اخباروگزارشات کارگری14بهمن1395

admin   فوریه 3, 2017   دیدگاه‌ها برای اخباروگزارشات کارگری14بهمن1395 بسته هستند

بایگانی

لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی نه!

تغییرقانون کار بنفع کارگران آری!

– دردها و بغض های فروخورده پرستاران

– پایان موقتی تجمعات اعتراضی سه روزه کارکنان بیکارشده موسسه مالی ثامن‌الحجج درتهران بدلیل تعطیلی مجلس!

– جلیل رحمانی : در رابطه با افزایش حداقل دستمزد.

– اخراج 8کارگر شرکت پنجره سازان بنای قشم با 2ماه حقوق معوقه!

-60 کارگرکارخانه شیشه قزوین در آستانه اخراج از کار!

عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه320کارگراین واحدتولیدی!

– پیمانکاران طلب کار نیشکر هفت تپه دست خالی بازگشتند

– آبفای البرز:کارگرحادثه* دیده این شرکت زنده و دارای علائم حیاتی است

– خانواده‌های کولبرهای کشته شده در بهمن سردشت از وضع زندگی عزیزانشان می‌گویند

دردها و بغض های فروخورده پرستاران

درآمد یک پرستار حتی به صرف داشتن سابقه کار، به اندازه ای نیست که بتواند چرخ های یک زندگی را بچرخاند.

«نمی دونم دلت خواسته پرستار باشی یا نه؟ اصلا تا حالا فکر کردی پرستاری یعنی چی و پرستار چه ویژگی هایی باید داشته باشه؟ تا حالا فکر کردی اگه پرستار بودی و هر روز که نه هر چند ساعت یه بار و شاید هم ساعتی چند بار مجبور بودی رگ یک بچه بیمار رو بگیری و بهش آمپول بزنی چه حالی داشتی؟ یا به این فکر کردی که اگه قرار بود هر روز شاهد مرگ بیمارهایی باشی که صبح تا شب و شب تا صبح برای بهتر شدن حال شون تلاش کردی اما تلاشت بی نتیجه مونده، چه حالی می شدی؟ یا اصلا به این فکر کردی که اگه پرستار بودی و مجبور بودی تو بخش هایی مثل آی سی یو و یا بخش های مربوط به بیماران سرطانی کار کنی و هر روز و شاید روزی چند بار ببینی بیمارهایی رو که عمرشون توی بیمارستان و بخشی که تو اونجا کار می کنی تموم می شه و این نوع مرگ پیر و جوون و بچه نمی شناسه و هر لحظه یکی رو با خودش می بره، می تونی دووم بیاری و به کارت یعنی پرستاری ادامه بدی؟ اصلاً می دونی کمبود پرستار یعنی چی و اگه قرار باشه تنهایی جای 5 یا حتی 6 نفر کار کنی، چی سر سلامتی  جسم و روحت میاد؟ فکر کردی اگه پرستار بودی و ممکن بود بعد از چند سال کار بیماری های مختلفی مانند واریس، بیماری های قلبی، بیماری های روحی و روانی زیادی به سراغت بیاد اما دیگه حتی نتونی برای بهتر شدن حال خودت کاری کنی، چه حالی می شدی؟ یا به این فکر کردی که وقتی پرستار باشی و هر روز خون و بیماری و درد و مرگ ببینی و بعد بگن پرستاره و چون هر روز این چیزها رو می بینه دلش سنگ شده و عادت کرده، ممکنه به این نوع نگاه ها چه واکنشی نشون بدی، اصلاً بخندی یا گریه کنی یا چطور به آدم هایی با این طرز فکر بفهمونی که بابا من هم آدمم و احساس دارم و از درد بقیه درد می کشم؟ اصلاً تا حالا کسی بهت گفته پرستاری یعنی داشتن همه دردهای نداشته؟!»

فشار کاری پرستاران

هر سال وقتی در آستانه روز پرستار قرار می گیریم، یادمان می آید که قشر زحمتکشی به نام پرستار هم وجود دارد و پرستاران هر چند برای درمان و تسکین دردهای بسیاری از مردم تلاش می کنند، اما خودشان با دردها و مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کنند که ما حتی ذره ای از آن ها را نمی دانیم.یک پرستار در این باره می گوید: کمبود پرستار یکی از مشکلات جدی پرستاران در  مراکز درمانی محسوب می شود و اجرای طرح تحول سلامت و خیل عظیم مراجعان به بیمارستان ها باعث به وجود آمدن و چشمگیرتر شدن کمبود پرستار شده است.وی اظهارمی دارد: استاندارد نسبت پرستار به بیمار متناسب نیست و رعایت نمی شود و کمبود پرستار در بیمارستان ها و مراکز درمانی به شدت وجود دارد و گاه یک پرستار مجبور است به 10 تا 20 بیمار خدمات ارائه دهد که این موضوع باعث زیاد شدن فشار کاری پرستاران می شود که متأسفانه با کاهش کیفیت خدمات دهی آن ها همراه می شود.وی بیان می کند: با وجود قداست حرفه پرستاری، مسائلی همچون فرسودگی روحی و روانی ناشی از شیفت‌های طولانی، عدم استقلال حرفه‌ای و واگذاری گروه‌های دیگر به پرستاران سبب شده است جامعه پرستاری با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کند.یک پرستار دیگر می گوید: مولفه هایی مانند ارتباط دائمی با بیماران، قرار گرفتن در محیط های آلوده و اشعه های درمانی، عوامل بیولوژیکی و کار در شیفت شب از عواملی است که همواره پرستاران به ویژه زنان پرستار را با مشکل مواجه کرده است. وی می افزاید: نحوه کار پرستاران به شکلی است که بیشتر آن ها بعد از چند سال کار از بیماری های جسمی رنج می برند، شیوع بالای واریس در وریدهای پا به دلیل ایستادن های متداول، ابتلا به پوکی استخوان، خطر سقط جنین در پرستارانی که مدت زیادی سرپا می ایستند و همچنین شیوع بیماری های قلبی به دلیل استرس کاری و شیفت های شبانه از جمله مشکلاتی است که برای پرستاران وجود دارد.

آسیب های شیفت شب

وی درباره برخی از مشکلات شیفت شب تصریح می کند: انجام دادن کار در شیفت شب مشکلاتی مانند خستگی های زودرس، تحلیل قوای جسمانی، ابتلا به بیمای های جسمی، اختلالات خلقی و افزایش احتمال بروز انواع سرطان را به همراه دارد اما پرستاران مجبور هستند در شیفت شب هم کار کنند و پرستارانی که در شیفت های شب فعالیت می کنند به دلیل بالا بودن ساعت کاری، کم بودن کارکنان و حجم کاری زیاد در معرض آسیب و مشکلات فراوانی قرار می گیرند.

‍به گفته وی، بروز مشکلات خانوادگی و آسیب های عاطفی و روحی در فرزندان و در نتیجه تأثیر منفی در تربیت آن ها نیز از دیگر مشکلات زنان پرستار شیفت شب است.وی خاطرنشان می کند: در این شغل باید تفریحات و برنامه های خانوادگی را با شغلت هماهنگ کنی، برای یک پرستار فرصت هایی برای مراسم شادی و غم و روزهای تعطیل هیچ مفهومی ندارد.پرستاری دیگر به مسائل اقتصادی این شغل اشاره می کند و می گوید: با وجود مشکلات عدیده ای که در این شغل وجود دارد، پرستاران از رفاه اقتصادی برخوردار نیستند و درآمد یک پرستار حتی به صرف داشتن سابقه کار، به اندازه ای نیست که بتواند چرخ های یک زندگی را بچرخاند.

بخشی ازیک گزارش خراسان شمالی بتاریخ14بهمن

پایان موقتی تجمعات اعتراضی سه روزه کارکنان بیکارشده موسسه مالی ثامن‌الحجج درتهران بدلیل تعطیلی مجلس!

روز گذشته (13 بهمن ماه )،تجمعات اعتراضی سه روزه کارکنان بیکارشده موسسه مالی ثامن‌الحجج در تهران،بدون تحقق قطعی مطالباتشان موقتا خاتمه پیدا کرد.

کارکنان موسسه ثامن‌الحجج با بیان اینکه روز گذشته صرفا به خاطر تعطیلی چندروزه مجلس موقتا به اعتراضات خود پایان داده‌ایم، در ادامه می‌گویند؛ به محض اطلاع از بازگشایی مجلس دوباره از شهرهای محل سکونت خود به تهران سفر می‌کنیم و پیگیر مطالباتمان می‌شویم.

به گزارش14بهمن ایلنا،تعدادی از افراد حاضر در اجتماع  اعتراضی کارکنان اخراجی موسسه ثامن‌الحجج گفتند: همه معترضان از بعد ار ظهر روز گذشته به شهرهای محل سکونت خود بازگشته‌اند اما هنوز بلاتکلیفی در وضعیت شغلی‌شان که باعث برپایی این تجمعات اعتراضی شده بود؛ مشخص نیست.

به گفته معترضان روز گذشته از طرف یک عضو کمسیون اقتصادی مجلس با  نماینده پارلمانی وزارتخانه اقتصاد صحبت‌هایی شد و درنهایت آنها قول جداگانه‌ای برای پیگیری مطالباتمان دادند.

پرسنل ثامن‌الحجج گفتند، از دی ماه سال گذشته (94) حدود 2700 نفر از کارکنان موسسه ثامن‌الحجج که در 470 شعبه در سراسر کشور فعالیت دارند به دلایل متوقف شدن فعالیت این موسسه مالی ازسوی شورای ‌عالی پول اعتبار، بانک مرکزی و قوه قضائیه تاکنون سرگردان مانده و هیچ مسئولی پیگیر کار آنها نبوده است.

تجمع‌کنندگان که به نمایندگی از جمعیت 2700 نفری کارکنان این موسسه مالی اعتباری عازم تهران شده و طی روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم بهمن ماه مقابل ساختمان بانک مرکزی و مجلس تجمع کرده بودند، در ادامه  می‌گویند تا زمان قطعی نشدن نتیجه به اعتراضات خود ادامه می‌دهیم.

اعتراض کارکنان موسسه ثامن‌الحجج روز دوشنبه، 11 بهمن ماه مقابل ساختمان بانک مرکزی انجام شد و در روزهای 12 و 13 بهمن  ماه نیز در مقابل ساختمان مجلس ادامه یافت تا سرانجام آنان که سه روز متوالی را در سرمای کم‌سابقه خیابان‌های پایتخت گذرانده بودند و شب‌ها را در محوطه بهشت زهرا سپری می‌کردند، بدون دریافت پاسخ مشخصی از نمایندگان مجلس و دولت راهی شهرشان شدند.

اخبارمرتبط:

تجمع اعتراضی کارکنان بیکارشده موسسه مالی  ثامن الحجج در تهران سومین روز راپشت سرگذاشت!

http://etehadbinalmelali.com/ak/113-11-95/

جلیل رحمانی : در رابطه با افزایش حداقل دستمزد.

خواسته کارگران که تعیین دستمزد بر اساس سبد معیشت خانواراست، نه تنها خوراک ومواد غذایی بلکه شامل  مسکن ، پوشاک ،بهداشت و درمان ، آموزش وتحصیل ،ایاب و ذهاب ، مصارف انرژی و سایر اقلام برای یک زندگی امروزی هم میشود.

شورای عالی کار چند نشست را با حضور دولت وکارفرمایان و نمایندگان به اصطلاح کارگری پشت درهای بسته برگزار کرده. شورای عالی کار همه ساله بازار گرمی برای افکار عمومی درست میکند و با کمک رسانه ها وانمود میکنه که برای دستمزد ما کارگران میخواهند کار کارشناسی کنند. این شورا  با کش دادن زمان افزایش حداقل دستمزد به واپسین روزهای سال وبا افزایش ناچیز و خفت بار حقوق میلیونها مشمول قانون کار آنرا با هیاهواعلام وتصویب میکند.

چرا دولت بحث حداقل دستمزد کارگران را به آخر سال میکشاند و دور از نماینده واقعی کارگران و رسانه ها  به صورت خصوصی وآنهم امسال در سکوت خبری خودشان میبرند و میدوزند؟

علی خدایی یکی از اعضای شورای عالی کار در گفتگو با ایلنا اظهار داشته که کار گروه تخصصی هنوز درحال بررسی سبد هزینه خانواده کارگری است وبايد کارگران جو را متشنج نکنند ، موانعی برای افزایش دستمزد ایجاد نباشند تا هربلایی که میخواهند سر کارگران بیاورند وبه نفع کارفرما حداقل دستمزد را به تصویب برسانند. به نظر ما کارگران این یک توطئه برعلیه کارگران است وفقط میخواهند که کارگران ساکت بمانند وهيچ حرکت یا اعتراضی نشان ندهند وهرچه که مدافعان کارفرما وسرمایه دارن بخواهند ما کارگران بپذیریم . برای کارگران مشخص است که گروه 3 جانبه تا لحظه آخر دستمزد 96 رامشخص نکنند وبعد با حداقل دستمزد به کار خود پایان دهند . در طول این چندین سال گذشته وبخصوص در سال 95 دستمزد را با 100 هزار تومان افزایش به 812 هزار تومان رساندند این در حالی بود که کارشناسان اقتصادی این مبلغ را 3 برابر زیر خط فقر اعلام کردند . با این 812 هزار تومان یک خانوار 4 نفره بویژه در کلان شهرها چطور میتواند زندگی کند وخانواده کارگران با چالشهای جدی مواجه شده اند وبا این مبلغ فقط میتوان 10 روز از ماه را سپری کرد وبا تنگناهای فراوان، سختی وتحمل بدبختی روبرو شدند .

تازه قصد داشتند که حداقل دستمزد سال 96 را به صورت منطقه ای تعیین وتصویب کنند که فلاکت بیشتری را به کارگران تحمیل کنند اما این ترفند بقدری رسوا و غیرممکن بود که طرح آنرا کنار گذاشتند.

اما سناریوی تکراری تعیین حداقل دستمزد به دفعات در دورهای مختلف به همین شیوه طرح و با وجود اعتراضات گسترده کارگری، آنرا تحمیل کردند.

در پایان خواست ما کارگران نسبت به افزایش حداقل دستمزد اجرای بند 2 ماده 41 قانون کار در یک شرایط علنی و رسانه ای با حضور نمایندگان واقعی کارگران و محاسبه واقعی هزینه سبد یک خانواده 4 نفری است.

ما کارگران برای حق خود یک صدا ومتحد به صورت مستمر اعتراض خود را نسبت به این شیوه تکراری و بی ثمرتعیین حداقل دستمزد به مسئولین اعلام میکنیم.

نسخه ای که شورای عالی کار بعنوان حداقل دستمزد برای ما کارگران میپیچد، چیزی جز فقر فلاکت وخالی شدن سفره کارگران بیشتر از هر زمان دیگر و 4 برابر شدن دستمزد زیر خط فقر نخواهد بود

جلیل رحمانی – کارگر ساختمانی

13 بهمن 95

اخراج 8کارگر شرکت پنجره سازان بنای قشم با 2ماه حقوق معوقه!

هشت نفر از کارگران شرکت پنجره سازان بنای قشم با 2ماه حقوق معوقه اخراج شدند.

به گزارش منابع خبری محلی،یکی از کارگران جوان در این خصوص گفت : شرکت مدتهاست که به مشکلات مالی دچار شده است و قرار بود از طریق تسهیلات دولتی این مشکلات برطرف شود که متاسفانه این تسهیلات به شرکت واگذار نشده و مدیرعامل شرکت به همین دلیل اقدام به اخراج هشت نفر از کارگران نموده است.

وی افزود : قبل از این نیز تعداد دیگری از کارگران از کار اخراج شده بودند و حقوق ما نیز از دو ماه قبل پرداخت نشده است.

اخراج این هشت نفر در حالی اتفاق می افتد که آنها امید دریافت عیدی را داشتند اما اکنون باید به جای عیدی به دنبال کار باشند .

60 کارگرکارخانه شیشه قزوین در آستانه اخراج از کار!

عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه320کارگراین واحدتولیدی!

در پی ادامه بحران مالی در کارخانه شیشه قزوین ،کارفرما اسامی 60کارگر قرارداد موقت وپیمانی را با سوابق یک تا 17 سال در لیست اخراجی‌ها قرار داده است. از قرار معلوم این 60 کارگر در ابتدای اسفند ماه پس از خاتمه قرارداد کارشان بیکار می‌شوند.

مجموع مطالبات حدود 320 نفر از کارگران قراردادی و پیمانکاری شیشه قزوین دست‌کم در 8ماه گذشته به تاخیر افتاده و حق بیمه آنان نیز از تیر ماه تا هم اکنون پرداخت نشده است.

به گزارش14بهمن ایلنابنقل ازکارگران کارخانه شیشه قزوین،در این واحد تولیدی حدود 320 کارگر مشغول به کار هستند اما طی چند ماه گذشته به دلیل آنچه ازسوی کارفرما «رکود بازار فروش محصولات» عنوان می‌شود؛ اسامی 60 کارگر این واحد تولیدی تا پایان ماه جاری در لیست اخراج قرار گرفته است.

طبق اظهارات کارگران این کارخانه، مدیریت شیشه قزوین عقیده دارد که فعالیت این واحد تولیدی به شیوه کنونی مقرون به صرفه نیست و باید برای کاهش هزینه‌های تولید از نیروی کار کارخانه کم کند.

درعین حال کارگران درخصوص وضعیت قرارداد کار خود می‌گویند؛ کارفرمای این کارخانه با کارگران قراردادی قرارداد کار سه ماهه منعقد کرده درعین حال کارگرانی که تحت مسئولیت چند شرکت پیمانکاری در این واحد تولیدی شاغل هستند؛ فاقد قرارداد کار مشخص هستند.

منابع خبری در این واحد تولیدی در ادامه می‌گویند؛ کارفرما به کارگرانی که در لیست اخراج قرار دارند، گفته برای تسویه حساب  کامل، آنان باید تا حداقل یکسال آینده صبر کنند.

به گفته آنان؛ مجموع مطالبات حدود 320 نفر از کارگران قراردادی و پیمانکاری شیشه قزوین دست‌کم در 8ماه گذشته به تاخیر افتاده و حق بیمه آنان نیز از تیر ماه تا هم اکنون پرداخت نشده است.

طبق گفته کارگران کارخانه شیشه قزوین،افزایش بدهی‌های مالی این واحد تولیدی به اداره تامین اجتماعی قزوین باعث شده که این اداره از  تمدید دفترچه‌های درمانی کارگران و خانواده‌هایشان خوداری کند.

این کارگران که احتمال می‌دهند درنتیجه‌ی وضعیت پیش آمده؛ ممکن است سایر کارگران نیز امنیت شغلی خود را از دست بدهند، در بخش پایانی سخنان خود گفتند: تقریبا  اسفند ماه هر سال کارفرما به بهانه کاهش هزینه‌های مالی کارخانه تعدادی از نیروی کار کارخانه رااخراج می‌کند.

به گفته آنان؛ اسفند ماه سال گذشته بود که تعداد 25 نفر از  همکارانمان پس از خاتمه قرارداد کار ازسوی کارفرما  اخراج شدند همچنین طی چند ماه گذشته سه نفر از کارکنان بخش اداری کارخانه از کار بیکار شده‌اند.

گفتنی است، کارگران کارخانه‌ شیشه قزوین که در کیلومتر 33 جاده قزوین به رشت واقع شده است؛ از تقریبا شش ماه پیش چندین نوبت به دلیل پیگیری مطالبات خود  در محل کارخانه دست به اعتراض زده‌اند.

درهمین رابطه:

*60کارگرکارخانه شیشه قزوین دریک قدمی اخراج!

آیا اخراج این کارگران بدلیل اعتصاب ماه پیش بوده است؟

کارگران کارخانه شیشه قزوین گفتند: در کل شرکت از ابتدای دی ماه 60 کارگر اخراج می‌شوند شاید هم به دلیل اعتصاب یک ماه پیش ما این اخراج ها صورت می‌گیرد.

به گزارش 26آذرصبح قزوین، کارخانه شيشه قزوين درسال 1344 با سرمايه اوليه بالغ بر يک ميليارد ريال در زمينی به مساحت 260 هزار مترمربع با تخصيص زيربنای 100 هزار مترمربع در کيلومتر 3 جاده قزوين_رشت راه اندازی شد.

بدين صورت بزرگترين كارخانه شيشه تخت کشور با نام «کارخانه شيشه قزوين» وارد عرصه توليد شد، در آن زمان شيشه توليد شده در اين کارخانه در نوع خود از مرغوبترين توليدات خاور ميانه به حساب می‌آمد.

طی سال‌های پس از انقلاب، این شرکت با قوت به کار خویش ادامه می‌داد تا سرانجام در سال 74 مشمول قوانین خصوصی سازی شد و سهام به صورت خرد در اختیار متقاضیان قرار گرفت.

بالغ بر 47 درصد سهام این شرکت هم اکنون در اختیار یک شخص سهام‌دار است که مدیرعامل شرکت نیز می‌باشد.

کارخانه شیشه قزوین، در گذشته با 4 کوره و 8 خط تولید، نقش مهمی در صنعت استان ایفا می‌کرد اما با رکود اقتصادی طی سه سال گذشته، آرام آرام کوره‌ها و خطوط تولید متوقف شد.

از ابتدای ماه آبان ماه سال جاری طی تماس یکی از کارگران کارخانه شیشه قزوین واقع در جاده رشت، از تجمع کارگران این کارخانه در مقابل درب ورودی شرکت مطلع شدیم.

این کارخانه با 320 کارگر در بخش‌های تولید شیشه‌های دوجداره، سکوریت و ضد گلوله فعالیت می‌کند و به گفته کارگران مشغول در این شرکت، روند فروش و تولید به خوبی انجام می‌شود و درآمد میلیاردی حاصل از فروش تولیدات مشهود است.

در آبان ماه کارگران شرکت شیشه 8 روز متوالی تجمع برگزار کردند و با اطلاع رسانی اعتراضات آنها مقداری از معوقات آنها پرداخت شد اما روز گذشته(پنج شنبه) با تماس تعدادی از کارگران این شرکت مطلع شدیم که طی حکم مدیرعامل این شرکت از ابتدای دی ماه 60 کارگر اخراج  خواهند شد.

یکی از کارگران اظهار کرد: قسمت صنایع جانبی شرکت که ما در آن مشغول به کار هستیم130 نیرو دارد و در 2شیفت کارمی‌کنیم.

وی در ادامه افزود: طبق نامه مدیرعامل از ابتدای ماه بعد یعنی دی ماه 26 کارگر را از قسمت صنایع جانبی بیرون کنند و با اخراج و کار کردن کارگران در یک شیفت صرفه جویی داشته باشند.

نامه ای که مدیرعامل شرکت برای رئیس شرکت شیشه ارسال کرده است:

14-11-95

این کارگر ادامه داد: در کل شرکت از ابتدای دی ماه 60 کارگر اخراج می‌شوند شاید هم به دلیل اعتصاب یک ماه پیش ما این اخراج صورت می‌گیرد.

وی عنوان کرد: چرا مدیران شرکت در زمستان قصد دارند خرج زندگی زن و فرزندان کارگران را قطع کنند؟

*خاتمه موقتی اعتصاب کارگران کارخانه شیشه قزوین پس از یک هفته با پرداخت بخشی از مطالباتشان !

روز گذشته(18آبان) با پرداخت دو ماه از معوقات مزدی کارگران کارخانه شیشه قزوین، اعتصاب این کارگران پس از یک هفته موقتا خاتمه یافت.

طبق اظهارات کارگران کارخانه شیشه قزوین در حال حاضر همه کارگران معترض این واحد تولیدی به کار خود بازگشته اند واز قرار معلوم با وعده کارفرما قرار است باقیمانده مطالبات مزدی  آنان طی ماه های آینده به مرور پرداخت شود.

به گفته کارگران در حال حاضر مطالبات مزدی کارگران رسمی وقرار دادی از مرداد ماه باقی مانده وکارگران پیمانکاری نیز از خرداد ماه معوقات مزدی خود را از کارفرما طلب دارند.

به گزارش19آبان ایلنا،منابع کارگری در این واحد تولیدی در توضیح این اتفاق افزودند: در ادامه اعتراضات شش روز گذشته،  کارفرما معادل دو ماه از  مطالبات معوقه مزدی کارگران رسمی ،قراردادی وپیمانکاری کارخانه را پرداخت کرد که نتیجه آن خاتمه موقت اعتراض کارگران بود.

به گفته کارگران در حال حاضر مطالبات مزدی کارگران رسمی وقرار دادی از مرداد ماه باقی مانده وکارگران پیمانکاری نیز از خرداد ماه معوقات مزدی خود را از کارفرما طلب دارند.

طبق اظهارات کارگران کارخانه شیشه قزوین در حال حاضر همه کارگران معترض این واحد تولیدی به کار خود بازگشته اند واز قرار معلوم با وعده کارفرما قرار است باقیمانده مطالبات مزدی  آنان طی ماه های آینده به مرور پرداخت شود.

*تجمع اعتراضی کارگران شیشه قزوین برای  هفتمین روز متوالی !

امروز18آبان،کارگران شیشه قزوین برای هفتمین روزمتوالی دراعتراض به عدم پرداخت8ماه حقوق،5ماه حق بیمه،حق سنوات وعیدی سال های گذشته،شرایط سخت کاری ،اخراج همکارانشان ونداشتن امنیت شغلی دست به تجمع در محوطه کارخانه زدند.

به گزارش 18آبان صبح قزوین، شرکت شیشه قزوین در هفتمین روز متوالی شاهد برگزاری تجمع اعتراض آمیز کارگران این شرکت است.

این کارگران طی هفت روز گذشته با برگزاری یک تجمع مسالمت آمیز در داخل حیاط شرکت شیشه خواستار رسیدگی مسئولان شرکت به مشکلات آنها هستند اما هنوز اقدامی از سوی متولیان این موضوع صورت نگرفته است.

تعدادی از کارگران این شرکت در هفتمین روز تجمع مقابل این شرکت درباره مشکلات خود با خبرنگار ما گفت‌وگو کردند.

یکی از کارگران اظهار کرد: سال گذشته مسئولان استانی برای رسیدگی به مشکلات کارگرها در شرکت حضور پیدا کردند و رئیس شرکت در نامه‌ای کتبی متعهد شد که طی شش ماه به مشکلات ما رسیدگی می‌کند؛ اما این موضوع انجام نشد.

وی در ادامه افزود: عید امسال تا 50 روز حقوق‌های ما عقب افتاد، هم اکنون یک سال از تعهد رئیس شرکت می‌گذرد و ما 8 ماه حقوق معوقه داریم که پرداخت نشده اشت.

این کارگر معترض اذعان کرد: هنوز عیدی و سنوات سال 93 را به کارگران پرداخت نشده و نصف عیدی 94 نیز به ما داده نشده است.

یکی دیگر از کارگران شرکت شیشه عنوان کرد: در سال جدید هم عده‌ای را اخراج کرده‌اند یا کوره‌هایی خوابانده شده تا به گفته رئیس شده بتوانند حقوق ماهیانه ما را پرداخت کنند.

وی ادامه داد: کوره 2 و 3 شرکت را سال گذشته تعطیل کردند و شب عید 94 کوره 3 با تخلیه مذابش تعطیل شد، کارخانه شیشه قزوین در خاورمیانه نمونه ندارد چرا باید کوره‌های آن تعطیل شود.

این کارگر معترض تصریح کرد: ما برای ترکیه، عراق و تمام حوزه خلیج فارس صادرات داریم و در این کشورهای شیشه قزوین شناخته شده است.

یکی دیگر از این کارگران بیان کرد: در دوماهی که به علت مصدومیت انگشت دستم در منزل بستری بودم از مدیران شرکت هیچ کس پیگیر عیادت و رسیدگی به امور من نشد، فقط همکارانم برای ملاقات آمدند.

وی با بیان اینکه هم اکنون همه کارگران مقروض هستیم، ابراز کرد: شب عید 95 یعنی 29 اسفند 94 رئیس شرکت شیشه قزوین 100 نفر را اخراج کرده است و هم اکنون ما به عنوان یک کارگر کار 4 نفر را انجام می‌دهیم تا خط تولید نخوابد.

این کارگر معترض عنوان کرد: ما فقط حق خود را می‌خواهیم چون می‌دانیم این شرکت تولیدات خوبی دارد و صادرات خوبی نیز به کشورهای دیگر دارد.

وی افزود: شیشه آبگینه هم اکنون تعطیل است و قسمت زیادی از تجهیزات آن خریداری شده و در شرکت ما قرار دارد اما حقوق ما پرداخت نمی‌شود.

یکی دیگر از کارگران شرکت شیشه قزوین گفت: ما روزی هزار و دویست متر شیشه صنایع جانبی تولید می‌کنیم یعنی چیزی حدود 2 برابر صنایع شیشه شرکت‌های دیگر، چون نمی‌خواهیم خط تولید شرکتمان بخوابد اما مسئولان قدر نمی‌دانند ما نان آغشته به خون خود را می‌خوریم یعنی با حداقل مزد حداکثر کار را انجام می‌دهیم.

وی اضافه کرد: رئیس شرکت از درآمدهای حاصله از شرکت شیشه قزوین شرکت‌های دیگر را راه اندازی کرده است، پس درآمدزایی وجود دارد کارگران که خواسته زیادی ندارد فقط حق خود را طلب می‌کنند.

یکی دیگر از کارگران شرکت شیشه اذعان کرد: هنوز در هفتمین روز تجمع ما کسی به مشکلات ما رسیدگی نمی‌کند و می‌گویند شورش کرده‌اید! چرا طلب حق کردن در یک تجمع مسالمت آمیز در حیاط شرکت باید به شورش تعبیر شود؟ ما که مشکلی در شرکت ایجاد نکردیم، ما در این مدت هم اجازه ندادیم تولید قطع شود و تولید ادامه دارد.

وی تصریح کرد: از برج چهارم سال جاری چون شرکت حق بیمه ما را واریز نکرده است تامین اجتماعی دفترچه‌های ما را تمدید نمی‌کند و ما با وضعیت مریضی خانواده خود نمی‌توانیم به دکتر مراجعه کنیم.

این کارگر شرکت شیشه قزوین در پایان تاکید کرد: کارگران به حقوق ماهیانه و بیمه خودشان احتیاج ضروری دارند اما امروز از آن هم بی نصیب شده‌ایم و با هزینه آزاد به دکتر مراجعه می‌کنیم.

*تجمع اعتراضی کارگران کارخانه شیشه قزوین برای دومین روزمتوالی !

امروز13آبان،کارگران شیشه قزوین برای دومین روزمتوالی دراعتراض به عدم پرداخت 8ماه حقوقشان درمقابل کارخانه اجتماع کردند.

به گزارش13آبان فارس،کارگران کارخانه شیشه قزوین صبح روز گذشته هم در مقابل این کارخانه تجمع کرده که گویا تعرض‌های کارگران گوش مسؤولان استانی را شنوا نبوده و کارگران برای دومین روز متوالی، صبح امروز در مقابل این کارخانه تجمع کردند.

بی‌توجهی مسؤولان و کارفرمایان کارخانه شیشه قزوین کمر اقتصاد خانواده کارگران این کارخانه را گران‌بارتر و خمیده‌تر کرده است و کارگران برای دریافت حقوق خود باید ماه‌ها چشم انتظار بمانند و دست خالی بر سر سفره خانواده بنشینند.

بیش از 100 نفر از کارگران کارخانه شیشه قزوین واقع در جاده رشت طی روز گذشته در مقابل این کارخانه تجمع کرده بودند که این تجمع‌ روز گذشته جوابگوی دغدغه‌های آن‌ها نبوده است.

یکی از کارگران این کارخانه که 8 ماه حقوق نگرفته است اظهار داشت: بی‌توجهی مسؤولان کارخانه موجب شده است بعد از گذشت 8 ماه همچنان با دستان خالی بر سر سفره خانواده حضور داشته باشیم.

آقای (ش.خ) ادامه داد: عدم پرداخت حقوقم از سوی مسؤولان و کارفرمایان کارخانه شیشه قزوین مشکلات بسیاری را ایجاد کرده است و برای تأمین امر معاش منتظر دریافت حقوق هستم.

آقای (ن.ک) کارگری دیگری است که در کارخانه شیشه قزوین مشغول به کار بوده و بعد از گذشت 8 ماه همچنان در انتظار دریافت دستمزد و حقوق از سوی کارفرمای این کارخانه است.

وی بیان کرد: از صبح دیروز مقابل کارخانه شیشه قزوین برای رسیدگی به تعویق افتادن حقوقمان با چندی دیگر از همکاران تجمع کرده‌ایم که هیچ کدام یک از مسؤولان از شنوایی برای دغدغه‌هایمان ندارند.

این کارگر عنوان کرد: مسؤولان و کارفرمایان کارخانه شیشه قزوین روز گذشته اعلام کردند که تنها یک ماه از معوقات حقوقمان را پرداخت می‌کنند.

آقای (ن.ک) یادآور شد: از مسؤولان درخواست داریم در این فصل سرد و سرمای آن، پاسخگوی نیاز و دغدغه کارگران باشند و حقوقهایمان را پرداخت کنند.

به گزارش امروز جوان درهمین رابطه،یکی از کارگران  که بصورت پیمانکاری در این کارخانه  کار می کند گفت: از فروردین تا کنون هیچ حقوقی دریافت نکرده اند.

وی گفت: بخش از عیدی امسال را هم نگرفته ایم و اگر هم مبلغی به ما داده شده برای سال 94 است.

وی افزود: دویست نفر از کارگران اعم از رسمی ، قراردادی و پیمانکاری ازدیروز دست از کار کشیده اند و کارخانه هم هیچ تولیدی ندارد.

این کارگر البته این را هم گفت: که کارگران رسمی و قراردادی حقوق ماههای فروردین تا خردادشان را دریافت کرده اند اما کارگران پیمانکاری 8 ماه است بدون دریافت حقوق کار می کنند.

وی افزود: در این مدت کارخانه هم تولید و هم فروش مناسب داشته است.

یکی دیگر از کارگران این کارخانه گفت: یکی از مسولان کارخانه قول داده است حقوق فروردین ماه را به حساب مان واریز کند ، حقوقی که به قول وی برای نیمی از این ماه است و کفاف مخارجشان را نمی دهد.

*تجمع کارگران شیشه قزوین دراعتراض به عدم پرداخت 8ماه حقوق مقابل کارخانه !

امروز12آبان، کارگران شیشه قزوین دراعتراض به عدم پرداخت 8ماه حقوق دست به تجمع مقابل کارخانه واقع درجاده رشت زدند.

به گزارش 12آبان صبح قزوین، طی تماس یکی از کارگران کارخانه شیشه قزوین واقع در جاده رشت، از تجمع کارگران این کارخانه در مقابل درب ورودی شرکت مطلع شدیم.

این کارخانه با 320 کارگر در بخش‌های تولید شیشه‌های دوجداره، سکوریت و ضد گلوله فعالیت می‌کند و به گفته کارگران مشغول در این شرکت، روند فروش و تولید به خوبی انجام می‌شود و درآمد میلیاردی حاصل از فروش تولیدات مشهود است.

بنابر اظهارات تماس گیرنده،کارگران این کارخانه در سال جاری هیچگونه حقوقی دریافت نکرده و در امرار معاش خود دچار مشکلات شدیدی شده‌اند.

کارگران این کارخانه به سه بخش استخدامی، قراردادی و پیمانکاری تقسیم می‌شوند که کارگران استخدامی و قراردادی 2 ماه اول سال را حقوق دریافت کرده‌اند و 6 ماه است هیچگونه دستمزد دیگری دریافت نکرده‌اند اما کارگران پیمانکاری 8 ماه است که حقوقی دریافت نکرده‌اند.

به گفته این کارگر، مدیران این کارخانه عیدی سال گذشته نیز هنوز را به کارگران پرداخت نکرده‌اند و علارغم جریان داشتن روند تولید و فروش، مدیران شرکت حقوق کارگران را با وعده و عید به تعویق می‌اندازند.

کارگران این شرکت طی نامه‌هایی به استانداری، فرمانداری و شورای شهر مشکلات خود را بیان کرده‌اند اما در این 8 ماه هیچگونه اقدامی در جهت رفع مشکل کارگران این شرکت انجام نشده است.

به گفته این کارگر معترض در سفر رئیس جمهور به قزوین تمام کارگران به صورت مکتوب و تماس با سامانه 111 مشکلات خود را ثبت و درخواست رسیدگی داشته‌اند اما همچنان مشکلات وجود دارد و سامانه 111 نیز پاسخگو نیست.

کارگران این کارخانه هم‌اکنون در مقابل این شرکت تجمع کرده‌ و خواستار رسیدگی مسئولین به مشکلاتشان هستند.

پیمانکاران طلب کار نیشکر هفت تپه دست خالی بازگشتند

اتحادیه آزاد کارگران ایران : در حالی که اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه در روز گذشته طبق وعده هایی که کارفرما به کارگران داده بود موقتا به پایان رسید.

امروز چهارشنبه 13 بهمن ماه پیمانکاران طلبکار این مجموعه جهت دریافت مطالباتشان به حسابداری شرکت مراجعه نمودند اما با دخالت نیروهای حراست کار به درگیری فیزیکی بین آنان کشیده شد و در آخر پیمانکاران بعلت عدم حضور  مدیران مربوطه  محل را ترک کردند.

طبق اخبار رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران ،قبلا به این پیمانکاران وعده داده شده بود که  برای گرفتن طلب خود ، به دفتر مرکزی شرکت واقع در تهران مراجعه کنند اما بعد از مراجعات مکرر و بی نتیجه ، تصمیم میگیرند که به طور مستقیم به حسابداری شرکت در هفت تپه شوش مراجعه کنند.

لازم به ذکر است که کارگران این مجموعه پاداش وبهربرداری   سال‌های 94 و 95 و قسمتی از حقوق آذر ماه و حقوق کامل دی و بهمن و بن امسال را طلب دارند و همچنین حق بیمه دوران بیکاری کارگران نی‌بر که در فاصله سالهای 68 تا 92 مشغول کار بوده‌اند نیز پرداخت نگردیده است.

کارفرمای نیشکر هفت تپه تا پایان هفته جاری باید حدود 12  میلیارد تومان برای  فاصله بیمه دوران بیکاری کارگران نی بر  و8 میلیارد تومان بابت سنوات کارگران بازنشسته پرداخت کند.

در عین حال بیش از 250 نفر از کارگران  بازنشسته این مجتمع ،هنوز نتوانسته‌اند مطالبات بازنشستگی خود را از کارفرما دریافت کنند.

صبح امروزیکی ازکارگران رسمی که هنوزحقوق آذر و ماههای پیش رو را دریافت نکرده ، بدلیل نداشتن پول جهت خریدشیرخشک  فرزند شیرخوارش درحضورکارگران گریه اش میگیرد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

13 بهمن 95

آبفای البرز:کارگرحادثه* دیده این شرکت زنده و دارای علائم حیاتی است

مدیر روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب استان البرزگفت: یکی از کارگران حادثه دیده دیروز چهارشنبه این شرکت که فوت وی در محل حادثه اعلام شده بود پس از انتقال به بیمارستان علائم حیاتی وی مشخص و در بخش مراقبت های ویژه بستری شد.

به گزارش14بهمن ایرنا،علیرضا لرستانی ظهر پنجشنبه اظهار داشت: در حادثه ریزش کانال فاضلاب که حدود ساعت 13 روزگذشته درباغستان کرج رخ داد 2 کارگرزیر خاک مدفون شدند که باتلاش ماموران آتش نشانی به بیرون از کانال انتقال یافتند.

وی ادامه داد: یکی از این کارگران به علت شدت مصدومیت به کما رفته بود و مصدومیت دیگری سطحی تشخیص داده شد.

لرستانی گفت: ابتدا تصور می رفت کارگر به کما رفته جان باخته است و به همین دلیل برخی منابع امدادی خبر فوت را منتشر کردند که در انتقال به بیمارستان علائم حیاتی وی مشخص و در بخش مراقبت های ویژه بستری شده است.

مدیرروابط عمومی شرکت آبفای البرز اظهار داشت: تلاش پزشکان برای نجات جان این کارگر ادامه دارد و امیدواریم پس از به هوش آمدن،بهبودی خود را باز یابد.

* کشته وزخمی شدن2کارگربر اثر ریزش کانال فاضلاب در کرج

مسئول روابط عمومی سازمان آتش نشانی کرج اعلام کرد که براثر ریزش کانال فاضلاب در دست حفاری در کرج یک کارگر کشته و یک نفر دیگر مصدوم شد.

به گزارش13بهمن ایرنا،سیدجواد موسوی روز چهارشنبه اظهار داشت: این حادثه حدود ساعت 13 امروز در بلوار باغستان کرج رخ داد که 2 کارگر زیر چند خروار خاک مدفون شدند.

وی افزود: با تلاش آتش نشانان یک نفر از آنان زنده از زیر خاک بیرون آورده شد و برای مداوا به بیمارستان انتقال یافت .

موسوی گفت: کارگر دیگر به علت شدت آسیب دیدگی و قطع اکسیژن در زیر خاک جان باخت که جسد وی بیرون آورده شد.

وی عمق این کانال را حدود سه متر اعلام کرد و افزود: علت ریزش خاک و وقوع حادثه توسط کارشناسان در دست بررسی قرار گرفت .

مسئول روابط عمومی آتش نشانی کرج اظهار داشت : این کارگران حین حفاری کانال فاضلاب شهری دچار حادثه شدند.

طرح اجرای شبکه فاضلاب شهری از حدود 5 سال پیش در کرج آغاز شده است .

خانواده‌های کولبرهای کشته شده در بهمن سردشت از وضع زندگی عزیزانشان می‌گویند

ما مرز‌نشینان بیکار داغ‌دیده‌ایم

«بهمن» در بهمن آنها را کشت و نامشان را با مرز گره زد؛ با کوهستان‌های پربرف کردستان و تنگدستی. حالا چهار روز از ١٠ بهمن می گذرد؛ از شبی که «شیرزاد» و «آکام» و «علی» و «هیوا» به کوه زدند تا مثل بیشتر مردان آشنا و فامیل از مرز عراق جنس بگذارند روی کول هایشان و به شهر بیاورند و البته کوه آنها را پس نداد و مرگ نصیبشان کرد؛ مرگی سرد و یخ زده با آواری از بهمن بی رحم در ١٠ بهمن ماه.

کولبران کرد را حالا کیست که نشناسد؟ مرزنشینان بیکار غم‌زده که در چند روز گذشته، بیشتر از همیشه نامشان بر سر زبانها افتاده و تصویرشان در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود؛ «بسرین» هم از همین شبکه ها بود که فهمید «شیرزاد» در برف گیر افتاده و جانش را به برف داده است؛ «بسرین»، همسر «شیرزاد عبداللهی» یکی از ٤ کولبری بود که آن شب در بهمن کوه‌های سردشت گیر کرد و مرد. حالا «بسرین احمدی»، همسر ٢٤ ساله   «شیرزادِ» ٢٧ ساله با صدایی که اندوه، بزرگترین قسمت صدایش است، از حال و روزش می گوید؛ از «باران»، دختر دو ساله شان که بیمار است و «شیرزاد» برای پیدا کردن پول فیزیوتراپی او ، برای سومین بار بود که به دل کوه زد و درست در روز تولد «باران» کشته شد. «سه سال و نیم  پیش با شیرزاد ازدواج کردم. او درست روز تولد دو سالگی باران کشته شد. من از طریق روزنامه سردشت در تلگرام باخبر شدم که کولبرها زیر برف رفته‌اند و بعدش با فامیلمان رفتیم سمت کوهستان و آنها پیدایش کردند.»

او از دخترش می گوید و روزهای سخت سه سال و نیم گذشته: «مغز دخترم تنبل است، هنوز حرف نمی‌زند و نمی تواند راه برود. ما باید هفته ای سه بار او را به فیزیوتراپی می بردیم. شیرزاد کارگر فصلی بود ولی چون در زمستان کار نیست و دیگر نمی توانستیم هزینه فیزیوتراپی او و کرایه خانه مان را بدهیم، او برای کولبری رفت. ما ماهی ٣٠٠ هزار تومان اجاره می دهیم. بیمه سلامت همگانی هستیم ولی هزینه درمان دخترم را بیمه نمی دهد.» «بسرین» می گوید که بارها به «شیرزاد» گفته به کولبری نرود اما او گفته چاره ای نیست: «مجبورم، چکار کنم. پس هزینه باران را چه کسی بدهد؟»  همسر «شیرزاد» هنوز نمی داند که در سه باری که او به کولبری رفت، پولی هم گیرش آمد یا نه: «او فقط سه بار به کولبری رفت و خبردار هم نشدم که بار به او دادند یا نه. می دانستم که برای هر باری به آنها ٨٠ هزار تومان پول می دهند.  ٨٠ درصد مردم سردشت بیکارند و شیرزاد هم یکی از آنها بود.»

«احسان عبداللهی»، پسرعموی «شیرزاد» هم حالا چندروزی است همراه با بقیه فامیل، در سوگ  مرد ٢٧ ساله و زحمتکش خانواده عبداللهی است. او ٢٢ ساله است و کولبر نیست اما کولبرها را خوب می‌شناسد: «شیرزاد تابستان و بهار تا موقعی که باران نمی‌بارید، کارگری می کرد. یکی  دو سال بود که استادبنا بود. زمستانها کار نمی کرد چون کار بنایی نبود، زن و بچه داشت و مجبور بود که کار کند. شبی که در بهمن گرفتار شدند، خیلی ها جلو بودند و توانستند فرار کنند، به روستای بیوران رفته   و گفته بودند که چند نفر گرفتار شده اند و هرکس می تواند برود کمک، آنها هم رفتند و کمکشان کردند.»  او درباره وضع مالی خانواده «شیرزاد» می گوید: «آنها خانواده فقیری هستند. بچه او ناتوانی جسمی دارد. بدنش شل است و نمی تواند بنشیند. باید هفته ای یک بار او را فیزیوتراپی ببرند و هر دفعه حداقل ٨٠ هزار تومان باید خرج بچه شان می کردند کند. من کولبری نمی کنم. تعداد کولبرها در سردشت زیاد است؛ اینطور نیست که بگوییم ١٠٠ تا ٢٠٠ نفر کولبری می کنند، من فکر می کنم بالای هزار نفر از اهالی سردشت و روستاهای اطرافش کولبری می کنند. سن کولبرها از ١٤ و ١٥ سالگی شروع می‌شود تا ٤٠ و ٥٠ سال.» به گفته او: «به هرحال هزینه‌ها زیاد است. در شهر ما کار خیلی سخت گیر می‌آید، حالا وقتی زن و بچه هم داشته باشی، مشکل چندبرابر می‌شود. در شهرهای مرزی کارخانه و … وجود ندارد و مردم مجبورند یا کولبری کنند یا با الاغ و قاطر از مرزها بار بیاورند و آنها که پول الاغ و قاطر را ندارند، بار را روی کوله‌ایشان می‌گذارند و از مرز به داخل می آورند. از ٢٠ تا ١٠٠ کیلو بار می آورند. برای هر بار، کیلویی ٤ تا ٥ هزار تومان پول می گیرند. مسیرها کلا کوهستانی است و نزدیک به ١٥ -٢٠ کیلومتر می شود و مجبورند در این مسیر و برای اینکه مامورهای مرزبانی آنها را نبینند، در شب حرکت کنند و گاهی کل مسیر را بدوند. آن شب هم برف سنگینی آمده بود اما به همین دلیل شب رفتند که بار بیاورند.» «احسان» از افراد فامیلش می گوید که تعداد کولبرها در آن زیاد است: «آنها از کردستان عراق بارها را می آورند. دو ساعت راه است تا مرز عراق. از افراد فامیل ما خیلی زیادند کسانی که کولبری می کنند. »

«علی محمدنژاد»؛ کولبر دانش آموز

«علی» ١٨ ساله بود؛ سال آخر دبیرستان، دانش‌آموز مدرسه شاهد در رشته تجربی؛ او اولین بار  بود که به کولبری رفته بود تا شهریه ٨٠٠ هزار تومانی مدرسه اش را دربیاورد و برای آخرین بار در کوههای سردشت نفس کشید و دیگر برنگشت. حالا «حمزه محمدنژاد»، پدر ٤١ ساله او با غمی مانند همه پسر از دست داده‌ها، آن هم پسر بزرگ، از «علی» و روزگار بیکاری و تنگدستی: « او اولین بار بود که برای کولبری رفته بود. علی کولبر نبود و به دلیل اینکه هزینه های مدرسه را دربیاورد و مشکلات دیگر با دوستانش برای کولبری رفته بود. من یک هفته ای بود که برای کارگری به ارومیه رفته بودم. آن روز بچه های مدرسه به او گفته بودند که برای تهیه شهریه مدرسه ات بیا با ما کولبری کن، گفته بودند که هر شب ١٠٠ هزار تومان گیرمان می آید و تو هم بیا تا شهریه ات جور شود.»

شهریه مدرسه اش چقدر بود؟

والا برای امسال گفته بودند ٨٠٠ هزار تومان. ما هم نداشتیم، واقعا نداشتیم. ما مرزنشینیم، هیچ کار و کاسبی نداریم؛ یا باید برویم دنبال قاچاق یا دزدی یا کارهای خلاف. ما هیچ کاری نداریم. البته نه من نه پدرم و نه اجدادم هیچ کدام دنبال کار خلاف نبودیم، علی هم نبود. همیشه رفتیم یک لقمه نان حلال پیدا کردیم و خوردیم. علی هم به این دلیل که همکلاسی‌هایش گفته بودند بیا برای هزینه هایت کولبری، کن این کار را کرد. او می‌دانست که من ندارم، با خودش گفته دو سه شب می‌روم و شهریه ام را جور می کنم.

قبل از این شهریه مدرسه اش را چطور می‌دادید؟

سه سال بود که مدرسه شهریه ای از ما نمی گرفت. دانش آموزان و معلمان کمک می کردند و برای سال‌های گذشته سالانه ٦٠٠ هزار تومان برای شهریه پرداخت کرده بودند ولی امسال سومین سال بود و دیگر خودش مجبور بود که پرداخت کند.

«محمد علی نژاد» بیکار است و ٤ بچه دارد که یکی شان حالا دیگر نیست. علی اولین بچه او بود و رضا، دینا و دارا به دنیا آمدند. «من آن شب در مهاباد بودم زنگ زدند گفتند در سردشت بهمن آمده و علی هم با بقیه رفته است، بعدش شب رفتم بیمارستان و او را تحویل گرفتم. در روستای دیران سردشت او را خاک کردیم. علی آن شب نتوانسته بوده که باری را بردارد، چون تیراندازی شده و آنها ترسیدند و برگشتند و بعدش دچار بهمن شدند. یک هفته بود که در مهاباد کارگری می کردم، ساختمانی، باغداری و … . من از مسئولان می خواهم که کاری برای مرزنشینان کنند که بچه هایشان بدبخت و سرگردان نشوند و دل پدر و مادرشان را نسوزانند و داغ به دل آنها نگذارنند. ما می خواهیم شرایط شغلی اینجا طوری شود که دانش آموزی برای تامین شهریه مدرسه‌اش کشته نشود.»

«آکام»؛ گچ‌کار کولبر

پدرِ «محمد حمزه زاده» ٤٥ ساله است، محمدی که آکام صدایش می کردند و بزرگ شده روستای خانقاه مهاباد است. صدای پدر از پشت تلفن می لرزد وقتی اسم پسر بزرگش را می برد. پسر ٢١ ساله اش که تنها چهار ماه مانده بود تا دیپلمش را بگیرد:« کار اصلی آکام، گچ‌‌کاری بود، ٥ ماه پیش او و همسرش، از ما جدا شدند و رفتند سردشت. تا قبلش با ما زندگی می کردند. آکام برای کار به سردشت رفت، آنها دو سال پیش ازدواج کرده بودند. همسرش ١٨ سال بیشتر ندارد، همسرش رفته سردشت برای عزاداری و حالا قرار است برگردد پیش ما، جایی ندارد که برود.» تنها دو ماه از زمانیکه «آکام» کولبری را شروع کرده بود می گذشت که زیر بهمن ماند و جان داد:« آکام مثل بقیه  گچ کارها، زمستان بیکار می شود، حالا هم که جدا شده بود، اجاره خانه اش مانده بود و خرج خانه نداشت. به من گفت می‌خواهد برود کولبری، من قبول نکردم، هزار بار بهش گفتم نرود، در روستای ما اصلا کسی کولبری نمی کند، این کار جوانان در شهرهای مرزی است، اما آخرش رفت. اول قرار بود برای گچ کاری برود عراق. اما بعدش کولبر شد، دو ماه بیشتر کولبری نکرد که این اتفاق افتاد. در این دو ماه، شاید ١٠ دفعه، بار آورده بود. تلویزیون، جاروبرقی و … می آورد، کیلویی ٥ هزار تومان. اگر بار ٦٠ کیلویی می آورد می شد ٣٠٠ هزار تومان. او برای همین ٢٥٠، ٣٠٠ هزار تومان جانش را از دست داد.» آکام برای آنهایی کارگری می کرد که خودشان جنس را تا لب مرز می آورند و لب مرز می دادند به کولبرانی مثل آکام تا تحویل بگیرند و بیاورند ایران.

حمزه زاده، می گوید:« آکام دنبال یک لقمه نان بود، از سر ناچاری کولبر شده بود.»  خانواده «آکام» حالا عزادارند و مادرش، زن ٣٥ ساله  ای که از تاریخ زایمانش گذشته و هنوز نتوانسته فرزندش را به دنیا آورد، حال خرابی دارد:« آن روز که مامور خبر مرگ پسرم را آورد، می خواستیم همسرم را برای زایمان به بیمارستان ارومیه ببریم، آنقدر حالش بد شد که نتوانست زایمان کند، فشارش پایین بود. دکتر به او دارو داد تا چند روز بچه را نگه دارد بعد زایمان کند.» صبح بود که به پدر و مادر« آکام» خبر بهمن گیر شدنش را دادند. آنها ١٣٠ کیلومتر را با استرس طی کردند:« صبح رفتیم و فهمیدیم که واقعا جانش را از دست داده. جنازه را بردیم بیمارستان سردشت. به ما گفتند همان شب جانش را از دست داده، کولبرها را یا بهمن می کشد یا ماموران مرزی.» پدر آکام دردِ دلش زیاد است:« اینجا مثل تهران نیست که وقتی حادثه ای اتفاق بیفتد، آتش نشانی بیاید و هلال احمر. مردم روستا رفته بودند کمکشان، خدا خیرشان دهد. بعدش امدادگران هلال احمر رسیدند.» پدر آکام، شغلش آزاد است، می‌رود شهر و کار می کند:«روستای ما اصلا کولبر ندارد، کولبری مال روستاهای لب مرز است، ما ١٣٠ کیلومتر با مرز فاصله داریم و فقط از روستای ما، آکام قربانی شد. اینجا جوانان بیکارند.» همین جاست که گلایه اش زیاد می‌شود:«‌جنگ که باشد مال ماست، بدبختی مال ماست، بیکاری مال ماست، در منطقه ای با این وسعت، تا صد کیلومترش، یک کارخانه هم پیدا نمی شود. برای این جوانان باید چه کار کرد؟ جوان بدبخت یا باید برود بار آزاد بیاورد و زیر بهمن و به دست مامور مرزبانی کشته شود یا بیکار بماند. آدم هایی در این منطقه زندگی می‌کنند که زیر خط فقر هستند.»

رحیم شیرینی، دهیار روستای خانقاه مهاباد است، او وضعیت خانواده حمزه زاده را به خوبی می شناسد:«خانواده آکام وضع مالی خوبی نداشتند. آکام هم از سر نداری کولبر شده بود. خیلی از جوانان این روستاها، بیکار هستند، الان روستای ما ٥، ٦ هزار نفر جمعیت دارد. روستای ما در حاشیه است.  بیشتر این جوان ها، لیسانس و فوق لیسانس هستند اما کار ندارند. همین هم شده تا خیلی از آنها به مواد مخدر و مشروبات الکلی رو آورند. اوضاع خانواده ها خیلی خوب نیست.» او می‌گوید:« خیلی ها برای کارگری به عراق می روند، می‌روند آنجا کارگری می کنند، کاشی کاری و گچ بری می‌کنند. یک عده ای هم می شوند کولبری.» حالا چند روزی است که روستای خانقاه، رنگ عزا به تن کرده. همه از روستاهای اطراف برای دلداری خانواده حمزه‌زاده می آیند و دست خالی بر می گردند.

منبع:شهروند-14بهمن

چهاردهم بهمن ماه1395

akhbarkargari2468@gmail.com