اخبار و گزارشات کارگری 11 اردیبهشت ماه 1399

admin   آوریل 30, 2020   دیدگاه‌ها برای اخبار و گزارشات کارگری 11 اردیبهشت ماه 1399 بسته هستند

بایگانی

زنده باداول ماه مه روزهمبستگی جهانی کارگران علیه نظام سرمایه داری

– درد دل های کارگران میهمان در آستانه روز جهانی کارگر

– کارگران در آستانه روزجهانی کارگراز کوچکترشدن سفره هایشان ونداشتن امنیت شغلی می گویند

– حال و روز معلمان مدارس غیردولتی(معلمان آزاد)درآستانه روزمعلم

– تجمع اعتراضی مدیران کودکستان ها و مهد های کودک بجنوردنسبت به عدم حمایت مالی مقابل اداره کل بهزیستی خراسان شمالی

– اخبار اذیت وآزار فعالین کارگری،معلمان کنشگروفعالین دانشجویی:

1- جعفر ابراهیمی بازهم احضارشد

2- احضار شیث امانی ، شریف ساعد پناه و همسرش (شهلا دلبینا) درآستانه روز جهانی کارگر

3- احضار وبازجویی رامین کریمی و یوسف گرامی پرورازفعالین کارگری سنندج

4- احکام نهایی امیر محمد شریفی و سید مصطفی هاشمی زاده صادر شد!

5- بازداشت رقیه(اشرف) نفری دانشجوی دانشگاه خواجه‌ نصیرالدین طوسی وانتقالش به زندان قرچک ورامین

– اعتراض کلکتیو سندیکاهای فرانسه نسبت به اذیت وآزارفعالین کارگری،معلمان کنشگر وفعالین اجتماعی

*درد دل های کارگران میهمان در آستانه روز جهانی کارگر

عصمت الله  40 سال است ایران زندگی می کند و می گوید که شش نان خور دارد. او که به گفته خودش پارسال از ساختمان افتاده و سه بار عمل جراحی داشته، اضافه می کند: بچه هایم کوچک اند، پارسال سه بار عمل شدم، اما هیچ کدام از ارباب های من یک ریال ندادند، حتی به من سر نزدند! حالا که می خواهم کار کنم کار نیست، از کجا بیاورم بخورم؟ 20 میلیون سرخانه داشتم که دو سال است کرایه نداده‌ام و برای اجاره می‌رود.

*******

ساعت 8صبح است. در حاشیه میدان قدس اصفهان، حدود 20 کارگر ایستاده و نگاهشان به ماشین هایی است که دنبال کارگر روزمزد هستند. با هر ترمزی، سه، چهار نفر ماشین را دوره می کنند و می خواهند هرطوری شده سوار شوند.

شیوع ویروس کرونا، زندگی اقشار زیادی از جامعه را تحت تاثیر قرار داد و مشکلات معیشتی زیادی به ویژه برای اقشار آسیب پذیر به وجود آورد. اما شاید یکی از اقشاری که در این شرایط کمتر دیده شده، اتباع و مهاجران خارجی هستند که تا پیش از این به صورت روزمزد مشغول کار بودند و حالا دو ماه است که بیشتر روزها مجبورند با دست خالی به خانه بروند.

پیش از این که ویروس منحوس کرونا بر زندگی مردم سایه بیندازد، در این ساعت روز معمولا کارگران کمتری در گوشه میدان قدس ایستاده بودند و بیشترشان توانسته بودند سر کار بروند. حالا اما بیشتر کارگران روی جدول های کنار میدان نشسته و منتظر روزی شان هستند.

محمد کارگر افغانستانی است که صورتش را با پارچه ای پوشانده، از پشت شال مشخص نیست چند سال دارد، اما به نظر می رسد حدود 40 ساله باشد. قبل از این‌که حرفم تمام شود می گوید: دو ماه است بیکاریم، کار نیست، هر روز صبح می آییم تا ساعت 11، 12 اینجا می نشینیم. ما اتباع خارجی هستیم و دستمان به هیچ کجا بند نیست. کارگر ایرانی بالاخره کمکی، هزینه ای، بسته حمایتی، چیزی می گیرد ولی ما هیچ کمکی نداریم.

کارگری که جثه لاغری دارد و ماسک به صورت زده سریع به میان حرف او می دود و می گوید: من کارگر ایرانی‌ام اما چه حمایتی!؟ ما دو ماه است اصلا کار نکردیم، از روزی که گفتند کرونا آمده، همه کارها خوابیده، تا ظهر می آییم اینجا می نشینیم ولی هیچ کاری نیست. مرتب در اخبار می گویند از خانه هایتان بیرون نیایید، ولی اگر از خانه بیرون نیاییم از کجا بیاوریم بخوریم!؟ می گویند یک میلیون وام می دهیم که این را هم می خواهند از یارانه مان کم کنند! تکلیف ما که درآمدی نداریم و روزمزد هستیم چیست؟ نمی توانیم که برویم دزدی کنیم!؟

می پرسم قبل از کرونا روزی چقدر درآمد داشتید؟

می گوید: اول از آن که کار زیاد نمی آید و هر روز هم نیست، وقتی هم کار باشد که با بدبختی و در به دری روزی120 هزار تومان آن هم از صبح تا شب اگر بدهند! حرف ها و گلایه های او تمامی ندارد.

به سمت کارگر افغانستانی دیگری برمی گردم، معلوم است منتظر مانده تا حرفش را بزند. عصمت الله  40 سال است ایران زندگی می کند و می گوید که شش نان خور دارد. او که به گفته خودش پارسال از ساختمان افتاده و سه بار عمل جراحی داشته، اضافه می کند: بچه هایم کوچک اند، پارسال سه بار عمل شدم، اما هیچ کدام از ارباب های من یک ریال ندادند، حتی به من سر نزدند! حالا که می خواهم کار کنم کار نیست، از کجا بیاورم بخورم؟ 20 میلیون سرخانه داشتم که دو سال است کرایه نداده‌ام و برای اجاره می‌رود.

صاحبخانه ما را جواب کرده و با اینکه منطقه فقیرنشین شهر زندگی می کنیم، هیچ کسی کمکی به ما نکرده است.

صدای همهمه بلند می شود و همه ادعا می‌کنند که کسی هیچ کمکی به آنها نکرده و حتی کمک های خیران هم به دستشان نرسیده!

یکی از کارگران که اورکت سبزرنگی به تن کرده و به نظر می رسد در هوای بهاری این روزهای اصفهان هم احساس سرما می کند، می گوید: در مسجد محله برنج و روغن و خرما آوردند و به بعضی ها دادند. من با دخترم رفتم اما گفتند به شما داده نمی شود! اگر مسلمانی است که همه مسلمانیم. ما از ایران راضی هستیم اما الان اوضاع کار خراب شده و نان خور داریم، وگرنه می توانیم کار کنیم، محتاج کسی نبودیم.

یکی دیگر از کارگران که تمایلی برای نزدیک شدن به جمع و شرکت در این بحث ندارد، از فاصله چند متری می گوید: خانم شما بگویید مگر برای کمک کردن هم بین ایرانی و افغانستانی باید فرق بگذارند!؟

عصمت الله می گوید کار خیر که ایرانی و افغانستانی ندارد، شاید کسی که مسئول تقسیم کمک‌هاست به ما نمی دهد!

کارگر ایرانی دوباره با هیجان وسط حرف او می پرد و می گوید: ایرانی و افغانستانی فرقی ندارد، به ما هم کسی چیزی نداده! درصورتی که خود من دیدم برخی افراد با سر و وضع خوب می آیند، ارزاق می گیرند و می روند، اما به ما هم تا الان چیزی نرسیده! دو ماه است گوشت نخریدیم، نمی‌توانیم  بخریم، اما هیچ کس به فکر ما نیست.دو ماه است سر فلکه می آییم، هیچ کاری نیست.

می پرسم پس چه کار می کنید؟

نخوری و نپوشی می کنیم!

چند نفری می گویند قبل کرونا درآمدمان خوب بود، خدا را شکر، بد نبود، دستمان به دهانمان می رسید، اما الان خیلی بد شده، کار ما هم که روزمرد است و همیشگی نیست.

ساعت حوالی 8 و نیم صبح، میدان عاشق اصفهانی، چند کارگر افغانستانی با وسایل بنایی و بیل و کلنگ و برخی کیسه های پارچه ای منتظر ایستاده اند.

از یکی از کارگران جوان افغان می پرسم تا الان از جمع شما کسی هم کرونا گرفته؟ می‌گوید: بله، یکی از همشهریان‌مان کرونا گرفت و افتاد در خانه! یکسری هم از ترس کرونا خانه مانده‌اند.

یکی دیگر از کارگران می‌گوید همشهری ما هم که کرونا گرفت و رفت بیمارستان گفتند باید پول بدهی، اما خب مجبور است خرج خودش کند تا بتواند کار کند.

این دو ماه همه مشکل پیدا کرده اند، همه زن و بچه دار و عیالوار هستند. یا باید از گشنگی بمیرم یا کرونا، کار دیگری نمی شود کرد! کارگر افغان فقط و فقط خدا را دارد و نه هیچ کس دیگری.

امیر، جوان 18 ساله ای است که می گوید مدرسه را رها کرده تا بتواند کار کند و کمک خرج پدرش باشد. او می گوید به اتباع خارجی اجازه هر کاری نمی دهند، فقط کار ساختمان می‌کنیم، البته قبلا اثاث کشی و یا نظافت منزل و خانه تکانی هم می‌کردیم ولی امسال شب عید خبری نبود!

او ادامه می دهد الان شاید یکی دو نفر شانسی بیایند کارگر ببرند، ولی یک هفته قبل عید تا ساعت یک بعد از ظهر اینجا بودیم و بعد می رفتیم خانه، دست خالی…

چند وقت دیگر باید برویم برای تمدید کارت شناسایی و کارت کارگری، اما این کارت هم اعتباری ندارد، چون حتی یک سیم کارت و یا یک کارت عابر بانک به ما نمی‌دهند. صاحب کارمان می‌گوید یک شماره کارت بده تا پولت را واریز کنم، ولی چون نداریم باید دنبال یک نفر باشیم که به شماره او واریز کنیم و بعد به ما بدهد!

امیر که در ایران به دنیا آمده می گوید قبلا مدرسه می رفتم، اما دیگر نرفتم.

می پرسم چرا درسش را ادامه نداده؟

جواب می دهد که در فامیل‌شان خیلی ها درس خواندند اما اینجا کارگری می کنند. به نظر او افغانستانی هایی که بخواهند کار دیگری داشته باشند یا باید بروند افغانستان و یا اگر پول دارند بروند کشورهای اروپایی و ادامه تحصیل بدهند و پیشرفت کنند.

ساعت نزدیک 9 صبح، در حاشیه پل غدیر، حدود10 کارگر بیشتر منتظر نمانده اند. بیشترشان جوان و نوجوانند و چون ماشین ها با سرعت از اتوبان حرکت می کنند خیلی فرز و سریع با اولین توقف دور ماشین را می‌گیرند و هرطوری شده سوار می شوند.

قدرت الله کارگر جوان افغانستانی است که وقتی از او درباره اوضاع کارش می پرسم می گوید می آییم اینجا می نشینیم، بالاخره ارزان قیمت هستیم و می‌رویم سر کار ولی مثل قبل نیست.

می پرسم مگر قبلا چطور بود؟

قبلا هفته ای 6، 7روز می رفتیم سر کار. الان 2 روز،4 روز، 1روز و بعضی وقت ها اصلا کسی نمی تواند برود سر کار!

می گویم قبلا اینجا شلوغ تر بود؟

بله الان بیشتر همشهریانمان رفته اند افغانستان.

یعنی برگشتند؟

نه، برنگشتند، به خاطر کرونا رفتند افغانستان ولی معلوم نیست برگردند، برنگردند!

شما چطور نمی ترسید کرونا بگیرید؟

می گوید چه کار کنیم؟ اگر افغانستان برویم کار نیست، اینجا هم کار دیگری نمی توانیم بکنیم، فقط همین کارگری است. یک روز هم کار کنیم بهتر از بیکاری است.

برای این‌که سر صحبت با دوستش که نمی خواهد اسمش را بگوید باز کنم می پرسم شما چندسال است اینجایی؟

می گوید: 7 ، 8ماه است، قبلش افغانستان بودیم، هربار می رویم و برمی گردیم.

درآمدی دارید؟

خرج خودمان را همین جا در می آوریم اما آن طرف بخواهیم بفرستیم نمی شود، قبلا می شد، الان دیگر ارزشی ندارد.

تا چه ساعتی اینجا منتظر می مانید؟

الان که ماه رمضان است و روزه ایم تا ساعت 2 اگر کاری باشد می رویم ولی دیرتر باشد نمی رویم.

محمدصالح هم حدود 5 سال است در ایران زندگی می کند. او می گوید از وقتی کرونا آمده کار کمتر شده، اما الان کسی نمی تواند برگردد افغانستان، مرز هم بسته است و اگر کسی کاری پیدا نکند باید در خانه بماند!

می پرسم چرا دستکش و ماسک ندارید؟ نمی ترسید کرونا بگیرید!؟

نه از کرونا نمی ترسیم، ما کارگر خاکی هستیم. الحمدالله تا حالا نه کسی مرده، نه کسی گرفته!

*کارگران در آستانه روزجهانی کارگراز کوچکترشدن سفره هایشان ونداشتن امنیت شغلی می گویند

یکی از کارگران با اشاره به حقوق پایین کارگران و نداشتن امنیت شغلی گفت: حقوق‌ها ناچیز است و کارفرما نیز خیلی راحت وقتی اعتراضی از سوی کارگران می‌شنود تهدید به اخراج و یا استعفای اجباری می‌کند.

********

یکی از کارگران فعال ماشین سازی تبریز گفت: این افزایش ناچیز حقوق‌ها در سال جاری کفاف هزینه‌ها و تورم را نمی‌کند و ما کارگران به این موضوع اعتراض داریم ولی اهمیتی به اعتراض ما داده نمی‌شود.

وی با اشاره به اینکه افزایش ناچیز حقوق دغدغه جدید کارگران است، گفت: این حقوق ماهیانه هزینه فقط دو هفته از خانواده یک کارگر متأهل را پوشش می‌دهد و باید مسئولان بگویند دو هفته دیگر از ماه را با چه پولی سپری کنیم.

این کارگرماشین سازی با اشاره به اینکه باید شغل دوم پیدا کنم، افزود: این میزان حقوق کارگری در سال 99 که کرونا باعث افزایش تورم نیز شده است کفاف هزینه‌ها را نمی‌دهد.

او با تاکید بر اینکه عقب ماندن حقوق و کاهش قدرت خرید از مشکلات اصلی کارگران است، ابراز داشت: وقتی حقوق با تأخیر پرداخت می‌شود اقساط و بدهی‌ها تأخیر دارند و صدها مشکل دیگر بعداز آن ردیف می‌شود.

این کارگر افزود: این ماه‌های اخیر نیز ویروس کرونا نگرانی مضاعف برای کارگران و خانوادهایشان ایجاد کرده و برخی از کارگران از تعطیلی واحدهای تولیدی و صنعتی خود به دلیل کرونا و بعداز آن بیکار شدن نگران هستند.

یکی دیگر از کارگران کارخانه بیسکویت تبریز با اشاره به خالی شدن سفره کارگران در سال98  گفت: در سال گذشته وضعیت خوب مالی و اقتصادی نداشتیم چراکه تورم بالا بود ولی امسال فکر می‌کنم مشکلات بیشتر هم می‌شود چراکه حقوق‌ها به میزان پایینی افزایش داشته است و تورم نیز در پساکرونا بیشتر می‌شود.

وی با بیان اینکه سفره کارگران در سال 99 کمرنگ‌تر از گذشته است،افزود : کارگران بیشترین کار را ما انجام می‌دهند و کمترین حقوق را نیز ما می‌گیرند.

وی اضافه کرد:کارگران نقش مهمی در توسعه صنعتی و اقتصادی کشور دارند ولی مسئولان به آنها بی توجهی می‌کنند.

این کارگرادامه داد: بانک مرکزی نرخ تورم را 35درصد اعلام کرده و حقوق ما فقط 21 درصد افزایش داشته و این به معنی بی توجهی به کارگران و خانواده‌های آنها است.

یکی از کارگران یک واحد تولید فراورده‌های لبنی تبریز با اشاره به حقوق پایین کارگران و نداشتن امنیت شغلی گفت: حقوق‌ها ناچیز است و کارفرما نیز خیلی راحت وقتی اعتراضی از سوی کارگران می‌شنود تهدید به اخراج و یا استعفای اجباری می‌کند.

وی افزود: ما چاره‌ای جز کار کردن نداریم چراکه اگر اعتراض کنیم و به نداشتن امنیت شغلی و حقوق پایین معترض شویم مدیران شرکت اعلام می‌کنند که اگر دوست ندارید استعفا دهید.

این کارگر اضافه کرد: من ماشین شخصی ندارم و هر روز مجبور هستم مبالغ بالایی بابت کرایه تاکسی پرداخت کنم، تصمیم دارم خودرویی خریداری کنم ولی با این حقوق‌ها نمی‌شود خودرو خرید.

وی ادامه داد: بر اساس تصمیمات اتخاذ شده دستمزد پایه کارگران حداقلی بگیر در سال جاری از یک میلیون و 516 هزار و 882 تومان در سال گذشته به یک میلیون و 835 هزار و 427 تومان افزایش پیدا کرده است و در حال حاضر پراید که ارزان‌ترین خودروی داخلی محسوب می‌شود به قیمت بین 60 تا 65 میلیون تومان خرید و فروش می‌شود.

این کارگر ادامه داد: اگر یک کارگر بخواهد پراید خریداری کند باید 20 ماه به حقوق خود دست نزند و آن را پس انداز کند.

وی گفت: البته به شرط اینکه قیمت خودرو افزایش نداشته باشد چراکه بعداز 20 ماه همین پراید قیمتی بالای 100 میلیون خواهد داشت و این چنین به فاصله طبقاتی در جامعه افزوده می‌شود.

*حال و روز معلمان مدارس غیردولتی(معلمان آزاد)درآستانه روزمعلم

بیش از 60 درصد معلمان آزاد در مدارس غیردولتی کمتر از یک میلیون تومان حقوق می گیرند

اگر از مدرسه به هر دلیلی اخراجمان کنند، حتما حقشان بوده و حتما حقمان بوده است، اگر سال بعد برای تدریس دعوت نشویم، حتما حقشان بوده و حتما حقمان بوده است… به جایی نمی توانیم اعتراض کنیم، اگر اعتراض کنیم خیلی راحت کنارمان می گذارند، گاهی فکر می کنم چرا ما به عنوان یک «معلم غیرانتفاعی» که بر اساس اعتماد مدرسه، خانواده ها فرزندانشان را به ما سپرده اند، هیچ جا به رسمیت شناخته نمی شویم…

این ها درددل های یک معلم مدرسه غیر انتفاعی است که از بد روزگار  کرونا دامن آن ها را هم گرفته است. کمی عجیب است اما بخشی از مدارس غیر انتفاعی حقوق ماه های شبه قرنطینه را به معلمانشان نداده اند؛ معلمانی که اغلب آن ها کمتر از «یک میلیون تومان» حقوق دریافت می کنند.

روز گذشته با همکاری ادمین یکی از گروه های فضای مجازی مربوط به معلمان مدارس غیرانتفاعی، از آن ها خواستیم بگویند آیا حقوقی برای ماه اسفند دریافت کرده اند که در بازه زمانی کمتر از یک ساعت دقیقا 65درصدشان اعلام کردند بابت اسفند و طبیعتا فروردین از مدرسه محل تدریسشان به حسابشان مبلغی واریز نشده است. این یعنی زندگی آن ها حالا در تنگنای بیشتری قرارگرفته است.

200هزار معلم غیرانتفاعی؟

به طور طبیعی وقتی وزارتخانه، نهاد یا انجمنی نباشد که تو را به رسمیت بشناسد، حتما آمار و عددی رسمی هم درباره تو وجود ندارد اما پیش از این برخی رسانه ها از فعالیت 200هزار معلم آزاد در مدارس و مراکز غیردولتی خبرداده اند. معلمانی که با وجود تعداد قابل توجه آنان از حداقل حقوق قانونی برخوردارنیستند. چقدر دردناک است وقتی متوجه می شوی حقوق ماهانه یک معلم در مدرسه غیرانتفاعی بدون بیمه یا فقط بیمه چند روز در ماه تنها 600-700-800 یا 900هزار تومان است و البته بخشی هم بیش از یک میلیون دریافت می کنند که تعدادشان کم است.

چقدر حقوق می گیرید؟

باز به کمک همان ادمین در کانال و گروهی که اعضایش معلمان آزاد غیرانتفاعی هستند، این سوال را مطرح کردیم که میزان دریافتی حقوق شما در سال تحصیلی 98-99 چقدر بوده است؟

پاسخ ها کمی عجیب است، توجه کنید:

ماهانه کمتر از 500 هزار تومان  28درصد

500 تا 800هزارتومان  36 درصد

800 تا یک میلیون تومان  15 درصد

یک تا 5/1میلیون تومان 16درصد

بیشتر از 2 میلیون تومان 2درصد

نمی دانم در این عددها «خط فقر» کجا به حساب می آید، اگر یک معلم آزاد بدون بیمه فقط همین کار معلمی، محل درآمد و معیشتش باشد، جز اظهار تاسف برای آن وزارتخانه مربوط حرف دیگری نمی ماند.

آقای وزیر آموزش و پرورش! در مدارس شما که ما فرزندانمان را به آن جا سپرده ایم، وضعیت معیشتی معلمانش کیلومترها زیر خط فقر است، آیا خبر دارید؟

چرا معلمان آزاد را به حساب نمی آورند؟

در فاصله ای که متن گزارشم را می نگاشتم درددل های بسیاری در قالب صوت و تصویر و متن از سوی این معلمان به حساب شخصی ام در فضای مجازی ارسال شد، معلمی که با 15 سال سابقه تدریس در مدارس غیرانتفاعی در شرایط کرونا از سوی مدرسه نادیده گرفته شده است یا معلم دیگری که با 10سال سابقه و به علت کیفیت آموزش اش هرساله متقاضیان زیادی در میان خانواده ها دارد اما دریغ از بیمه و حداقل حقوق قانونی.

در این خصوص با یکی از معلمان مدارس غیر انتفاعی که البته به آن ها «معلمان آزاد» می گویند هم کلام می شوم. این خانم شش سال است در مقطع ابتدایی تدریس می کند و همین امسال هم در ناحیه محل کارش رتبه اول جشنواره خلاقیت را کسب کرده است. کلی درددل دارد و مدتی است در کنار کارش، حق و حقوق معلمان آزاد را هم از طریق رسانه ها پیگیری و تلاش می کند صدای آن ها را به  گوش مسئولان برساند.

می گوید: بسیاری از همکارانم با حقوق های زیر یک میلیون تومان در مدارس غیر انتفاعی صادقانه و عاشقانه مشغول کار هستند و به دلیل ناتوانی مالی فقط تعدادی از روزهای ماه را بیمه می شوند و همین موضوع باعث شده است در شرایطی همچون کرونا، دستشان از بیمه بیکاری که بماند از زمین و آسمان هم کوتاه شود. چرا سازمان یا نهادی نیست که حرف ما رابشنود؟ چرا آموزش و پرورش در زمانی که می تواند از همین معلمان در استخدام های خود استفاده کند ما را نادیده می گیرد؟ برای نمونه همین امسال 20هزار معلم جدید به آموزش و پرورش اضافه می شود در شرایطی که مسئولان می توانستند از این  ظرفیت نهفته در مدارس غیرانتفاعی که بار آموزشی این مراکز را به دوش کشیده اند، استفاده کنند ولی می بینیم این معلمان که بسیاری از آن ها صاحب انگیزه های ناب، خلاقیت و توانمندی های ویژه اند، به راحتی نادیده گرفته می شوند.

*تجمع اعتراضی مدیران کودکستان ها و مهد های کودک بجنوردنسبت به عدم حمایت مالی مقابل اداره کل بهزیستی خراسان شمالی

روزچهارشنبه 10اردیبهشت، مدیران کودکستان ها و مهد های کودک بجنوردبرای اعتراض به عدم حمایت مالی برای جبران ضرروزیان بدنبال تعطیلی درچارچوب مقابله با شیوع بیماری کووید19 دست به تجمع مقابل اداره کل بهزیستی استان خراسان شمالی زدند.

این تجمع با هدف تامین مالی مهد کودک ها از طرف دولت برای جلوگیری از ورشکستگی مهدکودک ،حمایت از کارکنان و پرداخت اجاره بهاء مکان هابرگزارشد.

در این تجمع تعدادی از مدیران و معلمان مهدکودک ها و همچنین جمعی از پرسنل خدماتی این مجموعه ها حضور داشتند.

قابل یادآوری است که در استان خراسان شمالی بیش از دویست پنجاه مهدکودک در مناطق روستایی و شهری دایر میباشد که به دلیل شیوع بیماری کرونا از ابتدای اسفند ماه تمامی این مراکز آموزشی تعطیل میباشند و بسیاری از کارکنان آنها تا به امروز حقوق ماه های اسفند و فروردین را دریافت نکرده اند.

بیش از 1500 نفر در این مراکز آموزشی مشغول فعالیت هستند که اکثرا در مدت همه‌گیری کرونا حقوق دریافت نکرده اند. تعداد قابل ملاحضه‌ای از این کارکنان به دلیل نداشتن قرارداد و بیمه حتی نمیتوانند برای دریافت بیمه‌ای بیکاری اقدام کنند.

*اخبار اذیت وآزار فعالین کارگری،معلمان کنشگروفعالین دانشجویی:

1- جعفر ابراهیمی بازهم احضارشد

وکیل کانون صنفی معلمان از احضار جعفر ابراهیمی به بازپرسی رسانه خبر داد.

روزپنج شنبه 11 اردیبهشت،حسین تاج وکیل جعفر ابراهیمی به خبرنگاررسانه ای گفت: در احضاریه‌ای که به دست ما رسیده است، جعفر ابراهیمی باید به همراه وکیل و وثیقه در شعبه بازپرسی رسانه حاضر شود. این احضاریه مربوط به یک پرونده جدید است و ربطی به بازداشت دی ماه  ندارد و علت احضار به‌صورت دقیق مشخص نیست.

او افزود: براساس احضاریه باید در بازپرسی شماره 9 رسانه حاضر شویم.

2- احضار شیث امانی ، شریف ساعد پناه و همسرش (شهلا دلبینا) درآستانه روز جهانی کارگر

شیث امانی و شریف ساعد پناه از  اعضای هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و شهلا دلبینا همسر شریف   طی تماسی تلفنی به اداره اطلاعات شهر سنندج احضار شدند.

شیث امانی و شریف ساعد پناه و شهلا دلبینا از ساعت ۱۱ صبح  امروز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت تا ۳ بعد از ظهر توسط بازجویان اداره اطلاعات شهر سنندج مورد بازجویی قرار گرفتند.

نیروهای امنیتی این کارگران  را درباره برگزاری مراسم  روز جهانی کارگر  مورد بازخواست قرار دادند و تهدید نمودند که تحت هیچ شرایطی آنان حق شرکت در هیچگونه مراسم غیر دولتی را ندارند.

کارگران احضار شده  پس از دفاع از حق خود جهت شرکت در گرامیداشت روز جهانی کارگر ، شرکت در مراسم های این روز را حق بدیهی کارگران اعلام نمودند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

۱۱ اردیبهشت ۹۹

3- احضار وبازجویی رامین کریمی و یوسف گرامی پرورازفعالین کارگری سنندج

چهارشنبه 10 اردیبهشت در ادامه فشار بر فعالین جنبش کارگری در آستانه اول ماه مه روزجهانی طبقه کارگر ،   در سنندج دو تن از فعالین کارگری رامین کریمی و یوسف گرامی پرور بصورت تلفنی از سوی نهادهای امنیتی احضار و مورد بازجویی قرار گرفته اند. برگزاری مراسمات علنی در اول ماه مه حق کارگران است و برخوردهای امنیتی و احضار و تهدید محکوم است.

4- احکام نهایی امیر محمد شریفی و سید مصطفی هاشمی زاده صادر شد!

در آخرین جلسه دادگاه انقلاب سید مصطفی هاشمی زاده دانشجوی رشته مهندسی عمران دانشگاه تهران به پنج سال حبس تعزیری، 74 ضربه شلاق، سه ماه کار رایگان فرهنگی و دو سال منع ورود وی به خوابگاه محکوم شد.

همچنین امیرمحمد شریفی دانشجوی رشته مهندسی نقشه برداری دانشگاه تهران نیز به سه ماه حبس تعزیری محکوم شد.

5- بازداشت رقیه(اشرف) نفری دانشجوی دانشگاه خواجه‌ نصیرالدین طوسی وانتقالش به زندان قرچک ورامین

رقیه(اشرف) نفری دانشجوی دانشگاه خواجه‌ نصیرالدین طوسی روزیکشنبه 7اردیبهشت پس از بازجویی در یکی از نهادهای امنیتی تهران با پایان بازجویی و صدور قرار وثیقه 600 میلیون تومانی به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.

*اعتراض کلکتیو سندیکاهای فرانسه نسبت به اذیت وآزارفعالین کارگری،معلمان کنشگر وفعالین اجتماعی

 

 

پاریس ۲۸ آوریل ۲۰۲۰

آيت‌الله سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران

سازمان های سندیکایی فرانسوی س اف د ت، س ژ ت، اف اس او. سولیدر، او ان اس آ، توجه شما را نسبت به وضعیت هشدار دهنده معلمان ایرانی اسماعیل حبیبی و محمد حبیبی جلب می کند.

ما از دستگیری اسماعیل عبدی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران) مطلع شده ایم. عبدی در ۱۷ مارس از زندان آزاد می شود، اما در ۲۱ آوریل زمانی که برای تمدید مرخصی به دفتر دادستانی زندان اوین مراجعه می کند، دوباره دستگیر و زندانی می شود. با توجه به شرایط کنونی و خطر شیوع کرونا ویروس کووید۱۹ در ایران، و وضعیت غیر بهداشتی زندان ها و بازداشتگاه ها در ایران که بر وخامت اوضاع افزوده، زندانی شدن حبیبی در چنین شرایطی جانش را در معرض خطر جدی قرار می دهد.

آقای اسماعیل عبدی، که قصد تهیه ویزای سفر به کانادا جهت شرکت در کنگره جهانی آموزش بین الملل را داشت در ماه ژوئن ۲۰۱۵ دستگیر می شود.

محمد حبیبی، یک عضو دیگر هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران در تاریخ ۴ اوت ۲۰۱۸ به ده سال و نیم حبس محکوم شد. مضافا آن که دادگاه او را به ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت هر نوع فعالیت سیاسی و اجتماعی محکوم کرد. او در ماه مه در یک تظاهرات آرام دستگیر شده بود. اخیرا خانواده اش نامه اخراجش از ورزارت آموزش و پرورش را دریافت کرده اند.

در آستانه اول ماه مه، روز جهانی کارگر، این خبرها  دریافتی از ایران بسیار نگران کننده هستند.

ما سازمان های سندیکایی فرانسه:

اعمال سرکوبگرایانه و اذیت و آزارهای علیه معلمان، سندیکالیست ها، فعالین مدافع حقوق کارگران و حقوق بشر، و هنرمندان در ایران را محکوم می کنیم؛

خواهان لغو همه محکومیت های غیرعادلانه و خلاف آزادی های و حقوق بنیادی هستیم. هم چنین در دوران اپیدمی ویروس کووید۱۹ خواهان آزادی بدون قید و شرط  و فوری همه سندیکالیست ها و فعالین مدافع حقوق کارگران زندانی شده به خاطر فعالیت های سندیکایی اشان هستیم؛

از رژیم ایران می خواهیم که به پیمان های بین المللی که دولت ایران امضا کرده، از جمله حق ایجاد تشکل های مستقل، حق برگزاری تجمعات، حق اعتصاب، و حق قراردادهای جمعی، احترام بگذارد.

سلام های محترمانه ما را بپذیرید.

سندیکا س اف دِ تِ

سندیکا ث ژِ ت

سندیکا اِف اِس او

سندیکا سولیدر

سندیکا یو ان اس آ

رونوشت به:

آقای حسن روحانی، رئیس جمهور

آقای ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه

آقای محسن حاج میرزایی، وزیر آموزش و پرورش

سفیر ایران در پاریس

akhbarkargari2468@gmail.com