اخباروگزارشات کارگری17شهریور1396

admin   سپتامبر 8, 2017   دیدگاه‌ها برای اخباروگزارشات کارگری17شهریور1396 بسته هستند

بایگانی

– نظرخواهی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه درسی ویکمین روز اعتصاب غذای رضا شهابی

– محمود بهشتی لنگرودی:ادعاها ی کذب دادیاری ناظر بر زندان

– اقدام غیرقانونی معاون فنی سامانه یک BRT برای مجبور کردن کارگران به شرکت در رای گیری فرمایشی شورای اسلامی کار

– ترفندهای مختلف عوامل مدیریت و حراست برای مشارکت کارگران در رای گیری شورای فرمایشی

– کولبر ها ایستاده می‌میرند!

– در اعتراض به  کشتار کولبران

راه حل چیست؟

نظرخواهی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه درسی ویکمین روز اعتصاب غذای رضا شهابی

همکاران گرامی و شریف شرکت واحد، رانندگان زحمت کش

سی و یک روز است که رضا شهابی راننده حق طلب شرکت واحد در زندان رجایی شهر در اعتراض به عدم آزادی خود پس از پایان پنج سال زندان، اعتصاب غذا کرده است.

رضا از سال ۸۳ بی وقفه و سخت کوش برای احقاق حقوق همکاران از خود فداکاری کرده است و با مبارزات رضا و دیگر اعضای سندیکا با همراهی خود شماها، در زمینه ارتقاء معیشت تان دستاوردهای بزرگی به دست آمده است.

به دلیل اعتصاب غذای طولانی امروز جان رضا شهابی خطرات جدی مواجه است. باید همه با هم برای حفظ جان این کارگر حق طلب تلاش کنیم و مظلومیت او را به گوش مسئولین کشور برسانیم.

سندیکا از کارگران و رانندگان درخواست دارد برای همراهی با رضا شهابی نظر خود را برای عملی کردن یکی از موارد ذیل با کلیک در @pvsyndica برای سندیکا ارسال کنند.

۱- اعتصاب در خطوط بی آر تی برای یک ساعت

۲- کم کردن سرعت اتوبوس های بی آر تی تا ۲۰ کیلومتر درساعت در یک روز مشخص

۳- روشن کردن چراغ اتوبوس ها در یک روز مشخص

۴- برگزار کردن اعتراض و تجمع در مقابل ساختمان نهادهای مرتبط

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

محمود بهشتی لنگرودی:ادعاها ی کذب دادیاری ناظر بر زندان

در تاریخ ۱۵ شهریور ( دو روز پیش ) نامه ای از دادستانی به دست وثیقه گذارم رسید .

در بخشی از نامه اینچنین نوشته شده است:

نظر به این که شما به عنوان وثیقه گذار محکوم علیه محمود بهشتی لنگرودی می باشید و با توجه به این که در موعد مقرر محکوم علیه را به این مرجع معرفی ننموده اید دستور ضبط وثیقه صادر می گردد .

در حالی که این ادعا دروغ محض است لذا برای روشن شدن اذهان مخاطبان ، توضیحات زیر ارائه می گردد:

همان گونه که در جریان هستید ، سال گذشته پس از سه بار اعتصاب غذا و متعاقب آن وخامت اوضاع جسمانی و نگرانی های پزشکی ، با موافقت دادستانی ، از بیمارستان مستقیما به منزل آمدم و بنا بود این روند تداوم داشته باشد.

پس از گذشت یک ماه ، اولین نامه ی ضبط وثیقه به دست وثیقه گذار رسید . به همراه وی به دادستانی رفتم و گفتم آماده ی بازداشت هستم . دستور دهید بازداشتم کنند.

جناب حاجیلو دادیار وقت ناظر بر زندان  و نماینده ی دادستان در امور زندانیان سیاسی ، مدعی شد که ما بازداشت نخواهیم کرد و رویه ی ما این گونه نیست و بهتر است که خودتان به زندان برگردید. به ایشان گفتم که من موظف بودم که خودم را به دادستانی معرفی کنم و چنین کردم ،حال خود دانید.

گفتند که فعلا به منزل برگردید تا خبرتان کنیم.

به همین ترتیب نامه های دوم ، تا پنجم ، هریک به فاصله ی یک ماه به دستمان رسید و با وجود عوض شدن نماینده ی دادستان و آمدن جناب حاجی مرادی به جای جناب حاجیلو ، همین روند تکرار می شد و من به وظیفه ی قانونی خود در ارتباط با معرفی خود به دادستانی عمل کردم و آن ها هم اصرار بر این داشتند که خودم ، بدون سروصدا به زندان بازگردم.

هر بار نیز به دادستانی اخطار دادم که در صورت بازگرداندنم به زندان و از اولین روز بازداشت دست به اعتصاب غذای خشک خواهم زد.

آخرین باری که به دادستانی رفتم بهمن ماه سال ۹۵ بود.

جناب حاجی مرادی به محض دیدنم گفت که جناب بهشتی ، وقتی ما با شما کاری نداریم چرا به این جا مراجعه می کنید؟

گفتم پس چرا نامه ی ضبط وثیقه می فرستید ؟ پاسخ داد که این نامه ها به صورت معمول و در سیکل اداری ارسال می شود . الان دستور می دهم که دیگر برایتان نامه هم نفرستند.

و از آن تاریخ به بعد ، نه نامه ای برایمان ارسال شد و نه تماس و تهدیدی.

طی ده روز گذشته ، دو بار ، نفراتی از طرف دادستانی به منزلمان آمدند و از مدیر و سرایدار ساختمان ، در باره ام پرسش هایی را مطرح کرده اند و عجیب این که با وجود حضورم در منزل با خودم گفت و گویی نکردند.

پس از آن ، مجددا از دادستانی تماس گرفتند و اعلام کردند که دستور ضبط وثیقه صادر شده است و در صورتی که زندانی ، ظرف ۱۰ روز پس از ابلاغ کتبی حکم ،  به دادستانی مراجعه نکند ، ضبط وثیقه عملیاتی خواهد شد.

از آن جایی که ابلاغ های تلفنی هیچگونه ارزش حقوقی ندارد قرار شد که منتظر نامه ی رسمی دادستانی بمانم و این نامه با محتوایی که عرض کردم و تصویرش را در کانال خودم گذاشته ام به دست وثیقه گذار رسید.

از آن جا که مطابق مفاد نامه ، فرصتی ۱۰ روزه برای معرفیم تعیین گردیده و از آن جا که نمی خواهم برای وثیقه ی مذکور مشکلی ایجاد شود در وقت مقرر به همراه وکیل محترم و وثیقه گذار به دادستانی خواهم رفت تا تعیین تکلیف شود.

اما تصمیم بنده همان است که قبلا اعلام کرده ام.

از آن جا که حتی به گفته ی خود حضرات ، این گونه پرونده سازی ها و احکام ، در شرایط خاص دوره ی احمدی نژاد صادر شده و هیچ گونه مبنای حقوقی و قانونی ندارد ، خودم را ملزم به تمکین این گونه احکام ناعادلانه نمی دانم.

من ، یک معلم هستم ، یک فعال صنفی و عضو هیات مدیره ی یک تشکل قانونی به نام کانون صنفی معلمان.

حقیقتا ، کدام کشور عقب افتاده ی جهان سومی را سراغ دارید که برای معلمانش ، احکامی چنین ظالمانه صادر کرده باشد.

۱۴ سال زندان ، برای فعالیت صنفی ، مدنی و قانونمند؟!!!

آن هم در جامعه ای که جنایتکاران و رانت خواران و مفسده جویان ، در آرامش کامل به اعمال خلاف مشغول هستند ؟!!!

با این وصف ،  در موعد مقرر برای تعیین تکلیف به دادستانی خواهم رفت .

به امید اصلاح امور

محمود بهشتی لنگرودی

۹۶/۶/۱۷

اقدام غیرقانونی معاون فنی سامانه یک BRT برای مجبور کردن کارگران به شرکت در رای گیری فرمایشی شورای اسلامی کار

علی رغم اینکه در روز رای گیری در توقفگاه غرب (پارکینگ ورزشگاه آزادی) سامانه یک BRT صندوق رای وجود دارد معاون فنی این سامانه به مسول تعمیرگاه سیار که در این توقفگاه مستقر است دستور داده تا کارگران زیر مجموعه خود را برای رای دادن به تعمیرگاه سامانه سه (خیابان هنگام) ببرد.

در رای گیری دوره های پیش مدیریت و حراست بیشتر عوامل خود را توقفگاه شرق که تعداد بیشتری کارگر در آن شاغل هستند و تعمیرگاه خیابان هنگام مستقر کرده بود و در این توقفگاه و تعمیرگاه به رانندگان و کارگران فشار بیشتری برای رای دادن می آورد.

همکاران گرامی از بازگشایی سندیکا در سال ۸۴ تلاش های بسیاری صورت گرفته تا شوراهای اسلامی کار فرمایشی و تحمیلی تشکیل نگردد. به دلیل اینکه نمایندگانی که در غالب شورای اسلامی کار تعیین و از سوی مدیریت و حراست به کارگران غالب می شوند مانعی جدی برای پیگیری مطالبات کارگران و عامل سرکوب رانندگان و کارگران هستند.

همکاران شریف،  رضا شهابی که پنج سال زندانی شده و با وجود اتمام دوره محکومیت هنوز از زندان آزاد نشده و به همین دلیل سی روز است که اعتصاب غذا کرده و نیمی از بدنش بی حس شده و سر درد و معده درد شدید دارد. برای رهایی کارگران از شر شوراهای اسلامی کار فرمایشی و تحمیلی به کارگران بسیار تلاش کرده و در این امروز جانش در خطر است. بنابراین در برابر فشار مدیریت برای رای گیری زوری مقاومت کنیم و نگذاریم جان فشانی های صورت گرفته برای عدم تشکیل شورای فرمایشی به هدر برود.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

ترفندهای مختلف عوامل مدیریت و حراست برای مشارکت کارگران در رای گیری شورای فرمایشی

با نزدیک شدن به زمان رای گیری نمایشی همه عوامل ریز و درشت مدیریت و حراست با استفاده از انواع شگردهای خود نظیر تهدید، خوشرویی و وعده وعید با کارگران تلاش دارند برای حفظ موقعیت خود مشارکت بیشتری را در رای گیری نمایشی و تحمیلی شورای اسلامی کار رقم بزنند.

از آن جمله مسئول ناحیه شرق سامانه یک حمید اسماعیلی که سال گذشته رانندگان را حتی با هول دادن، تهدید کردن و ترساندن به سمت صندوق رای گیری می برد تا موقعیت کاری بهتری برای خود به دست بیاورد.

حمید اسماعیلی دوباره برای نشان دادن سرسپردگی خود به مدیریت فعالیت خود را برای کشاندن رانندگان به پای صندوق رای آغاز کرده است. اسماعیلی شش سال پیش نیز موجب اخراج راننده زحمتکش و صدمات جبران ناپذیری به خانواده وی شد.

همکاران گرامی از بازگشایی سندیکا در سال ۸۴ تلاش های بسیاری صورت گرفته تا شوراهای اسلامی کار فرمایشی و تحمیلی تشکیل نگردد. به دلیل اینکه نمایندگانی که در غالب شورای اسلامی کار تعیین و از سوی مدیریت و حراست به کارگران غالب می شوند مانعی جدی برای پیگیری مطالبات کارگران و عامل سرکوب رانندگان و کارگران هستند.

همکاران شریف،  رضا شهابی که پنج سال زندانی شده و با وجود اتمام دوره محکومیت هنوز از زندان آزاد نشده و به همین دلیل سی روز است که اعتصاب غذا کرده و نیمی از بدنش بی حس شده و سر درد و معده درد شدید دارد. برای رهایی کارگران از شر شوراهای اسلامی کار فرمایشی و تحمیلی به کارگران بسیار تلاش کرده و در این امروز جانش در خطر است. بنابراین در برابر فشار مدیریت برای رای گیری زوری مقاومت کنیم و نگذاریم جان فشانی های صورت گرفته برای عدم تشکیل شورای فرمایشی به هدر برود.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

کولبر ها ایستاده می‌میرند!

در کردستان براساس گزارش ها سن کولبران و یا کاسبکاران مرزی از ۱۰ تا ۸۰ سال است. کولبران در هوای کوهستانی مرزهای غربی کشور باید بار بر دوش بگذارند؛ از این‌سوی مرز به آن‌سوی مرز؛ مرزهایی که درآمد ‌میلیاردی دارند. کودکان و زنان زیر بار حمل کالاهای سنگینی که باید از کوهها بالا ببرند زود پیر می شوند و اگر هم بخت یار آنها باشد و از تیر مامور مرزی جان سالم بدر ببرند، ممکن است کنار سنگی و میان راه در پیچ و خم کوره راههای کوهستانی، زیر بار سنگینی که به کول گرفته اند، آخرین نفس را بکشند. کولبرانی که کشته می شوند فقط کسانی نیستند که روی نوار مرزی مثلا ایران و عراق کشته می شوند، بسیاری از این ها داخل مرزهای ایران کشته می شوند.قصه تلخی است زندگی و مرگ کولبرها.

کولبران بخشی از طبقه کارگر در جامعه سرمایه داری هستندکه در سخت ترین شرایط، نیروی کارشان را برای امرار معاش به فروش می رسانند. این بخش از کارگران حتی از حداقل های برسمیت شناخته و قانونی که حاکمان سرمایه به نام ” قانون کار” برای به بردگی کشاندن اکثریت تولیدگران جامعه تدوین کرده اند، نیز محروم هستند.

کولبران به عنوان بخشی از کارگران زحمتکش جامعه نیاز به حمایت، پشتیبانی و اعلام همبستگی همه ما دارند. این زحمتکشان بیدفاع و بدون سلاح را نباید به گلوله بست. هر انسان شریف و آزاده ای باید به شعار ” نه به کشتار کولبران ” بپیوندد. خواست فوری ” کار یا بیمه بیکاری برای بیکاران ” باید شامل کولبران نیز گردد.

مناسبات سرمایه سالار حاکم بر جهان، عامل و بانی تمام مصائب و رنج بشریت در جامعه کنونی است. امروز سرمایه داری در قرن بیست و یکم با نابرابری، فقر و گرسنگی، جنگ و تروریسم و نظامی گری، نسل کشی و کشتارهای قومی و مذهبی، بیکاری و سیه روزی و مبارزه برای امرار معاش،… ساکنان کره زمین را به لبه پرتگاه کشانده است. راه برون رفت نهایی از این شرایط فلاکت بار، پایان دادن به سیطره سرمایه بر کار و جان و مال انسان امروز است.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – شهریور 1396

در اعتراض به  کشتار کولبران

راه حل چیست؟

نیروهای نظامی رژیم جنایت کار حاکم بر ایران دو کارگر کولبر دیگر را کشتند. به این گونه این دو کولبر زحمت کش در شمار دیگر کارگران کول بری قرار گرفتند که برای به کف آوردن لقمه ای نان، به کار طاقت فرسا، پر مخاطره و مشقت بار کولبری رفته بودند، اما هدف شلیک نظامیان رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفتند و زنده به میان خانواده شان برنگشتند. این چرخه جنایت در حالی همچنان در کار است که رژیم همین چند ماه پیش زیر فشار اعتراض ها و خشم افکار عمومی نسبت به قتل و کشتار کولبران، وعده “ساماندهی و سازماندهی” کار کولبران را داده بود. شلیک مستقیم و کشتن کولبران در روزهای اخیر گویای ماهیت و چگونگی “سازمان دهی کولبران” توسط جمهوری اسلامی است.

دهها هزار نفری که هم اینک به کار پر مخاطره کولبری مشغولند، جزوی ازمحروم ترین بخش طبقه کارگر ایران هستند. بیکاری و فقر گسترده و نیافتن هیچ کار دیگر، و نبود سیستم تامین اجتماعی، باعث شده است که این بخش از کارگران از سر ناچاری و برای سیر کردن شکم خود و خانواده شان به کار پر خطر و بسیار مشقت بار کولبری رو آورند. کولبران کارگرانی هستند که هیچ مقررات قانونی و استاندارد کاری بر کارشان ناظر نیست: نه ساعت کارشان مشخص است، نه از بیمه پزشکی و شغلی بر خوردارند، نه قرار داد کار دارند و نه از هیچ سطح از ایمنی کاری برخوردارند.  بطور کلی کول بران در بی حقوقی مطلق به کار مشغولند.  کولبران اگر شانس بیاورند و زیر فشار کار و کوله بار سنگینی که بر پشت می کشند به هزار درد و آسیب جسمی دچار نشوند و از پا در نیایند و یا در اثر سانحه جانشان را از دست ندهند، در هر سفر با آتش گلوله جنایت کارانی روبرو می شوند که شغل شرم آورشان حفاظت از “مرز” های سرمایه است و از اختلاس گران و جنایت کاران بزرگتر از خود، فرمان آتش می گیرند.

وظیفه تشکل ها و فعالین  کارگری و بطور کلی همه کارگران و انسان های برابری طلب و مدافع حقوق انسان است که از کولبران و حق زندگی و کار آنان حمایت کنند. مسئله کولبران فقط مسئله آنان و یا مردم کردستان نیست.  این دردی است فراگیر و مشترک. در مناطق مرزی ایران از جمله بلوچستان هزاران نفر به کولبری مشغول هستند. رژیمی که که کولبران را به قتل می رساند، همان نظامی است که همه روزه کارگران معترض در اقصی نقاط کشور را سرکوب می کند؛ کارگران آق دره را به شلاق می بندد، برای کارگران معترض هفت تپه حکم جلب صادر می کند و کارگران اعتصاب کننده در بافق را به شلاق و زندان محکوم می کند. همان رژیمی است که  فعال کارگری، شاهرخی زمانی را دوسال پیش در زندان به قتل رساند، و هم اکنون رضا شهابی، کارگر شرکت واحد و اسماعیل عبدی، این  معلم زحمتکش را، به بند کشیده است. کولبران به دست رژیمی کارگر ستیز و ضد انسانی کشته می شوند که تاریخ حاکمیت اش بر کل مردم ایران با حروفی از جنایت و خون نوشته شده است.

مردم بانه  به دنبال خبر قتل دو کولبر، روز سه شنبه در اعتراض به این کشتار، شهر را به حالت نیمه تعطیل کشاندند و به تجمع و تظاهرات پرداختند.  گزارش ها حاکیست که نیروهای سرکوب گر رژیم به مردم یورش بردند و به ضرب و شتم اعتراض کنندگان پرداختند و سراسمیه تلاش دارند که برای جلوگیری از گسترش اعتراض ها فضای کاملا نظامی بر شهر حاکم کنند. با این وجود مردم دیگر شهرهای کردستان در پشتیبانی از کولبران زحمتکش و مردم معترض بانه دست به حرکتهای اعتراضی زده اند.

این مبارزه ابعاد گوناگونی دارد. از یک سو مبارزه برای کسب حقوق کارگری و انسانی کولبران، سازمانیابی آنها، قطع تیراندازیها، شناسایی عاملین و افشای آمرین این کشتارها موضوعی فوری و حیاتی و غیرقابل تاخیر است. از سوی دیگر وجود کارگران کولبر در قرن بیست و یک، و در هر نقطه ای از جهان، نشانگر کثافت نظامی ست که برای سودآوری هیچ حد و مرزی نمی شناسد. کولبران از جمله بی حقوق ترین بردگان مزدی سیستم سرمایه داری در جهان امروز هستند. تا هنگامی که کارگران مجبورند به شغل کول بری بپردازند باید از حقوق معین که ناظر برهر شغل قانونی دیگر است برخوردار باشند؛ مبازره برای کسب فوری این حقوق ضروری است. در عین حال کولبری یک واقعیت فوق العاده شنیع نظام منحط و ضدانسانی سرمایه داری است که در ایران با یک رژیم آدمکش و ارتجاعی درهم آمیخته است. مبارزه علیه کشتار و بی حقوقی کولبران در عین حال باید با مبارزه متحد و همه جانبه علیه کلیت نظام سرمایه داری و مجموعه شرایط اقتصادی، سیاسی و سیستماتیکی که تداوم این پدیده را کماکان مقدور نموده است پیوند یابد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۷ سپتامبر ۲۰۱۷

هفدهم شهریورماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com