله مي‌رود زيرِ زمين. از پنجره و روزنه خبري نيست. درِ آلومينيومي قفل خورده خبر مي‌دهد كه اينجا هم يك اتاق است. ايوب مي‌گويد در هر اتاق ١٠ باربر زندگي مي‌كنند. در اين خانه ٢٠ باربر زندگي مي‌كنند كه اين وقت عصر، همه‌شان رفته‌اند اول پل، چشم انتظار كار.

– باربرا، زير سنگيني بار خون دماغ ميشن. مي‌ميرن زير سنگيني بار. كسي ما رو آدم حساب نمي‌كنه. ميري توي خونه مشتري، آدم حسابت نمي‌كنه. صاحب كار هم آدم حسابت نمي‌كنه. بارها مشتري بِهِمون گفته حمال. نه توي دعوا و عصبانيت، توي شرايط عادي بهمون ميگه حمال بيا اينو جابه‌جا كن. مي‌شنوي بچه داره به باباش ميگه بابا، حمال داره وسايل رو جابه‌جا مي‌كنه. بعضي وقتا براي اينكه پول ما رو ندن، ميگن يك چيزي دزديدي. زنگ مي‌زنن مامور ١١٠ مياد و اونم بدون هيچ بازپرسي ما رو مي‌فرسته آگاهي چون ميگه حق با مشتريه و شماها كارگرين. دستمون هم به هيچ جا بند نيست. حرف ما برشي نداره كه بتونيم از خودمون دفاع كنيم.

– همه اينا به خاطر فقره. اگه شهرستان خودمون كار بود، اگه يك كارخونه‌اي بود، اونجا كار مي‌كرديم و هيچ‌وقت نمي‌اومديم باربري. اونجا هيچي نيست. يك كارخونه بود كه اونم آتيش زدن تموم شد. فقط يه مزرعه پرورش قارچ هست كه مگه چقدر جا داره؟ حداكثر ٥٠ نفر.

اگر باربرهايي كه اول فلكه كن، گوش به زنگ تلفن بودند تا عرق‌شان از خجالت بي‌پولي، كمي، فقط كمي خشك شود، حرف‌هاي حسين زندي؛ رييس اتحاديه حمل و نقل كالاي شهري را مي‌شنيدند وقتي از دستمزد پرداختي به «باربرها» ابراز رضايت مي‌كرد و به كارفرما حق مي‌داد كه زير بار بيمه و باقي بايدهاي قانون نرود و به مردم حق مي‌داد كه هميشه از باربرها ناراضي باشند چون در اكثر خلاف‌ها، «باربرها» مقصرند، چه جوابي داشتند ؟ حسين زندي چه جوابي داشت ؟

«٣٥٠ دفتر رسمي حمل بار در تهران داريم كه از ٥ تا ١٥٠ ماشين دارن. حدود ١٥٠ دفتر هم، غير رسمي هستن و بدون پروانه. بيش از ٧٠ درصد باربرهاي ايراني، كارگراي فصلي هستند كه ميرن براي كشاورزي و مواقع خاصي كه فصل

اثاث‌كشي هست و اونا هم كاري ندارن، برمي‌گردن. البته كار ما هم فصليه. يعني حدود يك ماه و نيم قبل از عيد، اثاث كشي داريم و ديگه كار راكده تا اول سه ماهه تابستون كه تعطيلي مدارس شروع ميشه. الان از ١٠٠ ماشين، ٧٠ تا بيكارن. هيچ شركتي نمي‌تونه براي دو ماه كار، حقوق دوازده ماه رو به كارگر بده. دستمزد رو وزارت كار تعيين كرده. يك نرخ ميانگين براي كارگر باربري و ساختموني. ما هم يك نرخ متعارف تعيين كرديم و نوشتيم كه دستمزد كارگر براي مواقع خاص با توافق طرفين. مثلا يك جا كوچه داره، يك جا طبقه داره، يك جا

گاو صندوق داره، يك جا يخچال سايد باي سايد داره. اين ديگه توافق كارگره با صاحب بار».

اين كارگرها نه تنها از بيمه محروم هستن، هر ٣ ماه يا ٦ ماه، كارفرما ازشون تعهد كاغذي مي‌گيره كه هيچ طلبي از شركت ندارن. شما از اين كاغذها با خبرين ؟

«ما به همه كارگرا گفتيم خودتون رو خويش‌فرما بيمه كنين. كارفرما كه براي دو ماه كار، نمي‌تونه كارگر رو بيمه كنه. كارفرما بهشون ميگه من نمي‌تونم شما رو دوازده ماه اينجا نگه دارم چون فقط براي دو ماه، كار دارم، ولي اگه مي‌خواهيد اينجا (خانه‌هاي كارگري) بمونيد، بايد به من كاغذ بديد كه نريد به عنوان كارگر دايمي از من شكايت كنيد. دستمزد اين كارگرا كم نيست. ماشين حمل بار، براي سه ساعت حدود ١١٠ هزار تومن مي‌گيره. ماشيني كه ١٥٠ ميليون تومن پولشه. سه تا كارگر براي ٣ ساعت ١٠٠ هزار تومن مي‌گيرن. اون كارگر فقط از نيروي جسمانيش استفاده مي‌كنه ولي صاحب اتوبار،سرمايه‌شو گذاشته وسط. اگه همين پول رو بذاره بانك، مي‌دونين ماهانه چقدر سود مالي داره ؟ اون كارگر هيچ چيزي نگذاشته، فقط از نيروي جسميش گذاشته. يكي كار فكري مي‌كنه، يكي كار جسمي مي‌كنه، يكي هم سرمايه شو گذاشته. همه كار مي‌كنن؟؟!!».

ولي خيلي وقت‌ها مشتري‌ها پول كارگرها رو نميدن و به پليس هم تلفن مي‌زنن و ميگن كارگر مقصر بوده و پليس هم طرف مشتري رو مي‌گيره. شما چه حمايتي از اين كارگرا دارين؟

«٧٠ درصد اين حرفا رو بيخود ميگن. ما، در اتحاديه يك كميسيون شكايات داريم كه ٩٠ درصد شكايات مربوط به همين كارگرهاست كه پول زيادي از مردم مي‌گيرن يا ميگن پولي كه گرفتن، كم بوده. اگر صاحب كار شما، حقوق شما رو نداد بايد بري ازش شكايت كني. اما اين كارگرا انقدر مردم رو اذيت كردن، انقدر مردم رو به صلابه كشيدن كه اين، جاافتاده كه اين كارگرا نادرست ميگن. ٧٠ درصد شكايات ما اينه كه اين كارگرا ميرن با مردم دعوا مي‌كنن، دبه مي‌كنن و پدر مردم رو در ميارن. به همين خاطر به هر جا هم شكايت كنن، معمولا اين كارگرا رو مقصر مي‌دونن چون اكثر خلاف رو اينا انجام دادن. اينا به اتحاديه ربطي نداره. اتحاديه نرخ متعارف ماشين و كارگر رو به همه اعلام مي‌كنه. باقي مسووليت با شركت و مشتريه. اما اگه مشتري همون نرخ متعارف رو هم پرداخت نكرد، كارگر ميره به شوراي حل اختلاف محلات شكايت مي‌كنه و اونا هم از اتحاديه استعلام مي‌كنن كه مزد اين كارگر كه از اين ساعت تا اين ساعت در اين محل كار كرده، چقدره و ما هم اعلام مي‌كنيم و شورا هم اون رقم رو از مشتري مي‌گيره و ميده دست كارگر».

غروب سه‌شنبه، حدود ٣٠ باربر، بيكار و با جيب خالي‌تر از روز قبل، جمع شده‌اند پارك اول فلكه كن. هرچه هوا تاريك‌تر مي‌شود، خطوط چهره باربرها كه در ميانه جواني، وسط دست‌انداز تنگناهاي زندگي گير افتاده‌اند، درهم فشرده‌تر مي‌شود و نگاه‌شان بي‌اميدتر كه امشب هم مثل شب قبل و دو شب قبل و سه شب قبل، بايد با دست خالي درِ خانه را باز كنند و نه با اشاره نوك كفش. مردهاي باربر، هيچ شغلي ندارند جز باركشي خانه مردم. فقر كه به شهر و روستا و خانواده‌شان هجوم برد، چاره‌اي نماند جز مهاجرت. مهاجرت نه براي بهتر، فقط به اميد ناني بيشتر.

– اسمم مهرانه. ٢٧ سالمه. ٧ ساله باربرم. مي‌دوني چيه ؟ تو اون وزن ١٤٠ كيلويي و ١٦٠ كيلويي رو نمي‌بيني. فقط اون

٣٠ تومن و ٢٠ تومن رو مي‌بيني كه قراره بين تو و بقيه تقسيم بشه. من توي اين سال‌ها، از اين شغل فقط معني نابرابري اجتماعي و اختلاف طبقاتي رو ياد گرفتم. ياد گرفتم از خودم بپرسم چرا بايد اينجوري باشه ؟ چرا بايد يكي زير متوسط باشه و يكي بالا؟ يكي پورشه زير پاش باشه و يكي اصلا ماشين نداشته باشه؟ يكي اين همه اثاث لوكس داشته باشه و يكي توي قاشق چنگال خونه‌اش هم بمونه ؟

– ٢٠ روز پيش رفتم بالاي شهر. ٦ خاور اثاث برديم. خونه‌هايي رفتيم كه فقط يك كاميون اسباب بازي بار زديم، چهار دست مبل داره، سه تا يخچال سايد داره، دو تا ظرفشويي داره، ٥ تا اتاق خواب داره. ٤ تا ماشين داره كه دو ميليارد پولشه. اثاثش رو نگاه مي‌كني، به خودت ميگي اين كار چيه من اومدم؟

در جمع شان سراغي از شناسنامه ميانسال و كهنسال نمي‌توان گرفت. مردهاي ٣٠ ساله و ٢٨ ساله و ٢٥ ساله، مثل يك پيرمرد ٧٠ ساله قد خم كرده‌اند و از درد استخوان مي‌نالند. در ميان جمع باربرها زياد مي‌شود شنيد كه براي ساكت كردن درد استخوان، استخواني كه از سنگيني بار خانه مردم، تغيير شكل داده، ترياك مي‌كشند. مُسكِني كه خرجش ارزان‌تر از ويزيت ٧٠ هزار توماني دكتر و خيلي خيلي ارزان‌تر از هزينه ٥ ميليوني و ١٥ ميليوني عمل جراحي است. آن روز، راشد در همان خانه كارگري پشت پاركينگ خاورها تعريف مي‌كرد كه ٣ سال است مصرف هرروزه ترياك دارد، صبح، ظهر، شب «وقت كار هم كه باشه، پيك‌نيكي رو مي‌برم توي خاور تا برسيم سر نشوني»

راشد؛ فارغ‌التحصيل كارشناسي علوم تربيتي از دانشگاه بوعلي همدان، ٢٦ ساله بود و ٤ سال قبل، بعد از آخرين امتحان دانشگاه، آمد تهران براي باربري.

– اكثر باربرا ترياك و شيره مي‌كشن تا دردشون ساكت بشه. اگه نكشيم كه نمي‌تونيم كار كنيم. دو سال قبل دكتر به من گفت زانوت داغون شده به خاطر بلند كردن بار سنگين، اون موقع ٤ ميليون تومن خرج عمل بود. معلومه كه ندارم. الان ماهي دو بار سه بار ترياك مي‌كشم كه اين درد ساكت بشه چون ديگه پول دكتر و بيمارستان ندارم، دو سال ديگه هم معتادش ميشم ميره پي كارش. الان بچه‌هايي هستن صبح كه بيدار ميشن، قبل اينكه حتي يك ليوان آب بخورن ميشينن پاي بساط، تا نكشن نمي‌تونن برن سر كار چون همه زانو درد و كمر درد دارن. يك دكتر كه ميري، ويزيتش ٤٥ هزار تومنه. دكتر مغز و اعصاب كه مربوط به درد ما ميشه، ويزيتش ٧٠ هزار تومنه. بيمه كه نداريم. وقتي يك هفته ٥٠ هزار تومنم كار نكرديم، چطوري ٧٠ هزار تومن ويزيت دكتر بديم؟

– من اصلا ماشين لباسشويي ندارم، يخچال كهنه از ميدون آوردم و يك تلويزيون رنگي ٢١ دارم و كل وسايل خونه‌ام شايد يك ميليون تومن هم نميشه. همه مون هم مستاجريم توي اتاقا و زيرزميناي٤٠ متري. خونه من كه ٣٠ متره. يعني فقط يك اتاقه كه ٥ تا پله مي‌خوره زير زمين. ٥٠٠ تومن، ٤٠٠ تومن بايد اجاره بديم واسه همين زير زمينا.

باربرها قربانيان بي‌بنيه جبر ناجورروزگارند. از آن كم سن‌ترين و بي‌تجربه‌ترين شان كه احمد ١٥ ساله بود و كلاس اول دبيرستان و يك سال بود همراه پدرش مي‌آمد باربري و فعلا، فقط كارتن غير شكستني و قالي و كمد كوچك به كول مي‌گيرد و همكلاس‌هايش خبر ندارند كه احمد، بعد از تمام شدن ساعت مدرسه، كتاب و دفتر مشقش را مي‌برد پارك اول فلكه كه اگر گوشي تلفن باباي فرتوت ١٥ سال باربري كرده، زنگ خورد، احمد هم با آن جثه نحيف نوجوانش، روي ركاب خاور سوار شود براي ٥ هزار تومان، ١٠ هزار تومان مزد شاگردي كه گوشه‌اي از چاه اجاره سرِ ماه را پر مي‌كند، تا مير عابد كه ١٠ سال باربري كرده و پارسال ١٥ ميليون تومان داد و ديسك كمرش را عمل كرد و دو هفته قبل، گاو صندوق ١٩٠ كيلويي به كول گرفت چون براي صاحب خانه چشم انتظار اجاره، ديسك كمر، مثل يك واژه بيگانه، بي‌معنا بود. براي باربرها، جوان و پير، بازنشستگي و استراحت در سال‌هاي ميانسالي يك سراب بي‌مختصات است. هيچ كدام‌شان، باربري نمي‌شناسند كه بازنشسته شده باشد. اما همه شان مي‌شناسند آن باربري را كه سال گذشته، به خاطر ١٥ هزار تومان دستمزد اضافه‌تر براي خودش و بقيه باربرها، گاو صندوق ٤٥٠ كيلويي را به تنهايي كول گرفت و وقتي بار كول را بعد از سه طبقه زمين گذاشت، ديگر نتوانست از جا بلند شود و روي دست باربرها، به بيمارستان رسيد با ستون فقراتي كه له شده بود. همه شان مي‌شناسند آن باربري را كه دو سال قبل، از دو رديف پله بالا رفت و يخچال ١٢٠ كيلويي را از كول باز كرد و روي پله نشست و يك ليوان آب خورد و عمرش تمام شد.

سيد منصور رايگاني؛ متخصص طب فيزيكي و توانبخشي، تا امروز باربرهاي زيادي را معاينه كرده. مرداني كه از «جواني» فقط اعداد شناسنامه را يدك مي‌كشند. مرداني كه در پاسخ توصيه دكتر به ممنوعيت بلند كردن بار سنگين، فقط سكوت مي‌كنند، نسخه دكتر را در سكوت به دست مي‌گيرند و در سكوت، از مطب بيرون مي‌روند.

 

«اكثرشون جوون هستن و اكثرشون با آسيب مفصل زانو و ستون فقرات كمر و مفاصل دست و بيرون‌زدگي ديسك و پارگي ديسك و آرتروز زودرس پيشرفته و شكستگي مهره‌ها پيش من ميان. من هميشه به اين آقايون گفتم كه اگر آمادگي بلند كردن اجسام بيش از اندازه سنگين مثل يخچال و ماشين لباسشويي رو ندارن، نبايد اين كار رو به تنهايي انجام بدن چون فشار ناگهاني و ناخواسته به قسمت‌هاي اسكلتي عضلاني، مخصوصا به ستون فقرات كمر و ديسك بين مهره‌هاي كمر و گردن و بافت زانوها و عضلات و تاندون‌ها وارد ميشه و بعضي وقت‌ها، اين فشار ممكنه به اختلالات غير قابل جبران منجر بشه. هميشه به اين بيماران كه متاسفانه تعدادشون هم زياده، هشدار دادم كه حمل كردن وسايل خيلي سنگين در مسافت‌هاي طولاني و به‌خصوص، سطوح شيب‌دار، در كوتاه‌مدت و درازمدت، ضايعات غير قابل جبراني ايجاد مي‌كنه. بيشترين نقاطي هم كه دچار ضايعه ميشه، معمولا مفاصل ستون فقرات، گردن، كمر، پشت، زانو، مچ پا و عضلات و تاندون‌هاست كه منجر به پارگي ديسك بين مهره‌هاي كمر و تخريب غضروف مفاصل ميشه. اين ضايعات دليل اصليه كه اغلب اين آقايون، در سن ميانسالي ديگه توان كار كردن نداشته باشن».

دو ساعتي مانده به ظهر، خاور مي‌رود داخل حياط آپارتماني در «زرگنده». خرده‌ريزها را دو روز قبل برده‌اند و امروز، نوبت يخچال و ماشين لباسشويي و ماشين ظرفشويي و مبل و قالي و كمدهاست. كيوان، سه كارگر با خودش آورده. كيوان٢٩ ساله است، بقيه؛ ٢٠ ساله، ٢٢ ساله، ٢٥ ساله. هر ٤ نفرشان از نوجواني و ١٥، ١٦ سالگي باربري كرده‌اند. آنكه بايد يخچال و ماشين لباسشويي و ماشين ظرفشويي به كول بگيرد، ٢٢ ساله است و روي پيراهن، روي خط شكم، كمربند پهن و ضخيمي بسته كه سنگيني يخچال، فشار كمتري به كمر بياورد؛ يك راهكار بي‌خاصيت. رسم شان اين است كه كول گرفتن يخچال و لباسشويي و ظرفشويي، هربار نوبت يك نفر باشد. خانه، طبقه اول است. باربرها، كارتن‌هاي بسته‌بندي شده و قالي‌هاي لوله شده و مبلمان و كمدها را نگاهي مي‌اندازند كه كدام را كدام ببرد. قرعه كمدها به نام باربر ٢٠ ساله مي‌افتد. باربر جلوي كمد دو لنگه‌اي مي‌ايستد كه ارتفاعش، حداقل ٣٠ سانت از قد باربر بلندتر است. چند رشته دراز پارچه نخي درهم تابيده، مثل يك ريسمان ضخيم، دور كمد و باربر پيچيده مي‌شود و باربر، ريسمان دو سوي عرض كمد را مثل دستگيره در دست مي‌پيچد و رگ‌هاي ساعد، مي‌زند بيرون و عضلات متورم مي‌شود و باربر، «يا علي»گويان، زير وزن و قد كمد، كمر خم مي‌كند و قامت كمد، موازي زمين مي‌شود و حالا مي‌شود معناي «دنده عقب رفتن» را فهميد. باربر، پشت به خروجي پله‌ها، خم مانده زير كمد، پله را زير پا جا مي‌گذارد تا به پاگرد برسد. صاحبخانه، دو پسر دارد. پسرهاي هم سن باربرها، شايد هم بزرگ‌تر. يكي از پسرها، سر و ظاهر آراسته تا به كلاس درس دانشگاه برسد. برادرش يادآوري مي‌كند كه «خواستي روشن كني ساسات رو بكش».

باربرها نه پسرهاي هم سن و سال‌شان را مي‌بينند، نه حرف‌هاي آنها را مي‌شنوند. باربرها، فقط به آن ٣٠ هزار تومان مزد و ١٠ هزار تومان اضافه براي حمل يخچال فكر مي‌كنند. ١٠ هزار توماني كه وقتي بين ٤ نفرشان تقسيم شود، هر كدام نفري ٢ هزار و ٥٠٠ تومان اضافه‌تر مزد دارند. بعد از ٥ روز بيكاري، نفري ٣٢ هزار و ٥٠٠ تومان مي‌رود به جيب‌شان. باربر ٢٢ ساله كه مثل رفيقش كه كمد به كول گرفته بود، خم شد زير يخچال سايد باي سايد و با ريسمان نخي، گره خورد به تن يخچال ١٣٠ كيلويي و يخچال، پا درآورد و باربر، غول سرما ساز را از دو رديف پله به دل خاور رساند و جلدي رفت و برگشت تا يخچال فريزر ٧٠ كيلويي را مثل ٣ چمداني كه رفيق ٢٥ ساله‌اش، يك جا به كول گرفته بود، بدون كمك ريسمان نخي به خاور برساند، وقتي در ازاي يخچال روي پهناي شانه و كمرش خوابيده بود، او هم نه پسرهاي صاحبخانه را ديد و نه حرف‌هاي‌شان را شنيد. فقط وقتي يخچال را تحويل خاور داد، پيشاني كوتاهش پُر بود از دانه‌هاي درشت عرق و سينه‌اش مثل كبوتري رسيده به مسلخ، بالا و پايين مي‌رفت. اين حكايت همه باربرها بود. نمي‌ديدند. نمي‌شنيدند. ولي يادشان مي‌ماند كه در گوشه‌اي از همين پايتختي كه قرار بود براي‌شان نان بسازد ولي جان‌شان را به دندان گرفت، آدم‌هايي زندگي مي‌كردند كه الفباي زندگي‌شان، با قلم ديگري نوشته شده بود.

– اسمم بهزاده. ٢٥ سالمه. ١٠ ساله اومدم باربري. برج ٧ سال ٨٦. همون سال اول كه اومدم، يك ماه بعدش يك يخچال سايد گذاشتن روي كولم. از اين امريكايي‌ها بود، از اين دسته چوبيا. دو طبقه آوردمش پايين. ٨ هزار تومن بابتش مزد دادن. نمي‌دادن. مي‌گفتن اين بچه است، پول چي بديم ؟ بقيه كارگرا پولمو گرفتن. از اون وقت ياد گرفتم بايد با زور حقمو بگيرم. وقتي ميري واسشون كار مي‌كني، فكر مي‌كنن برده گرفتن.

– توي اين كار هيچ آرزويي ندارم. آرزو ندارم فردا زنده باشم. آرزوم اينه الان ميرم مي‌خوابم ديگه پا نشم. به چه چيزي بايد اميد داشته باشي ؟ به پول كارگري ؟ كاري كه جون آدم در عذاب باشه، پولشم حرومه. وقتي يخچال رو ١٠ طبقه كول مي‌كني مياري پايين و ٦ طبقه مياري بالا و آخرهم با زور پولت رو مي‌گيري، به نظرت اين پول حلاله ؟ توي اين خونه‌ها كه مي‌رم، همسن خودم رو مي‌بينم. مي‌پرسم از خودم كه چرا اينا اينطوري ان ؟ چرا يك بچه ١٠ ساله بايد به من دستور بده و فكر كنه كه برده گرفته ؟ به خاطر اينكه پول داره ؟ و ما نداريم ؟… خيلي‌ها رو ديدم، خيلي از باربرا رو ديدم كه قصد خودكشي داشتن… .

همراهی معلمان با اعتصاب غذای معلم دربند

همزمان با روز معلم (12  اردیبهشت1396 )  جمعی از فرهنگیان  اعلام کرده اند که با هدف همراهی با معلم دربند که در اعتصاب غذا به سر می برد،12، 13 و 14 اردیبهشت ماه، اعتصاب غذا خواهند کرد.

لازم به ذکر است  12 اردیبهشت ، سومین روز اعتصاب غذای اسماعیل  عبدی  می باشد ،

متن نامه ای که ضمن آن معلمان برای اعلام همبستگی با همکار زندانی خود  اعلام اعتصاب غذا کرده اند به شرح زیر است:

به نام خداوند جان و خرد

ناله را هرچند می خواهم که پنهان برکشم

سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

یاران !

به همان مواردی که جناب عبدی در اعتراض به آنها در اعتصاب غذا هستند  ما هم اعتراض داریم .

آیا تقاضای زیادی است که معلمان عدالت خواهی که به ناروا بازداشت و محبوس کرده اید، مطابق اصل 168 قانون اساسی، درخواست برگزاری  دادگاه علنی با حضور هیات منصفه دارند ؟

ما که خود  صراحتا می گوییم اعتراض ما بر مرگ عدالت در اين سرزمین است چرا شما درصدد دادن نشانی غلط هستید؟

در کجای جهان  فعالیت صنفی و اعتراضات معلمان  اقدام علیه امنیت ملی است؟

کجا معلمان عدالت خواه  ایران موافق به خطر افتادن  امنیت ملی هستند که شما چنين اتهام ناروایی را برآنها وارد می کنید؟ جز اينکه با چنین اتهام ناروایی بخواهید احکام سنگین خود را توجیه کنید.

جای بسی تاسف است  که آنچنان به معلمان اطمینان دارید که فرزندانتان را با طیب خاطر به آنها می سپاريد ولی همین که از حق خود دم زدند آنها را که رسولان تنویر افکارند، مشوش کننده اذهان  می نامید.

براستی در کجای جهان اعتراض به حق و حقوق صنفی، آن هم توسط فرهیخته ترین قشر جامعه،  حتی یک روز  زندان دارد که شما سالها معلمان بی گناه را زندانی می کنید؟

این همه ستم قابل تحمل نیست و ما امضا کنندگان این نامه ، روزهای سه شنبه ، چهار شنبه ،پنج شنبه  12و13 و 14 اردیبهشت 96در اعتصاب غذا ،  یاران دربندمان را همراهی خواهیم کرد.

اسامی معلمان امضاکننده به شرح زیر است:

1- علی فروتن

2-سارا سیاهپور

3-نسرین بهمن پور

4- لیلا کشاورز

5-محمود بهشتی لنگرودی

6-محمد علی زحمتکش

7-صفیه بسیم

8-الدوز هاشمی

9-علی اکبر پروشی

10- کیومرث فولادی

۱۱-محمد حسن پوره

12-بهنام محمدی

13- مهدی فتحی

14-علی میرزائی

١٥-زهراخادمي

16-سیما سلمانی

17-ولی میرزا سیدی

18- پروین اسفندیاری

19-حامد ابراهیم زاده

20-اسکندر لطفی

21-رحیم امیری

22-مصطفی رباطی

23-صلاح آزادی

24-نادر قدیمی

25-غلامحسین سلامی

26- حبيب بيگى

27- ساره برکاتى

28- اشرف بيگى

29- سيد حسن حسينى

30- محمدرضا رمضانزاده.بجنورد

31- روح انگیز نوشادی مقدم

32-  داریوش ترکاشوند

33- حمید پرویز

34-محسن محمد زاده

35-لقمان افضلی

36-علی پیروز

37-شیدا حقیقی

38-شهریار نادری

39-علی لکی زاده

40-جمال شهریاری

41-عبدالرحمان ایران نژاد

42- مینو کیخسروی

43-مهرنوش حیدرزاده

44- رضا حکیم الهی

45- آرام  قادری

46- سعید حق پرست

47_ نادر پورخانی

48-مریم حق شناس

49_حمیرا هاشمی نژاد

50-مرتضی الیاسی

51-مرمر نظر نژاد

52-فاطمه لطیف

53-سیمین مالکی

54-صنم آقایی پور

55-عشرت بستجانی

56-جلال نباتی

57-لیلا ملکی

58-معصومه شعبان زاده گلسفیدی

59-محبوبه فرحزادی

60-عنایت وثوق

61-منصوره فرحزادی

62-ژیلا خیر

63-علی الفتی

64-منصور حسن پور

65-زینب محمدی

66-مژگان طاهر خانی

67-شهین مقامی

68-زهرا رسولی

69-سلیمان کاظمی

70-فرشاد رادمنش

71-اکرم بیگی

72-سید حسن موسوی

73-محمود معصومی

74 – معصومه سنگاری

75 – محمد جواد حسامی فر

76 – فائزه  خسروی

77 – امین عظیمی

78 – فاطمه مرادی

79 – علی زارعی فرزام

80 – آتوسا شهریاری

81 – کریم هاشم زاده

محمد حسن پوره: ” اقدام علیه امنیت ملی

اصلی ترین وجه مبارزات قشر تحت ظلم، معلم، کارگر، پرستار، دانشجو و دانش آموزان، تلاش برای رفع و حذف اتهامات امنیتی علیه فعالان باشد. ابراهیم زاده، صادقی، عبدی، باغانی، عظیم  زاده و……… ، چه توانی داشتند که امنیت ملی را به مخاطره بندازند.

غیر از این است که همه این افراد مطالبه نان کردند، عبدی فریادش، درد جامعه فرهنگی بود، فرق و فقر، عظیم زاده مطالبه اش، مطالبه نان، کف مطالبه جامعه مزد بگیر، همان مطالبه ایی که مازلو در ابتدایی ترین نیازهای انسان قرار داد، می باشد.

جدی، امنیت ملی ،با یک خواسته حداقلی به خطر میفتد؟؟؟، چرا این اتهام در گردونه غارت‌های چندین میلیاردی به هیچ کس از متهمین تعلق نگرفت.

این اهرمی است در دست نظام سرمایه داری، نظامی که با محدود کردن نان دیگران به سرمایه هنگفت دست می یابد. ضرورت دارد که هر فریادی که طلب نان کرد در نطفه خفه شود و این ذات نظام سرمایه داری است، همان ذاتی که منجر به استثمار طبقه مزد بگیر می‌شود، خواه کارگر، معلم، پرستار و‌…..باشد. تلاش و اتحاد مزد بگیران برای حذف این اتهام ضرورت انکار ناپذیر طبقه مزد بگیر است، همان چیزی که عبدی در بیانیه خود خواستار حذف آن از پرونده است شد .

محمد حسن پوره – معلم مزد بگیر

پیام جعفر عظیم زاده در اولین روز اعتصاب غذای اسماعیل عبدی

حکومتگران بی توجه به عزم و اراده ما کارگران و معلمان و مردم شریف ایران  و با دهان کجی  به خواستهایمان که باید پیشاپیش و قبل از آغاز اعتصاب غذای اسماعیل به خواستهای او و میلیونها کارگر و معلم مبنی بر برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های قضایی فعالین تشکلهای  صنفی و مدنی توجه میکردند، نشستند و نظاره گر آغاز اعتصاب غذای اسماعیل شدند. بر اساس این واقعیت غیر قابل انکار، مسئولیت هر پیشامدی از قبیل تجمعات و اعتصاب غذای ما کارگران و معلمان در مقابل نهادهای حکومتی و مهم تر از اینها به خطر افتادن جان اسماعیل بر عهده بلندترین مقامات نظام جمهوری اسلامی است.

جعفر عظیم زاده دهم اردیبهشت ماه 1396

محکومیت پلمپ مرکز «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان»

در هفته‌ی گذشته مرکز «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» از طرف شهرداری بسته شد . این مرکز یکی از مراکز مددرسانی به کودکان کار و خیابان هست که سال ها در جنوبی ترین نقطه شهر با کار داوطلبانه عده ای از دانشجویان و فعالان اجتماعی و با کمک های مردمی بدون استفاده از بودجه های حکومتی به کار خود ادامه داده است. کسانی که با کارهای این مرکز آشنا هستند میداند که داوطلبان کار در این مرکز بدون هیچ چشم‌داشتی و تنها با انگیزه های انسان دوستانه به کار میپردازند. قبل از تعطیلی این مرکز یک خبرگزاری دولتی و یکی از نهادهای وابسته به مجلس اتهاماتی به این مرکز وارد کردند که در هیچ دادگاهی به اثبات نرسیده است.

ما اقدام به بستن این مرکز را محکوم کرده و ضمن حمایت از دست اندرکاران این مرکز، از همه‌ی انسان های شریف و نوع دوست میخواهیم تا خود به کمک مددجویان و مددکاران این مرکز مستقلانه اقدام کنند و پاسخی در خور به تمامی کسانی بدهند که آنقدر لئیم‌اند که نه خود برای برچیده شدن کار کودکان اقدامی میکنند و نه اجازه میدهند که دیگران به این امر بپردازند.

کانون مدافعان حقوق کارگر

اردبیهشت ۱۳۹۶

عدم پرداخت3هزارکارگرحفاری شمال!

خطراخراج بیخ گوش تعدادی از این کارگران!

حقوق فروردین ماه،عیدی و مابه التفاوت دستمزد سال گذشته3هزارکارگرحفاری شمال پرداخت نشده است.

در عین حال کارگران حفاری شمال از اخراج احتمالی نگرانند و می‌گویند زمزمه های اخراج به گوش می‌رسد و این نگران کننده است.

جمعی از کارگران حفاری شمال که یک شرکت حفاری چاه‌های نفت است، در گفتگوباایلنا از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود خبر دادند.

به گفته این کارگران عیدی و مابه التفاوت دستمزد سال گذشته پرداخت نشده؛ این کارگران همچنین دستمزد فروردین ماه خود را دریافت نکرده اند.

کارگران می‌گویند کارفرما وعده داده که تا هفته بعد مبلغی را به عنوان علی‌الحساب به کارگران پرداخت کند، اما خبری از پرداخت معوقات سال گذشته نیست.

در عین حال کارگران حفاری شمال از اخراج احتمالی نگرانند و می‌گویند زمزمه های اخراج به گوش می‌رسد و این نگران کننده است؛ به گفته این کارگران پیش از این هم اخراج هایی در ماههای گذشته به صورت پلکانی صورت گرفته و در هر مرتبه، تعدادی از کارگران بیکار شده اند.

شرکت حفاری شمال، 3000 کارگر دارد که در سه دفتر تهران، اهواز و بهشهر مازندران مشغول به کار هستند.

تجمع دانشجویان علوم تغذیه مقابل وزارت بهداشت!

امروز،جمعی از دانشجویان و اساتید علوم تغذیه کشور در اعتراض به اجرایی شدن آیین‌نامه دوره تخصصیMD-PhD مقابل وزارت بهداشت تجمع کرده اند.

در سال 1389 آيين نامه اي تحت عنوان آيين نامه دوره MD-PhD به تصويب رسيده است که دانشجويان سال آخر پزشکي عمومي مي توانند بدون شرکت در آزمون PhD و تنها بر اساس داشتن معدل حداقل 16 و انجام يک مصاحبه وارد دوره PhD رشته هاي علوم پايه از جمله علوم تغذيه شوند.

مطابق با اين آيين نامه دانشجويان رشته پزشکي که تنها در طول دوره تحصيل خود 2 واحد تغذيه مي گذارانند مي توانند بدون شرکت در آزمون مستقيما” وارد دوره دکتراي تخصصي تغذيه شوند درحاليکه دانشجويان داراي کارشناسي ارشد تغذيه که حداقل 6 سال در مجموع دوره کارشناسي و کارشناسي ارشد تغذيه خود واحدهاي تخصصي متعددي را در زمينه تغذيه گذرانده اند بايستي در آزمون دوره PhD که تعيين کننده صلاحيت علمي لازم براي ورود به مقطع بالاتر است شرکت نمايند که همین مسئله باعث تجمع چندین باره دانشجویان علوم تغذیه شده است و امروز نیز آنها مقابل وزارت بهداشت تجمع کرده اند تا مراتب اعتراض خود را به مسئولین این وزارتخانه برسانند.البته قبل از این تجمع اقدامات بسیاری برای جلب توجه مسئولین وزارت بهداشت برای رسیدگی به این مسئله شده است.

در دو سال گذشته دانشجويان و فارغ التحصيلان رشته تغذيه فعاليت هاي زير را در اين مورد انجام داده اند:

1-اعتراض به دبير بورد تغذيه و عدم انجام کار خاصي از سوي ايشان و ساير اعضاي بورد

2-برگزاري تجمعات اعتراضي از دي ماه سال 1394 و انتقال اعتراضات در اين زمينه به وزارت بهداشت

3- جمع آوري امضا از اساتيد محترم تغذيه در اکثريت دانشگاه هايي که رشته تغذيه داشته اند و ارسال آن به وزارت بهداشت

4-جمع آوري امضا از دانشجويان تغذيه کل کشور در دو مرحله و ارسال آن به وزارت بهداشت

5-تشکيل جلسه بورد تغذيه بعد از ماه ها اعتراض و مخالفت اکثريت اعضاي بورد با اين امر

6-ارسال نامه از سوي بورد تغذيه در مخالفت با اجراي آيين نامه دوره MD-PhD به دبير شوراي عالي برنامه ريزي که در آن قيد شده است که اجراي اين آيين نامه در هر يک از رشته هاي علوم پايه منوط به موافقت نظر بورد تخصصي آن رشته گردد.

7-نظر خواهي دبير محترم شوراي عالي برنامه ريزي از شوراي آموزش داروسازي، شوراي آموزش دندانپزشکي و شوراي آموزش علوم پايه در اين زمينه

8-شوراي آموزش داروسازي و شوراي آموزش دندانپزشکي، آيين نامه دوره MD-PhD را به دور از عدالت آموزشي دانسته و بر لزوم شرايط يکسان و مشابه جهت ورود به دوره PhD تأکيد نموده اند. دبير محترم شوراي آموزش علوم پايه پزشکي نيز بيان نموده اند که اجراي اين آيين نامه در رشته تغذيه تنها در دانشگاه علوم پزشکي مشهد مصداق پيدا کرده است و چون عموميت ندارد لذا بهتر است تنها رسيدگي به اجراي آن در دانشگاه مشهد صورت گيرد.

9-در دستور جلسه قرار گرفتن اصلاح آيين نامه دوره MD-PhD در شوراي معين

10-عدم دعوت شوراي معين جهت جلسه مربوطه از اساتيد بورد تغذيه بويژه اساتيدي که مسئول پيگيري مورد فوق الذکر از سوي بورد تغذيه بوده اند.

11-مخالفت شوراي معين و متعاقبا” شوراي عالي برنامه ريزي با اصلاح آيين نامه دوره MD-PhD

دانشجویان علوم تغذیه با توجه به تاييد نادرست بودن اين آيين نامه توسط بورد تخصصي تغذيه، شوراي آموزش داروسازي و شوراي آموزش دندانپزشکي، خواهان اضافه نمودن يک تبصره در اين آيين نامه هستند تا اجراي آن در هر يک از رشته هاي علوم پايه از جمله تغذيه منوط به موافقت نظر بورد تخصصي آن رشته گردد.

تجمع اعتراضی ساکنین شهرک حسن آباد سنندج

براساس خبر دریافتی امروز 1396/2/10 جمع کثیری از ساکنین شهرک حسن آباد سنندج ، از ساعت 10 صبح مقابل شهرداری این شهر، تجمع اعتراضی بر پا کرده و به مدت چندین ساعت خیابان اصلی را بسته و از حرکت خودروها جلوی کردند.

لازم به توضیح است که بیش از پنج سال است شهرداری سنندج امور مربوط به شهرک حسن آباد را بدست گرفته و اداره ای را به نام ناحیه منفصل شهری دایر نموده است. طی این مدت به طرق مختلف( صدور پروانه ساخت، عوارض ساختمان، تخلفات ساختمانی ) از مردم اخاذی های سنگینی نموده و در مقابل هیچ گونه اقدام عمرانی انجام نداده است. مسیر اصلی حسن آباد به سنندج به فاصله 3 کیلومتر، بیشتر به جاده مال رو شبیه هست تا ورودی مرکز استان!

به همین دلیل مردم به جان آمده امروز جلوی شهرداری گرد آمدند تا تکلیف خود را با این وضعیت نابسامان، مشخص کنند. در حالی که هر لحظه بر تعداد تجمع کنندگان افزوده می  شد، تعداد زیادی از نیروهای انتظامی و لباس شخصی در محل حضور پیدا کردند تا از این طریق، مردم را ترسانده و آنها را متفرق کنند. اما حرف مردم یکی بود: ” تنها در صورتی اینجا را ترک خواهیم کرد که شخص شهردار بیاید و کتبن تعهد دهد.” تا اینکه به ناچار شهردار به میان جمعیت آمده و قول داد مسائل و مشکلات را با کمک ادارات ذیربط، پیگیری و رفع نماید.

مردم متحد هم به جناب شهردار گوشزد نمودند که در صورت عدم تعهد به وعده هایش مجددن تا تحقق کلیه خواست های شان، تجمع اعتراضی بر پا خواهند کرد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – 10 اردیبهشت 1396

درهمین رابطه:

تجمع اهالی روستای حسن‌آباد سنندج در اعتراض به وضعیت نامطلوب جاده مقابل شهرداری!

ظهرامروز10اردیبهشت،اهالی روستای حسن‌آباد سنندج در اعتراض به وضعیت نامطلوب جاده روستای حسن‌آباد در مقابل شهرداری حسن‌آباد تجمع کردند و از تردد ماشین‌ها در داخل روستا جلوگیری و خواستار رسیدگی سریع به مشکلاتشان شدند.

برپایه گزارش منتشره،اهالی روستای حسن‌آباد که در 5 کیلومتری سنندج واقع شده بامشکلات زیادی دست به گریبان هستند؛ از جمله مسائلی که مردم روستای حسن‌آباد سنندج در این تجمع اعتراضی اعلام می‌کردند این بود که آیا ما ساکنان این روستا آدم نیستیم و حق استفاده از جاده مطلوب و بدون دست‌انداز را نداریم؟ و چرا مسئولان کردستانی فکری به حال وضعیت نامطلوب آسفالت جاده، خیابان‌های اصلی و کوچه‌های این روستا نمی‌کنند!!

ح.ش یکی از ساکنین اهل روستای حسن‌آباد سنندج اظهار داشت: بیش از 7 هزار نفر مردم در این روستا زندگی می‌کنند و اکثر خانواده‌ها هم دارای ماشین هستند اما وضعیت‌ جاده‌هایمان خیلی ویران است.

وی گفت: جاده حسن‌آباد سنندج دو هزار و 500 چاله در آن وجود دارد و سئوأل اینجاست که آیا این وضعیتی که اکنون شما مشاهده کرده‌اید در شأن روستایی که با مرکز شهرسنندج فقط 5 کیلومتر فاصله دارد است.

ن.غ یکی دیگر از ساکنین اهل روستای حسن‌آباد سنندج اظهار داشت: روستای حسن‌آباد مشکلات زیادی دارد و خود بنده به دلیل نبود درآمد بالا مجبوراً در اینجا زندگی می‌کنم و هر روز که با تاکسی برمی‌گردم رانندگان تاکسی کلی از این وضعیت جاده‌ها رنج می‌برند.

وی گفت: وضعیت نامطلوب آسفالت جاده‌های این روستا به 2 کیلومتر هم نمی‌رسد و آیا واقعاً آسفالت کردن این مقدار جاده کار سختی است؟ واقعاً مسئولان کی می‌خواهند مشکلات ما را حل کنند!!

اول ماه مه(روزتعطیل رسمی کارگری؟!) سرویس رفت وآمد کارگران پتروشیمی کیمیا در عسلویه سوخت!

صبح امروز11اردیبهشت(روزتعطیل رسمی کارگری؟!)،اتوبوس حامل کارگران پتروشیمی کیمیا در عسلویه دچار آتش سوزی شد.

براساس گزارشات منتشره، این حادثه صبح امروز رخ داد و مدیر ایمنی،بهداشت،محیط زیست و پدافند غیر عامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس گفت: کسی در این حادثه آسیب ندیده است.

بهرام دشتی نژاد افزود: کارگران پیش از آن که اتوبوس آتش بگیرد پیاده شده بودند.

وی علت حادثه را نقص فنی اتوبوس عنوان کرد که درحال رسیدگی است.

کشته وزخمی شدن 2کارگر معدن زغال سنگ البرز مرکزی حین کاردر روزاول ماه مه(روزتعطیل رسمی کارگری؟!)

صبح امروز(11اردیبهشت روزتعطیل رسمی کارگری؟!)،  بر اثر ریزش معدن زغال سنگ در منطقه لله بند پایین البرز مرکزی دو کارگرکشته و زخمی شدند.

ایلنا،هویت این کارگران که یک نفر از آنها در این حادثه کشته شده‌اند «مجید مردادی » ۴۰ ساله و«رمضان خلیلی»  ۴۸ ساله اعلام شده است.

از قرار معلوم آقای رمضان خلیلی تنها کارگر جان بدر برده این حادثه در ناحیه کمر وقفسه سینه دچار مصدومیت شده و هم اکنون در بیمارستان شهدای زیرآب بستری است.

در این زمینه« عین اللـه طالبی»فرماندار شهرستان سواد کو با تایید این خبر به سایر رسانه ها گفته است پس از اعلام وقوع این حادثه نیروهای شرکت زغال سنگ البرز مرکزی مستقر در منطقه انجیل تنگه برای نجات کارگران  حادثه دیده اعزام شدند.

به گفته وی پس از انتقال این دو کارگر به بیمارستان شهدای زیرآب از سوی عوامل امداد ونجات، متاسفانه عملیات احیای یکی از کارگران به نام «مجید مرادی» موفقیت آمیز نبود و این فرد در بیمارستان فوت کرد.

وی در ادامه  تعداد معادن فعال زغالسنگ  در شهرستان سوادکوه را بیش از ۱۰ معدن اعلام کرد و افزود :آذرماه سال گذشته نیز یک کارگر ۴۵ ساله هنگام کار در معدنی در سوادکوه در گودالی سقوط کرد و جان خود را از دست داد .

یورش پلیس ترکیه به تظاهرات روز جهانی کارگردراستانبول و بازداشتبیش از200نفر!

پلیس ترکیه به تظاهرات روزدوشنبه اول ماه مه ،روزجانی کارگر در میدان تقسیم استانبول یورش آورد وبسوی تظاهرکنندگان گلوله های پلاستیکی شلیک و بیش از ۲۰۰ نفر از آنان را بازداشت کرد.

به گزارش 1مه یورونیوز،زید رعد الحسین، کمیساریای عالی حقوق بشر با ابراز نگرانی عمیق به بازداشت های امروز و برخورد پلیس ترکیه با معترضان و تجدید وضعیت اضطراری در این کشور گفت که «هزینه مهار ترور نباید به بهای ضایع شدن حقوق بشر باشد».

یازدهم اردیبهشت ماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com