اخباروگزارشات کارگری15فروردین1397

admin   آوریل 4, 2018   دیدگاه‌ها برای اخباروگزارشات کارگری15فروردین1397 بسته هستند

بایگانی

– اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه در پی عدم آزادی همکارانشان

– تجمع اعتراضی کارگران مجتمع کارخانجات روغن نباتی کشت و صنعت شمال نسبت به اخراج از کار مقابل فرمانداری میاندورود

– ادامه بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی کارگران کارخانه کاشی و سرامیک حافظ علیرغم وعده و وعیدها

– اخراج23کارگر کارخانه نیوار مخزن

– اعزام کارگران کارخانه آذرکنترل به تعطیلات اجباری بدون حقوق

– توجیه و فرافکنی به جای پاسخگویی و مسئولیت پذیری!

– برکارگران مرزپرویزخان چه می گذرد؟

– رهاورد کم کردنِ هزینه‌های دولت در بخش آموزش چیست؟

– تجمع اعتراضی اهالی شهر ابيانه با لباس محلي نسبت به دست‌اندازي بخش خصوصي به آب شهرمقابل استانداری اصفهان

– مرگ دلخراش کارگر 50 ساله نظافتچی براثرسقوط  ازطبقه چهارم ساختمان

اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه در پی عدم آزادی همکارانشان

پس از تجمع  کارگران نیشکر هفت تپه در روز پنجشنبه 9 فروردین ماه مقابل فرمانداری به دلیل عدم پاسخگویی کارفرما و شانه خالی کردن از زیر بار تعهدات و وعده های داده شده و حمله نیروهای انتظامی و دستگیری تعدادی از کارگران هفت تپه در همان روز و پی آمد آن دستگیری تعدادی دیگر از کارگران احضار شده توسط دادستانی  در روز شنبه 11 فروردین ماه پس از برگشت به شرکت و منازل خود و حضور معاونت نیروی انتظامی  در روز 12 فروردین در شرکت نیشکر هفت تپه و روشن کردن کوره بخار با زور دستگیری و زندان و  وعده اینکه بعد از راه اندازی تولید ظرف مدت 48 ساعت کارگران زندانی را آزاد نمایند تولید شرکت را راه انداختند .

پس از گذشت چندین روز طبق معمول وعده ها در حد حرف باقی ماند و در روز گذشته لیست بلند بالایی از کارگران را جهت اخراج و ممانعت از ورود آنان به شرکت نیشکر هفت تپه تحویل  حراست داده اند .

طبق خبرهای ارسالی به اتحادیه آزاد کارگران ایران  کارگران زندانی بعد از دادگاهی روانه زندان شدند و عنوان نمودند که شاکی خصوصی دارند و مدیریت شرکت بابت حمله کارگران به کوی ایلامی ها از کارگران شاکی شده است و تهمت دزدی و تخریب اموالشان را به آنان زده است .

کارگران بخشهای مختلف همانند تجهیزات صبح امروز چهار شنبه 15 فروردین ماه دست از کار کشیدند و عنوان کردند تا همکارانشان آزاد نشوند و اخراجی های عنوان شده لغو نشود دست به ادامه تولید نخواهند زد .

مدیریت شرکت پس از حضور معاونت نیروی انتظامی و بگیر و ببندهای اخیر، شروع به بارگیری شکر نموده است و کوچکترین توجهی به خواستهای کارگران ندارد .

اتحادیه آزاد کارگران ایران

15 فروردین 1397

تجمع اعتراضی کارگران مجتمع کارخانجات روغن نباتی کشت و صنعت شمال نسبت به اخراج از کار مقابل فرمانداری میاندورود

صبح روزچهارشنبه پانزدهم فروردین ماه،کارگران مجتمع کارخانجات روغن نباتی کشت و صنعت شمال *دراعتراض به اخراجشان از کارمقابل فرمانداری میاندورود تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی، این کارگرانتجمع کننده گفتند: مدیران شرکت در ابتدای سال جاری حدود 55 نفر از کارگران را اخراج کردند.

یکی از این کارگران بیان کرد: در سال گذشته تصمیم گرفتند 150 نفر را از شرکت اخراج کنند که با اعتراضات صورت گرفته این کار تا پایان سال گذشته انجام نشد اما پایان سال اعلام کردند که 55 نفر نباید از سال جدید سر کار حاضر شوند و اخراج شدند.

این کارگر اخراجی گفت: کارگرانی که اخراج شدند بین 13 تا 21 سال سابقه کار دارند و امروز که سن آنها از تغییر شغل گذشته کجا و به‌دنبال چه کاری بروند.

وی خاطرنشان کرد: مدیران شرکت می‌گویند چون قیمت دلار افزایش پیدا کرده اما قیمت روغن تغییر چندانی نکرده است به همین دلیل تولید به صرفه نیست.

این کارگر که نخواست نامش منتشر شود، افزود: سال 90 که شرکت را تعطیل کرده بودند مدیر عامل وقت شرکت تعهد داده بود 320 نفری که از 700 نیروی کار، باقی مانده بودیم را به هیچ وجه اخراج نکند.

وی تاکید کرد: با وجود تعداد کم نیرو بیشترین تولید را داشتیم و روزانه به طور میانگین حدود 400 تن تولید داشتیم و به همین دلیل کارگران اضافه کاری زیادی داشتند تا تولید بیشتری داشته باشیم و گاها به اجبار تا نیمه‌های شب کار می‌کردیم و اگر مرخصی می‌خواستیم به ما نمی‌دادند و هر زمان خودشان می‌خواستند به ما مرخصی می‌دادند.

یکی دیگر از کارگران اخراج شده این شرکت، اظهار کرد: کارگران شرکت تا سال 93 مشمول بیمه سخت و زیان‌آور بودند اما از آن سال به بعد این بخش از بیمه آنها حذف شد و در زمان بازدید کارشناسان از شرکت برای تایید شرایط سخت و زیان آور بودن، مدیران شرکت دستگاه‌ها را خاموش می‌کردند تا کارشناسان صدای زیاد دستگاه که می‌توانست شرایط سخت را تایید کند، نشنوند.

وی بیان کرد: بعد از تعطیلات 14 روزه عید آمدیم فرمانداری تا اعتراض خود را مطرح کنیم که به ما گفتند برای امروز 15 فروردین در داخل فرمانداری با حضور مدیرعامل شرکت، رئیس اداره کار و فرماندار جلسه ای تشکیل خواهد شد اما امروز نه فرماندار حضور دارد و نه مدیرعامل شرکت.

این کارگر با بیان اینکه از زمان تحویل شرکت به مدیران جدید چند بخش از شرکت مانند کارتن سازی، صابون سازی، روغن کشی و تزریق پلاستیک در این شرکت تعطیل شده است، افزود: بخش‌هایی مانند کارتن سازی که دستگاه‌های آن را به کرمانشاه منتقل کردند و از آنجا کارتن می‌آورند، بخش روغن کشی که دستگاه‌های آن به سمنان منتقل شدند و در آنجا روغن کشی صورت می‌گیرد و با کامیون به شرکت منتقل می‌شود، بخش صابون سازی نیز تعطیل شد و همچنین بخش تزریق پلاستیک که درپوش ظرف روغن تولید می‌شد به کرمانشاه منتقل شد.

به گفته کارگران معترض، کارخانه فعلاً تا شنبه هفته آینده تعطیل شده است اما طی اعتراضات کارگران مبنی بر اخراج‌شان برای جلوگیری از تجمع دوباره آنها، وعده پرداخت ۳ ماه حقوق را به آنها داده شده است.

بنا به شنیده‌ها قرار است روز شنبه 18 فروردین جلسه شورای تامین در این خصوص برگزار و همچنین جلسه دیگری با حضور نمایندگان کارگران با مدیران شرکت و مسئولان مربوطه در فرمانداری برگزار شود.

*مجتمع کارخانجات روغن نباتی کشت و صنعت شمال با مساحتی بالغ بر 30 هکتار در منطقه سر سبز دشت ناز مازندران در شمال رشته کوههای البرز در کیلومتر 15 جاده ساری به نکا واقع است.

ادامه بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی کارگران کارخانه کاشی و سرامیک حافظ علیرغم وعده و وعیدها

علیرغم وعده و وعیدها 12ماه حقوق،عیدی وماه ها حق بیمه کارگران کارخانه کاشی و سرامیک حافظ کماکان پرداخت نشده است وکارگران باتعطیلی اواخر سال گذشته کارخانه بدلیل تعمیرات دربلاتکلیفی شغلی بسرمی برند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،بدنبال تجمعات اعتراضی اسفند ماه95* کارگران کارخانه کاشی و سرامیک حافظ واقع در کیلومتر ۲۵ جاده شیراز-زرقان، طی جلساتي كه با حضور مسئولان ذيربط در قالب كميسيون كارگري استانداري برگزار شد، مفادي به تصويب رسيد كه يكي از آن ها تسويه حساب با كارگران تا 25 اسفند ماه95 بود اين در حالي است كه تنها معادل دو ماه حقوق در اواخر پارسال پرداخت گرديد و كارگران همچنان 12 ماه حقوق طلبكارند.

عدم واريز به موقع حق بيمه كارگران، مشخص نبودن وضعيت 200 كارگر قراردادي اين كارخانه و بلاتكليفي كارگران را از ديگر معضلات كارگران این کارخانه است.

توليد در كارخانه كاشي و سراميك حافظ در اواخر پارسال متوقف شد اين در حالي است كه اين كارخانه ظريفت توليد 23 هزار مترمربع كاشي با ارزش حدود 2 و نیم ميليارد ريالي هر روز را دارد اما متاسفانه اين كارخانه بزرگ كه به صورت غير كارشناسي در اواخر دولت دهم به بخش خصوصي واگذار شد به حال خود رها شده است.

كارخانه در حال حاضر به اسم تعميرات اساسي تا 18 فروردين در مرحله آورهال قرار داد اين در حالي است كه قطعات برای تعميرات خريداري نشده است و معلوم نيست چگونه قرار است تعميرات انجام شود.

*تجمع اعتراض کارگران کاشی حافظ زرقان در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق ومطالبات دیگر مقابل کارخانه

صبح روزدوشنبه چهاردهم اسفندماه،کارگران کارخانه کاشی حافظ زرقان در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق ومطالبات دیگر مقابل درب ورودی این واحد تولیدی اجتماع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،یکی از کارگران این کارخانه به دوازده ماه حقوق معوق خود اشاره و عنوان کرد: علاوه بر حقوق هنوز عیدی و سنوات را دریافت نکرده‌ایم.

یکی دیگر از کارگران معترض در تشریح علت این تجمع گفت: حقوق ها به موقع پرداخت نمی شود و پنج ماهی هست که حقوقی دریافت نکرده ام و از این جهت با مشکل روبرو هستیم.

اخراج23کارگر کارخانه نیوار مخزن

23نفر از کارگران کارخانه تولید مخازن نیوار مخزن واقع در شهرک صنعتی شمس آباد اخراج شدند.

بنابه گزارش رسانه ای شده بتاریخ15فروردین،کارگران اخراجی کارخانه نیوارمخزن گفتند: در این واحد تولیدی ۲۳ کارگر مشغول به کار بودند که سال گذشته همزمان با انتقال تجهیزات و ماشین‌آلات کارخانه به کرج، از کار بیکار شدند.

این کارگران می‌گویند: کارفرما کارخانه را به مرور از شهرک صنعتی شمس‌آباد به منطقه‌ای در کرج منتقل کرده به همین دلیل به تدریج کارگرانی که دیگر در نیوار مخزن کاری برای انجام دادن نداشتند؛ به مرور شغل خود را از دست دادند.

آنهااز تلاش کارگران اخراجی برای دریافت مقرری بیمه بیکاری و بازگشت به کار خبر داده‌اند. آنان می‌گویند: بعد از ۱۶ تا ۲۳ سال سابقه کار در این کارخانه فرصت شغلی جدیدی برایمان وجود ندارد.

کارگران اخراجی همچنین می‌گویند: در حال حاضر همه مطالبات مزدی‌مان را از کارفرما دریافت کرده‌ایم و برخی از همکارانمان که زودتر بیکار شده‌اند هم اکنون مقرری بیمه بیکاری دریافت می‌کنند.

به گفته آنان، آخرین تعداد کارگران اخراجی کارخانه نیوار مخزن حدود ۵ نفر است که در پایان اسفند ماه سال ۹۶ و در آستانه سال نو همزمان با اتمام قرارداد خود بیکار شده‌اند. این کارگران که داری سوابق بیشتری به نسبت سایر همکاران خود هستند نگران تاثیر بیمه بیکاری در میزان محاسبه مزد بازنشستگی خود هستند.

طبق اظهارات کارگران اخراجی نیوار مخزن، در زمان بازنشستگی، سازمان تامین اجتماعی به میزان پرداختی قبل و بعد بیمه بیکاری توجه دارد و آن را ملاک بازنشستگی قرار خواهد داد و صرفا مدت اخذ بیمه بیکاری در میزان سابقه مفید تاثیرگذار خواهد بود.

اعزام کارگران کارخانه آذرکنترل به تعطیلات اجباری بدون حقوق

70کارگر قراردادی شاغل در کارخانه آذر کنترل پس ازتعطیلات نوروزی برای یک ماه به تعطیلات اجباری بدون حقوق اعزام شدند.

براساس گزارش منتشره، منابع کارگری در کارخانه «آذر کنترل» می‌گویند، با آغاز سال جدید، کارفرما یک ماه فعالیت این واحد تولیدی را  به بهانه افزایش تعطیلات نوروزی متوقف اعلام کرده و در نتیجه بیش از ۷۰ کارگر شاغل در این واحد بدون دریافت هیچ دستمزدی بیکار هستند.

به گفته یکی از کارگران این کارخانه، هنوز مشخص نیست دلیل واقعی این تعطیلی اجباری یکماهه چیست اما عمده‌ترین دلایلی که از سوی کارفرما عنوان می‌شود، کمبود نقدینگی است.

این کارگر با بیان اینکه ٰمشخص نیست این تعطیلی‌ها یکماهه باشد یا طولانی‌تر، گفت: پایان سال ۹۶ کارفرما از هر یک از کارگران تعهدنامه کتبی مبنی بر تعطیلی یکماهه کارگران بدون دریافت دستمزد دریافت کرد. طبق این تعهدنامه هیچیک از کارگران شرکت که به‌صورت میانگین ۱۵ سال سابقه کار دارند حق شکایت به مراجع قانونی برای دریافت مطالبات مزدی خود را ندارند. ضمن اینکه کارفرما وعده کرده حق بیمه کارگران را در این یک ماه به تامین اجتماعی بپردازد.

توجیه و فرافکنی به جای پاسخگویی و مسئولیت پذیری!

جعفر ابراهیمی

طی روزهای گذشته در فضای مجازی تصویری از یک کودک کار منتشر شد که نشان می داد این کودک در حال رنگ آمیزی جداول خیابان در یزد است بعد از اعتراض در فضای مجازی روابط عمومی شهرداری یزد در ارتباط با این تصاویر و انتشار آن در فضای مجازی به خبرنگار ایلنا گفت: “این تصاویر حاصل شیطنت رسانه‌ها و افراد در فضای مجازی است”

و احتمال داد پدر این کودک، کارگر و در شب عید مشغول رنگ‌آمیزی جداول خیابان بوده و فرزندش را همراه خود برده است.

همانطور که ملاحظه می شود شهرداری یزد به جای پاسخ گویی و در یک فرار به جلو و با رویکردی مبتنی بر توهم توطئه با ادبیاتی نا مناسب کوشیده است اصل مسئله یعنی کار کودکان را توجیه نماید و حتی به خود زحمت نداده و بدون تحقیق احتمال داده است که این تصویر متعلق به فرزند یک کارگر باشد و همین نگاه نشان می دهد که مدیریت شهری در یزد به چه میزان با حقوق کودکان بیگانه هستند تا جایی که به هر شکل ممکن می کوشند کار کودکان را توجیه نمایند و به حدی ناشیانه این کار انجام می گیرد که در ادامه و در راستای توجیه ، سیاست های ضد حقوق کودکان در شهرداری را افشا می کند آنجا که مسئول روابط عمومی شهرداری یزد از واگذاری مسئولیت‌هایی مثل رنگ‌آمیزی جداول به پیمانکاران خبر می دهد و می گوید که رنگ‌آمیزی جداول در شهرداری یزد برون‌سپاری شده و از شهرداری سلب مسئولیت می کند.

اینجا دقیقا همان جایی است که دست مسئولین شهری در یزد و بسیاری مسئولین و قانون گذاران رو می شود و پس پشت سیاست های برون سپاری عریان می شود.

سیاست هایی که با به کار گرفتن نیروی کار ارزان سود سرشاری عاید پیمانکاران می سازد.

متاسفانه نه تنها شهرداری یزد بلکه شهرداری بسیاری از شهرها از جمله در اصفهان و تهران در فقدان نظارت بر عملکرد پیمانکاران زمینه استثمار و بهره کشی از کودکان را بعنوان نیروی کار ارزان فراهم می سازند.

جالب اینکه مسئول روابط عمومی که به دفاع از شهرداری یزد و سیاست برون سپاری برخواسته است از غیرقانونی بودن به کار گرفتن کودکان توسط پیمانکاران احضار بی اطلاعی می کند تا اصل مسئله را به محاق ببرد.

بعنوان یک معلم و فعال حقوق کودک در روزهای پایانی هر سال شاهد به کار گیری دانش آموزان توسط پیمانکاران زیباسازی شهرداری تهران بوده ام. آنها با بکارگیری کودکان می کوشند سود خود را بالا ببرند این در حالی انجام می شود که اکثریت این کودکان و دانش آموزان از خانواده های فقیر و کم درآمد هستند و دستمزد چند برابر زیر خط فقر کارگران باعث می شود که این کودکان برای کمک به درآمد خانواده تن به این استثمار بدهند و یگانه فرصت کودکی خود را در کنار اتوبان ها و خیابان ها در میان دود مشغول به رنگ آمیزی سپری نمایند.

برکارگران مرزپرویزخان چه می گذرد؟

یکی از کارگرهای همین شرکت دست‌های پینه بسته‌اش را نشانم می‌دهد. صورت پرچین و چروکش هم نشان از زندگی سختش دارد: «دست‌های همه همین جوری است، متورم و پینه بسته. بس که کار اینجا سخت و طاقت فرساست. اینجا هیچ کس از کار زیاد و سخت ابایی ندارد. هیچ کس از کارگری نمی‌ترسد اما به شرط اینکه پول و دستمزدش بجا باشد. ما یک بار سیمان که می‌زنیم 5 هزار و 800 تومان می‌گیریم.

از سال 84 تا الان دستمزدمان همین است. حتی یک قران هم به حقوق‌مان اضافه نشده. بیمه هم درست و حسابی واریز نمی‌شود. 30 روز دقیق بیاییم سرکار برایمان 10 روز بیمه حساب می‌شود. با این وضعیت هیچ مستمری شامل حال‌مان نمی‌شود. نه عیدی می‌گیریم نه هیچ چیز دیگری.»

براساس گزارشی که 15فروردین رسانه ای شد،تا چشم کار می‌کند کامیون می‌بینی و کامیون. کامیون‌هایی که بار میوه می‌زنند، کامیون‌های حمل سوخت و کامیون‌های سیمان. کارگران گوشه‌ای تند تند جعبه‌های میوه‌ را بار می‌زنند و سمت دیگر کیسه‌های سیمان را روی کول‌شان جابه جا می‌کنند. کامیون‌های حمل سوخت هم هست که کمی آنسوتر درحال سوخت‌گیری هستند. اینجا در مرز «پرویزخان» قصر شیرین کرمانشاه، جنب و جوش کار از صبح خیلی زود آغاز می‌شود.

آفتاب تازه زده که به نزدیکی مرز می‌رسم. پرویزخان با مرزهای زمینی دیگری که دیده‌ام فرق زیادی ندارد با این تفاوت که اینجا بزرگترین مرز صادراتی غرب کشور است. برخی از کارگران مرزی را وقتی برای تهیه گزارش به مناطق زلزله‌زده سرپل ذهاب و قصرشیرین رفته بودم در چادرها و کانکس‌های‌شان دیده‌ بودم. خیلی‌های‌شان همان موقع از من خواستند سری به محل کارشان هم بزنم، مشکلات‌شان را از نزدیک ببینم و پای درددل‌شان بنشینم. می‌گویند بارها درباره شرایط‌شان به نهادهای مختلف مراجعه کرده‌اند و نامه نوشته‌اند اما رسانه‌ای آنها را ندیده و صدای‌شان را انعکاس نداده.

کارگران در سالن انتظار نشسته‌اند تا شماره‌ هرکدام‌شان از بلندگو اعلام شود. معمولاً شش نفری صدای‌شان می‌کنند تا بار یک کامیون را بزنند؛ بار کامیون سیمان را. بلندگو شماره 101 تا 106 را اعلام می‌کند. بقیه کارگرها که امید چندانی ندارند نوبت‌شان به همین زودی‌ها برسد، گوشه‌ای دور هم جمع شده‌اند. بیشتری‌ها دور سرشان پارچه‌ای پیچیده‌اند تا از گزند گرد و غبار سیمان در امان باشند. خیلی زود تعداد زیادی از کارگران مرز برای گفتن مشکلات‌شان جمع می‌شوند.

محمد از بقیه‌شان مسن‌تر است و اول از همه حرف می‌زند: «ساعت هشت صبح می‌زنم بیرون و شش و هفت بعد از ظهر برمی‌گردم خانه. خب زن و بچه‌ام توقع دارند دست پر و با یک حقوق خوب پیش‌شان برگردم. اما زیادی شانس بیاورم و دو بار سیمان بزنم 12 هزار تومان در روز گیرم می‌آید؛ تازه اگر خیلی خوش شانس باشم. مگر ما خواسته‌مان چیست؟ همین که حقوق‌مان را بدهند، همین که به موقع بیمه‌مان را واریز کنند، دیگر توقع دیگری نداریم. حالا الان که خوب است، اگر تابستان بیایی می‌بینی با چه وضعی توی گرمای 50 درجه کار می‌کنیم. نه کولری داریم نه آب آشامیدنی، نه آب سردکن.»

کارگرها دل پردردی دارند و می‌گویند اگر انعامی که راننده‌های عراقی می‌دهند نباشد، اصلاً زندگی‌شان نمی‌گذرد. آنها برایم توضیح می‌دهند که برای بار زدن کامیون‌های میوه از کارگران آزاد استفاده می‌کنند که حقوق و مزایای بهتری دارند و بعد از پایان کار معمولاً چند کیلویی میوه هم با خود به خانه می‌برند.

800 کارگری که برای شرکت تعاونی مرزی کار می‌کنند کارشان بار زدن سیمان است و در قبال هر بار سیمان 5 هزار و 800 تومان دستمزد می‌گیرند. امید یکی از کارگرهای همین شرکت دست‌های پینه بسته‌اش را نشانم می‌دهد. صورت پرچین و چروکش هم نشان از زندگی سختش دارد: «دست‌های همه همین جوری است، متورم و پینه بسته. بس که کار اینجا سخت و طاقت فرساست. اینجا هیچ کس از کار زیاد و سخت ابایی ندارد. هیچ کس از کارگری نمی‌ترسد اما به شرط اینکه پول و دستمزدش بجا باشد. ما یک بار سیمان که می‌زنیم 5 هزار و 800 تومان می‌گیریم.

از سال 84 تا الان دستمزدمان همین است. حتی یک قران هم به حقوق‌مان اضافه نشده. بیمه هم درست و حسابی واریز نمی‌شود. 30 روز دقیق بیاییم سرکار برایمان 10 روز بیمه حساب می‌شود. با این وضعیت هیچ مستمری شامل حال‌مان نمی‌شود. نه عیدی می‌گیریم نه هیچ چیز دیگری.»

کارگران از وضعیت رفاهی‌شان هم گلایه دارند. آنها اتاق درب و داغانی را نشانم می‌دهند که حتی زیراندازی هم کف آن پهن نشده: «مجبوریم گاهی همین جا استراحت کنیم. نه سرویس بهداشتی داریم و نه آب آشامیدنی، نه ناهار می‌دهند نه هیچی. یک بار سیمان 25 پاکت است؛ اگر روزی دو بار خالی کنیم، می‌شود روزی 12 هزار تومان. در ماه می‌شود فوقش 300 هزار تومان. تازه اگر خوش شانس باشیم و دو بار در روز بار به پست‌مان بخورد.»

مرد دیگری گوشه اتاق نشسته که او هم دوست دارد حرف بزند یا بهتر که بگویم همان حرف‌ها را تکرار کند: «از سال 80 اینجا کار می‌کنم اما هنوز 4 سال هم بیمه ندارم. قبلاً در همین مرز کارگران کوله‌بری می‌کردند. باز وضع آنها بهتر بود اما کوله‌بری هم مدتی است در مرز پرویزخان تعطیل شده.»

اغلب کارگرهای اینجا زلزله زده‌اند. آنها می‌گویند فکرش را بکن بعد از این کار سخت باید برویم توی چادر زندگی کنیم. کارگران قصرشیرینی که اکثریت هستند حتی نتوانسته‌اند کانکس هم بگیرند و هنوز توی چادر زندگی می‌کنند. آنهایی هم که از سرپل ذهاب می‌آیند، وضعیت بهتری ندارند و می‌گویند همه حیات‌شان به همین کار بستگی دارد.

یکی از مردها می‌گوید: «یک بار در روزنامه محلی هم درباره مشکلات‌مان نوشتند اما به جایی نرسید. دردمان را انگار هیچ‌کس نمی‌خواهد بشنود. همین الان بروید اتاق کارگری، همه حرف‌های‌مان را عوض می‌کنند. می‌گویند عیدی داده‌ایم، حقوق خوب داده‌ایم… هرچقدر می‌نویسیم و درخواست می‌کنیم، کسی اهمیت نمی‌دهد. مگر ما خواسته‌مان چیست؟ همین که حقوق‌مان را بدهند و به موقع بیمه را واریز کنند، کافی است.»

یارعلی به میان صحبت‌هایش می‌دود: «تازه فکر کن با این همه سختی حقوق‌مان را یکجا هم نمی‌دهند؛ یک بخشش را وسط ماه بعدی می‌دهند و بقیه‌اش را آخر ماه. نه سرویس بهداشتی هست نه جایی که به دست و صورتمان آبی بزنیم. این گرد و خاک سیمان ریه برایمان نگذاشته به هرکس هم نامه می‌نویسیم رسیدگی نمی‌کند؛ نه اداره صنعت و معدن، نه فرمانداری، نه هیچ جای دیگر.»

اینجا بیشتر کارگرها بیمارند؛ آنها یا دیسک کمر دارند یا سیاتیک گردن یا مشکلات عفونی و ریه. آنهایی که بیماری‌شان جدی‌تر است یا مسن‌ترند طبق یک قرارداد نانوشته بارهای سبک‌تر را جا‌به‌جا می‌کنند، مثل خشکبار.

پاسخی که مسئولان درباره بیمه به کارگران مرز پرویزخان می‌دهند این است که باید در ماه 70 بار خالی کنند تا بیمه یک ماه کامل برایشان محاسبه شود. اما چه کسی می‌تواند خوش شانس باشد و 70 کامیون را در ماه بار بزند؟ حالا کارگران بیشتری را از بلندگو صدا زده‌اند؛ تند و تند دور سرشان پارچه‌ای می‌پیچند و راهی می‌شوند. می‌گویند شاید روزی، روزی… بالاخره کسی بخواهد حرف‌ها و دردهای آنها را هم بشنود.

رهاورد کم کردنِ هزینه‌های دولت در بخش آموزش چیست؟

علاوه بر مطالباتِ بر زمین مانده معلمانِ شاغل در مدارس دولتی، از یک طرف شاهد تجمعات اعتراضیِ بی‌وقفه‌ی فرهنگیان بازنشسته هستیم؛ زنان و مردانِ کهنسالی که بعد از سی سال خاک تخته خوردن، حقوق خود را در خیابان‌ها مطالبه می‌کنند و از طرف دیگر، وضعیت شغلیِ معلمان شاغل در بخش آزاد و غیردولتی، به مراتب دشوارتر از کارگرانِ ساعتیِ شاغل در بخش صنعت است؛ بیمه‌ی مکفی ندارند، حقوقشان از حدقل دستمزدِ کارگری کمتر است و از سطح حداقلیِ امنیت شغلی برخوردار نیستند.

براساس گزارش منتشره، اینکه ناکافی بودن بودجه‌های آموزشی در سالهای گذشته چه مشکلاتی را برای نیروی کار بخش آموزش به وجود آورده است و در این میان، رشد اجتماعی و فرهنگیِ کشور تا چه حد متضرر شده، دستمایه گفتگویی است با فعالان مدافع حقوق معلمان.

رضا مسلمی ازفعالان مدافع حقوق معلمان از همدان ریشه این تنزل جایگاه را در خساست دولت برای هزینه کردن در آموزش دولتی می‌داند و می‌گوید: در لایحه بودجه سال آینده‌ی کل کشور، برون‌سپاری‌ها و کاهش بودجه جاری در دستور کار دولت قرار گرفته است. مشکل اصلی از همین «برون‌سپاری‌ها» ریشه می‌گیرد. دولت آنچه را براساس اصول ۲۹ و ۳۰ قانون اساسی به صراحت از وظایف حاکمیتی خودش است، به بازار سرمایه واگذار می‌کند؛ به بازاری که فقط قانونِ «سودِ بیشتر-هزینه‌ی کمتر» را می‌شناسد. وقتی آموزش و بهداشت، خصوصی شود و دولت چتر حمایتی خود را بردارد، هم مردم به عنوان ذینفعان اصلی و علی‌الخصوص طبقات کمتر برخوردار متضرر می‌شوند و هم نیروی کار شاغل در این دو بخش، یعنی معلمان و پرستاران آسیب می‌بینند.

مسلمی با اشاره به بودجه‌ی سال جاری آموزش و پرورش می‌گوید: بودجه پیشنهادی سال جاری آموزش‌ و‌ پرورش از رشد قابل قبولی برخوردار نیست و سال ۱۳۹۷، سال دشوار مالی برای آموزش‌ و‌ پرورش خواهد بود و هم‌چنان کسری بودجه و ناتوانی در پرداخت معوقات فرهنگیان ادامه خواهد داشت.

او ادامه می‌دهد: در بودجه سال قبل، سهم آموزش‌ و‌ پرورش از بودجه کل کشور ۸ / ۹ (نه و هشت دهم) بود که در سال ۹۷ سهم آموزش‌ و‌ پرورش از بودجه عمومی کشور نزدیک به ۴ / ۸ (هشت و چهار دهم) رسیده است؛ با چنین بودجه‌ای، تنزل کیفیت آموزشی در ایران و نارضایتی فرهنگیان از وضعیت معیشتی خود قابل پیش‌بینی است.

به اعتقاد مسلمی، مهمتر از نارضایتیِ رو به تزاید معلمان، علی‌الخصوص در بخش آزاد و غیردولتی، کاهش سطح کیفی آموزش همگانی است. برون‌سپاری‌های آموزشی، فرزندان طبقات کارگر را که علیرغم میلشان «مجبور» به استفاده از خدمات آموزشیِ بخش دولتی هستند، از دستیابی به غنای آموزشی محروم می‌کند.

به اعتقاد او، مهمتر از فراگیری علوم و فنون و راهیابی به آموزش عالی، فراگیری مهارت‌های زندگی و دستیابی به توانمندی‌های موردنیاز برای ساختن جامعه‌ای سالم و رو به رشد است که اگر قرار باشد آموزشِ کیفی، پولی باشد، فرزندانِ طبقات فرودست، از رشد اجتماعیِ لازم بهره‌مند نخواهند شد.

او «قیچی کردن بودجه‌های آموزشی» را محدود به خصوصی‌سازی مدارس نمی‌داند و معتقد است؛ در بخش دولتی نیز از بسیاری از تسهیلات رفاهی و مالیِ معلمان کسر کرده‌اند و همین کاستی گرفتن‌هاست که از منزلت شغل معلمی کاسته است: «در سالهای اخیر بسیاری از خدمات و مزایا حذف شده است. این حذف‌ها از طرفی باعث نارضایتی مالیِ فرهنگیانِ شاغل و بازنشسته شده و از طرف دیگر موجب شده معلمان نتوانند آموزش‌های لازم را ببینند و تدریس باکیفیت به مخاطره افتاده است. این حذف‌ها به‌صورت بطئی و آهسته اتفاق افتاده و شامل موارد بسیاری است ازجمله؛ حدف تحصیل ضمن خدمت فرهنگیان، حذف کلاس‌های ضمن خدمت حضوری، حذفِ پنج درصد افزایش سنواتی سالانه، حذف برجستگی یا ده درصد تشویق در ارزشیابی سالانه، حذف پاداش ۱۷۶ ساعت در ضمن خدمت فرهنگیان، حذف اضافه کار ساعتی مدیران و معاونان مدارس، حذف یارانه و بن کالا، حذف سرویس‌های ایاب و ذهاب معلمان، حذف اضافه کار نوبت دوم سرایداران، حذف پرداختِ حق الزحمهی اردوها، حذف پرداختِ پاداش نقدی بازنشستگی و حذف یارانه مسکن. موارد دیگری از این قیچی کردن‌ها می‌توان برشمرد که سلامتی و آرامش دانش‌آموزان را نشانه گرفته است؛ مانند حذف شیر مدارس.»

این عضو کانون صنفی معلمان همدان در ادامه می‌گوید: در کنار همه این «حذف‌ها» و کاستی‌ها، ناکافی بودن بودجه‌های اختصاص یافته برای نوسازی مدارس و خطرات جانی‌ای که متوجه دانش‌آموزان و معلمان است را درنظر بگیرید. مدارس کپری، کانکسی یا برگزاری کلاس‌های درس در فضاهای نامناسب روستایی، معضلاتی است که باید برطرف شوند. تامین بودجه برای این بخش، چون و چرا ندارد. هنوز خاطره «گنگوزهی»، سرباز معلم فداکاری که در «خاش» سیستان و بلوچستان، جانش را در راه نجات جان دانش آموزانش ایثار کرد، از یادها نرفته است. این معلم وقتی دید دیوار حیاط بر اثر توفان در حال ریزش است برای دورکردن بچه‌ها به سمت دیوار دوید اما خودش زیر آوار ماند و جان باخت. یادش گرامی……

اسکندر لطفی فعال مدافع حقوق معلمان از مریوان فضای کلی اشتغال معلمان و مطالبات نیروی کارِ آموزشی را اینگونه توصیف می‌کند: انبوه مطالباتِ به‌جای مانده از سالهای گذشته، اولویت‌های پیگیری معلمان را دستخوش تغییرات کرده است. از سالیان پیش، فعالان صنفی با رصدِ آموزش و پرورشِ پیشرو در سطح جهانی، الگوهایی برای آموزش مطرح کرده و آنها را به عنوان مطالبه‌ی کلان به شیوه‌های مختلف عنوان کرده‌اند، اما مقامات این وزارتخانه نه تنها نتوانسته‌اند سطح کیفیِ آموزشِ همگانی را ارتقا دهند بلکه عملاً با بی‌برنامگی و مدیریت به شیوه‌ی آزمون و خطا و البته با کمبود شدید بودجه، مخاطرات جدی به وجود آورده‌اند و هربار با تحمیل الگویی جدید، بدون مطالعات و کارشناسی، هزینه‌های بسیاری را بر این ابرسازمان تحمیل کرده‌اند.

لطفی معتقد است درحالیکه آموزش کیفی و رایگان، به عنوان اصول واضح قانون اساسی و منشورهای مطالبه‌گریِ تشکل‌های صنفی مطرح است، وزارت آموزش و پرورش حتی از تامین حقوق بخش بزرگی از پرسنل خود غفلت کرده و گاهی معوقات آنها را با چند سال تاخیر پرداخت می‌کند.

این عضو کانون صنفی معلمان مریوان می‌گوید: مدارس عملا به بنگاه‌هاى خیریه براى جمع‌آورى کمک‌هاى «قطعاً اجبارى» اولیاى دانش آموزان بدل شده است و کار به جایی رسیده است که ادارات و اداره کل، هزینه جارى خود را به لطایف‌الحیل از مدیران مدارس تامین مى‌کنند.

لطفی، کمتر بودن بودجه آموزش و پرورش در مقایسه با برخی از نهادها را عامل اصلی در برآورده نشدن خواسته‌های نیروی کارِ بخش آموزش می‌داند و می‌گوید: ارتقای سطحِ معیشت کارکنان آموزش و فرهنگیان، به عنوان بنیادى‌ترین مطالبه کماکان مطرح است. این خواسته هیچ زمان مورد توجه حاکمیت قرار نگرفته و فرهنگیان هر سال در شرایط بغرنج‌ترى به ویژه در مبحث خدمات و مزایای غیرنقدى قرار مى‌گیرند؛ چراکه آموزش و پرورش برخلاف دیگر وزارتخانه‌ها براى تامین مسکن، خودرو و دیگر نیازمندی‌های زندگیِ کارکنان خود هیچ اقدام عملى صورت نمی‌دهد.

تجمع اعتراضی اهالی شهر ابيانه با لباس محلي نسبت به دست‌اندازي بخش خصوصي به آب شهرمقابل استانداری اصفهان

روزسه شنبه چهاردهم فروردین ماه، اهالی شهر ابيانه با لباس محلي دراعتراض به دست‌اندازي بخش خصوصي به آب شهر شهرمقابل استانداری اصفهان تجمع کردند.

به گزارش15فروردین یک منبع خبری حلی،اهالی شهر ابيانه ديروز به نشانه اعتراض پيرامون مديريت حوزه آب، با لباس‌هاي محلي خود در مقابل استانداري اصفهان گرد هم آمدند و با بنرهاي رنگارنگ، به اعتراض نسبت به عدم عملکرد مسئولان در اين حوزه پرداختند.

علت اين تجمع و اعتراض، دست‌اندازي بخش خصوصي به آب شهر ابيانه است که سبب شد مردان و زنان زيادي با طي کردن مسافت نسبتاً طولان،ي براي بيان اعتراض خود به مقابل استانداري اصفهان بيايند.

مردان و زنان بسياري با لباس محلي و بنرهايي با شعارهاي اعتراضي در اين تجمع شرکت کردند. اين مردان و زنان با بنرهايي نظير«شوراي غير مقيم منحل بايد گردد»، «شوراي بي کفايت استعفا استعفا» در خيابان باغ گلدسته، مقابل استانداري اصفهان تجمع کرده‌ بودند.

تجمع کنندگان مي گفتند: تنها خواسته ما از اين اجتماع و اعتراض، قطع دست‌اندازي بخش خصوصي به آب شهر ابيانه است.

مرگ دلخراش کارگر 50 ساله نظافتچی براثرسقوط  ازطبقه چهارم ساختمان

سرپرست کلانتری ۱۰۵ سنایی از سقوط مرگبار کارگر 50 ساله نظافتچی از طبقه چهارم ساختمانی در خیابان وزرا خبر داد.

سرهنگ مصطفوی سرپرست کلانتری ۱۰۵ سنایی گفت: ساعت ۱۵:۴۰ روز جاری(چهارشنبه) کارگر نظافتچی شرکتی در خیابان وزرا در حال نظافت شیشه ساختمان از طبقه چهارم سقوط کرد که بر اثر مصدومیت شدید فوت کرد.

پانزدهم فروردین ماه1397

akhbarkargari2468@gmail.com