اخباروگزارشات کارگری22بهمن1395(ویژه گرامیداشت مبارزات کارگران برای سرنگونی رژیم سلطنتی وادای احترام به یدالله خسروشاهی)

admin   فوریه 11, 2017   دیدگاه‌ها برای اخباروگزارشات کارگری22بهمن1395(ویژه گرامیداشت مبارزات کارگران برای سرنگونی رژیم سلطنتی وادای احترام به یدالله خسروشاهی) بسته هستند

بایگانی

با گرامیداشت مبارزات کارگران برای سرنگونی رژیم سلطنتی پهلوی وادای احترام به زنده یاد یدالله خسروشاهی درهفتمین سال درگذشتش:

22-11-95-1

– تاریخ شفاهی شورای کارگران نفت

– بازخوانی یک اعتصاب کارگران نفت۱۳۵۷

– داستان مختصر زندگى یدالله خسروشاهى به روایت خودش

-روزشماراعتراضات کارگری از اول تابیست ودوم بهمن ماه1395

22-11-95-2

تاریخ شفاهی شورای کارگران نفت

زنده یاد یدالله خسروشاهی، از بنیانگذاران اصلی سندیکای کارگران صنعت نفت و از سازماندهان مبارزات کارگران این رشته در دهه 50 خورشیدی بود . وی که به دلیل لو رفتن نقشش در توزیع ادبیات انقلابی پالایشگاه تهران ، در سال 1353 توسط ساواک شاه دستگیر شد ، تا سال 1357 زندانی بود. با شروع جنبش انقلابی و آزادی یدالله خسروشاهی ، او از رهبران اعتصاب سراسری صنایع نفت کشور در پاییز سال 1357 بود که تا سرنگونی حکومت سلطنتی ادامه یافت. در سال 1360 ، با شکست قطعی جنبش انقلابی وی نیز به همراه بسیاری از کارگران مبارز دستگیر و این بار توسط رژیم نوپای جمهوری اسلامی زندانی شد. یدالله پس از آزادی از زندان در سال 1365 ، ایران را برای همیشه ترک کرد و در 15 بهمن 1388 در لندن درگذشت و به خاک سپرده شد.

پیش از درگذشت یدالله خسروشاهی ، در سال 1386 محمد فتاحی مجری تلویزیون پرتو در مصاحبه ای به گفتگو با خسروشاهی نشست . در طی هشت جلسه مصاحبه ، یدالله به تاریخ مبارزات کارگران نفت از سال 1349 تا 1360 پرداخت و زوایای مهمی از این مبارزات و قدرت طبقاتی کارگران نفت را روشن ساخت.

بنیاد پاک تصمیم گرفت تا این مجموعه مصاحبه ها را به طور کتبی پیاده و هر قسمت را جداگانه در سایت بنیاد منتشر سازد. پس از اتمام کار بر آن شدیم تا متن کامل آن را به صورت کتابی الکترونیکی در اختیار طبقه کارگر قرار دهیم تا از این تجربیات ارزشمند بهره ببرند.

از جناب آقای محمد فتاحی بابت این مصاحبه های ارزشمند تشکر می‌کنیم و یاد عزیز یدالله خسروشاهی را زنده و گرامی می‌داریم.

کمیته انتشارات بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (پاک)

دریافت کتاب «تاریخ شفاهی شورای کارگران نفت»:

http://b-pak.org/library/unwritten-history-of-oil-labours/

بازخوانی یک اعتصاب کارگران نفت۱۳۵۷

بخش اول

به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت و در آستانه عقد قراردادهای جدید با شرکت های بزرگ نفتی پس ار “برجام”

هاله صفرزاده

یکی از بزرگترین اعتصابات کارگری در ایران، در پنجاه سال اخیر، اعتصاب کارگران نفت در سال ۱۳۵۷ است. اعتصابی که به قولی کمر رژیم شاه را شکست و یکی از عوامل اصلی سرنگونی رژیم سلطنت برشمرده می شود.

درکتابخانه شرکت نفت، اسنادی از این اعتصاب وجود ندارد یا اگر هم هست در دسترس عموم قرار داده نمیشود. به دلیل اهمیت این اعتصاب در این مختصر مروری کوتاه خواهیم داشت بر چگونگی این اعتصاب با استناد به مدارک و خبرهای منتشر شده در نشریات آن زمان، کتاب “اسناد لانه جاسوسی شماره ۶۶، “اعتصاب در صنعت نفت ایران”، و مصاحبه های کارگرانی که در جریان این اعتصاب بودند.

مروری بر تجربه، نشان میدهد که چگونه کارگران میتوانند از خواستهای اقتصادی عبور کرده به خواست های سیاسی برسند. کارگرانی که ابتدا همراه با اعتراضات مردم در سال ۱۳۵۷ اعتصابات صنفی و اقتصادی را آغاز کردند و در ابتدا خواسته سیاسی نداشتند اما به تدریج که مبارزات سراسری مردم اوج گرفت و خواهان تغییرات اساسی در روند سیاسی کشور شدند، آنان نیز خواستهای خود را گسترش داده و لغو حکومت نظامی، آزادی زندانیان سیاسی و… را خواستار شدند.

تجربه این اعتصاب نشان می دهد که اگر حرکت کارگران برای خواست های صنفی منجر به همبستگی بیشتر آنان نشود، نتایج ملموسی نخواهد داشت. این اعتراضات نشان داد که اولین خواسته های صنفی که پس از سال ها دیکتاتوری برای رسیدن به حق و حقوق خود به وسیلهی کارگران انجام شده، آنان را به نزدیکی هر چه بیشتر با یکدیگر سوق داد و در نتیجه هماهنگی میان کارگران و خواست های عمومی جامعه روز به روز بیشتر شد تا آن که کارگران شرکت نفت به عنوان ستون اصلی سرنگونی رژیم شاه نقش خود را ایفا کردند.

در همین جا لازم به ذکر است که ملی شدن صنعت نفت نیز اولین بار در سال ۱۳۲۵ از طرف کارگران و فعالان کارگری این صنعت و در اعتصابات سراسری شرکت نفت مطرح شده بود و سپس این امر به وسیله ی سیاست مداران مستقل آن دوره پیگیری شدتا در نهایت ملی شدن صنعت نفت به سرانجام رسید.

متن کامل دردو بخش:

http://www.kanoonm.com/2246

http://www.kanoonm.com/2256

داستان مختصر زندگى یدالله خسروشاهى به روایت خودش

من از منطقه نفت خیز خوزستان میآیم در چهارده سالگی بعنوان کارگر کارآموز در پالایشگاه نفت آبادان شروع به کار کردم. به کارآموزان به مدت دو سال حقوقی تعلق نمیگرفت و چیزی جز لباس کار، یک قالب صابون و ناهار بما نمیدادند. بطور کلی در آن زمان شرایط زندگی کارگران خیلی بد بود. تفاوتها در نحوه زندگی طبقات مختلف و ساکنان محلی و خارجی (غربی‌هایی که در ایران زندگی میکردند، خصوصاً بریتانیایى‌ها) چشمگیر بود. شبیه آفریقای جنوبی امروز بود. نوعی سیستم آپارتاید در منطقه برقرار بود. خارجیها و کارمندان در مناطق جدا و مخصوص شهر زندگی میکردند. آنها اتوبوسها، دفاتر، توالتها، کلوبها، سینماها و رستورانهای جداگانه خود را داشتند. کارگران حق رفتن به محلات کارمند و خارجی نشین را نداشتند. اگر کارگران را در آن محلات میگرفتند آنها را دستگیر کرده و مدتها در بازداشتگاه نگه میداشتند. بهترین چیزها متعلق به خارجیها و بدترین متعلق به کارگران بود. بعنوان مثال در هوای بسیار گرم خوزستان که آب آشامیدنی برای همه فراهم میکردند. در دفاتر خارجیها دستگاههای آب سردکن بود، در دفاتر کارمندان ظروف آب پر از یخ وجود داشت اما کارگران میبایست از سطلهایی که در سایه گذاشته میشد آب مینوشیدند.

تا سال ١٩٦٧ بخاطر شرایط اختناق و دیکتاتوری قابل ملاحظه‌ای وجود نداشت اما پس از ١٩٦٨ با وجود اختناق، مبارزه حرکت جدیدی به جلو کرد. در آن زمان من نمایندۀ کارگران بودم. حرکات و اعتصابات ما بالأخره باعث الغای برخی از نمودهای سیستم آپارتاید شد. ما توانستیم برخی از خواستهای اقتصادی خود را هم به دست آوریم. تعطیلات سالیانه ما از ٨ به ١٢ روز افزایش یافت. بیمه حوادث ناشی از کار، به ایّاب و ذهاب به کار نیز تعمیم یافت. هم چنین ما موفق به گرفتن جیره خواروبار نیز شدیم. در سال ١٩٦٨ زمانی که پالایشگاه نفت تهران افتتاح شد، من یکی از کارگرانی بودم که بر خلاف میل خود به تهران منتقل شد. در سال ١٩٧١ پس از کوششهای فراوان، ما توانستیم که سندیکای شمال کارگران نفت را به وجود بیاوریم. در سال ١٩٧٣ به هنگام یک کار تعمیراتی عمده در پالایشگاه تهران ما به مدت ٢ هفته اعتصاب کردیم. این اعتصاب موفقیت بزرگی برای ما کارگران بود. در اثر این اعتصاب ما توانستیم ٩٠٪ از خواست‌هایمان را به دست آوریم. مهمترین این خواستها، کاهش ساعت کار هفتگی از ٤٨ ساعت به ٤٠ ساعت، ٢ روز تعطیل هفتگی بجای ١ روز، ٢٥٪ اضافه مزد برای اضافه کاری بود. در سال ١٩٧٣ من نماینده کارگران در پالایشگاه نفت و نیز رهبر سندیکای نفت بودم. در آن سال مرگ یک کارگر در سانحه کار موجب شروع یک سری حرکات اعتراضی کارگران شد. من توسط ساواک، پلیس مخفی ایران دستگیر شدم. اما بعد از مدت کوتاهی آزادم کردند. ساواک یک بخش مخصوص کارگری داشت که حرکات کارگران را کنترل میکرد. ساواک با عملیات حساب شده و مفصّل کوشش میکرد که جلوی انتخاب نمایندگان واقعی کارگران را به اتحادیه بگیرد. هر کارگری که داوطلب نمایندگی میشد، فرم مفصّل ساواک را مبنی بر این که اختلالی در امور نفتی نباید ایجاد کند وگرنه به مدت بین ١٥ – ١٠ سال زندانی میشود را باید پر و امضاء میکرد. اما کارگران خوشبختانه همیشه میتوانستند که ساواک را گیج کنند و چند تن از نمایندگان و دوستان واقعی خود را به نمایندگی انتخاب کنند.

در سال ١٩٧٣ من برای بار دوم و بهمراه ٧ تن از نمایندگان دیگر کارگران دستگیر شدم. بعد از یک هفته در اثر اعتصاب کارکران و تقاضای آنان مبنی بر آزادی من، مرا آزاد کردند. پس از آزادیم کارگران که هنوز از دست رژیم خیلی عصبانی بودند از رژیم خواستند که بطور رسمی از من عذرخواهی کند. این مسأله باعث خشم رژیم شد. رژیم نه تنها دوباره مرا دستگیر کرد بلکه این بار کتک مفصلی به من زدند و به مدت یک هفته مرا شکنجه میکردند. در مدتی که من در اسارت بودم کارگران اطلاعیه‌ای دادند و خواستار آزادی من شدند. این اطلاعیه برای من خیلی گران تمام شد. لوازم و مواد چاپی که برای تهیه این اطلاعیه به کار رفته بود باعث شد که ساواک به فعالیتهای من با یک کارگر چاپ پالایشگاه پی ببرد. ما به مدت دو سال بود که برخی از کتابهای سیاسی ممنوعه را چاپ میکردیم. کارگر چاپخانه پالایشگاه کتابها را از یک دوست خودش که در کتابفروشی کار میکرد، میگرفت ما آنها را چاپ کرده و برای فروش به او بر میگرداندیم. من حتی دوست کتابفروش او را نمیشناختم. به نظر میرسید که ساواک مدتها بود که به دنبال منبع آن کتابها بود. ساواک تصور میکرد که یک گروه بزرگ زیرزمینی را کشف کرده است. آنها کارگر چاپ و دوست کتابفروش او را نیز دستگیر کردند و مرا تحت فشار زیادی گذاشتند که به آنها اطلاعات بدهم. آنها میخواستند بدانند که چرا ما آن کتابها را چاپ میکردیم و چه کسانی پشت این جریان بودند. ما کوشش کردیم که ساواک را قانع کنیم که تنها دلیل فقط دلیل مادی بود و ما فقط دنبال درآمد اضافی بودیم. یک باری که آنها کارگر چاپخانه را شکنجه میدادند و بازجویی میکردند از او پرسیدند: “اگر تنها مسأله شما، مسأله مالی بود پس چرا عکسهای شاه را چاپ نمیکردید؟” کارگر چاپخانه با سادگی جواب داد: “هیچکس آن عکسها را نمیخرید. در حالى که ما کتابها را به قیمت خوبی میفروختیم.” این جواب باعث شد که او را به مدت چهار روز در آب یخ نگه دارند.

زمانی که من در زندان بودم کارگران به اعتصاب خود ادامه دادند. رژیم نگران بود و میخواست که به این اعتصاب سریعاً پایان دهد. ساواک جلسه کارگری فراخواند و در این جلسه من میبایست نطقی را که از طرف ساواک خطاب به کارگران تهیه شده میخواندم. من در آن نطق باید به “جنایات” خود اقرار کرده و از کارگران میخواستم که به سر کارشان برگردند. پاهای من زیر شکنجه لت و پار شده بود و آنها نمیتوانستند مرا در آن حال به کارگران نشان دهند. من را به سرعت به بیمارستان منتقل کردند و جراحی پلاستیک روی پاهایم انجام دادند. در روز موعود به من چند جفت جوراب و یک جفت کفش بزرگ دادند که بپوشم و مرا به جلسه کارگران در پالایشگاه بردند. پاهای من هنوز خونریزی میکردند. زمانی که مشغول خواندن نطق ساواک بودم عمدا کفشهایم را درآوردم و پاهایم را روی زمین گذاشتم که کارگران بتوانند جای پاهای خون آلودم را ببینند. موقعی که جلسه را ترک میکردم درد در پاهایم بقدری شدید بود که از پله‌ها پایین افتادم. روشن بود که کارگران گول این صحنه سازیها را نخوردند و تا مدتی از بازگشت به سر کار خود خودداری کردند. در واقع کارگران توانستند رژیم را مجبور کنند که تمام مزد مرا در طول مدتی که در زندان بودم به خانواده‌ام بدهد. وقتی که نمایش ساواک به اتمام رسید آنها مرا به زندان بازگرداندند و بازجویی واقعی تازه شروع شد. این دفعه مرا بطور وحشیانه‌ای شکنجه کردند. علاوه بر شلاق با کابل و شوک الکتریکی، انگشتان دست و پایم را با چراغ لحیم کاری سوزاندند. رئیس بخش کارگری ساواک شخصاً روی کمرم شمع آب کرد. پس از دو ماه بازجویی و شکنجه مداوم و زمانی که بالأخره ساواک فهمید که هر چه به آنها گفته‌ام واقعیت دارد آنها شکنجه را قطع کردند. مرا به مدت ٩ ماه در زندان کمیته نگه داشتند. پس از آن مرا به بیمارستان فرستادند تا جراحات ناشی از شکنجه را ترمیم کنند و بالأخره به زندان قصر منتقلم کردند. من در دادگاه اولم به ٢ سال زندان محکوم شدم. ساواک کوشش کرد که نظر مرا به همکاری با خود جلب کند. به من وعده آزادی فوری، حقوق و مزایای خوب دادند اما من پیشنهاد آنان را رد کردم. این مسأله باعث شد که محکومیت مرا افزایش دهند.

در دادگاه تجدید نظر محکومیت من به ١٠ سال افزایش یافت.

من چهار سال و نیم در زندان بودم و در ناآرامیهای قبل از انقلاب و پس از بازدید صلیب سرخ از زندانهای ایران آزاد شدم. پس از آزادی بعنوان کارگر اخراجی اجازه بازگشت به کار را نداشتم اما با این وجود فعالانه به مبارزات کارگران پیوستم. ما کمیته کارگران صنعت نفت را قبل از انقلاب ١٩٧٩ بوجود آوردیم. اولین تظاهراتی را که این کمیته سازمان داد در خود پالایشگاه بود. یکى از شعارهای ما در این تظاهرات این بود:

نفت را کی برد؟ آمریکا! گاز را کی برد؟ شوروی! مرگ بر رژیم شاه (پهلوی)!

کارمندان پالایشگاه تظاهرات ما را با گل استقبال کردند. از آن تاریخ کمیته به نماینده تمام کارکنان صنعت نفت مبدل شد. این کمیته اعتصاب کارگران صنعت نفت در طول انقلاب را رهبری کرد و نقش اساسی در سرنگونی رژیم شاه داشت. ما صادرات نفت را متوقف کردیم و از دادن بنزین به ارتش در طول حکومت نظامی خودداری کردیم. دولت نهایت سعی خود را کرد که اعتصاب ما را بشکند اما به نتیجه‌ای نرسید. اتحادیه ما ٨ میلیون تومان بابت حق عضویت کارگران در بانک داشت که دولت آنرا بلوکه کرد. بدبختانه کارگران هرگز نتوانستند این پول را پس بگیرند. بعد از انقلاب ١٩٧٩، دیکتاتوری اسلامی این پول را به تصاحب خود درآورد. کمیته ما قبل از انقلاب به شورای عمومی کارکنان صنعت نفت تبدیل شد و تا اوسط سال ١٩٨١ گردانندۀ تمام امور صنعت نفت بود. در اواسط سال ١٩٨١ رژیم اسلامی شورای ما را غیر قانونی و غیر اسلامی اعلام کرد. من رهبر شورای عمومی کارکنان صنعت نفت ایران بودم. حتی پس از انحلال شورا ما هنوز نفوذ زیادی در گرداندن امور نفت داشتیم زیرا رژیم هنوز جسارت آن را نداشت که ما را بکلی کنار گذارد. اما، بدبختانه جنگ ایران و عراق و نیز عملیات بمب‌گذاری یکی از گروههای مخالف رژیم بهانه بدست رژیم داد که ترور و اختناق خود را افزایش دهند. رژیم در ابتدا یک گروه مسلح از پاسداران را در پالایشگاه مستقر کرد. پاسداران و اعضای انجمن اسلامی تمام مدت کارگران را آزار و اذیت میکردند. من و برخی دیگر از کارگران با وجود خطر دستگیری هنوز به سر کار میرفتیم. بسته شدن پالایشگاه نفت آبادان به دنبال آغاز جنگ ایران و عراق جنبش کارگران نفت را بشدت تضعیف کرده بود. جنبش ما تقریباً به حالت سکون درآمد. آنچه که ما در طول سالها مبارزۀ سخت به دست آورده بودیم یک به یک توسط رژیم اسلامی از ما گرفته شد. حقوق ما را ٢٥٪ کاهش دادند. کار هفتگی به شش روز افزایش یافت و جیره خواروبار و هزینه رفت و آمد همگی متوقف شدند.

من در تاریخ ٥/٩/١٣٦٠ در خانه‌ام دستگیر شدم. آنان پسرم و همچنین مهمانان ما را که یکی از آنها خانم حامله‌ای بود دستگیر کردند. ما را به زندان مخوف اوین بردند. مرا چشم بسته در کنار سایر کارگران نفت دستگیر شده در راهرو زندان نشاندند. در دو سوی این راهرو و سلولها و اطاقهای شکنجه و بازجویی قرار دادند. من از زیر چشم بند میتوانستم منظره وحشتناکی را که در راهرو بود ببینم. زمین پوشیده از خون بود. در حدود ١٥ نفر در گوشه و کنار راهرو با پاهای مجروح و باندپیچی شده و لت و پار رها بودند. من میتوانستم صدای فریاد و نالۀ کسانی را که شکنجه میشدند را بشنوم. هنوز هم بطور زنده صدای فریادهای زنی را که بیوقفه بین ساعت ٢ تا ٦ صبح شکنجه شد و زیر شکنجه مرد میتوانم بشنوم. بدن بی جان این زن ساعتها پس از مرگش در راهرو رها شده بود.

طنز آمیز است که قبل از دستگیریم در نشریات برخی از گروههای سیاسی خوانده بودم که شایعاتی که از طرف عوامل ضد انقلابی امپریالیسم در مورد شکنجه در زندانهای ایران پخش میشود واقعیت ندارند.

مرا هشت روز با چشمان بسته در راهرو زندان نگه داشتند. بعد از دوازده روز بازجویی من شروع شد. مرا با کابل شلاق زدند و از پاهایم به سقف آویزان کردند. نحوه و شدت شکنجه طوری بود که بسیاری از زندانیان در زیر شکنجه و به هنگام بازجویی میمردند. رژیم اسلامی فقط به دنبال کسب اطلاعات از زندانی نبود بلکه آنها میخواستند زندانی را تا حد نفی تمام باورهایش در هم بشکنند. آنها حتی کوشش داشتند که زندانیانی را محکوم به مرگ بودند قبل از اعدامشان از نظر روحی و سیاسی نابود کنند. برخی از نادمین را مجبور میکردند که در اعدام رفقای خود شرکت کنند. کتک، شکنجه و تحقیر زندانی هیچ پایانی نداشت. بعلاوه، ما تنها زندانی رژیم نبودیم ما همچنین زندانی پاسداران نیز بودیم آنها هر طور که دلشان میخواست با ما رفتار میکردند.

من در کنار ٨٤ زندانی دیگر و در یک سلول ٥ در ٦ متر زندانی بودم. چند تن از نادمین نیز در میان ما بودند که جاسوسی ما را میکردند. یک تلویزیون مدار بسته بود که نطق ملاها را نشان میداد و نگاه کردن به این نطقها اجباری بود. هر روز صبح ما را برای چند دقیقه به حیاط زندان میبردند که سرود خمینی ای امام را بخوانیم. تنها سه بار در ٢٤ ساعت و هر بار به مدت ٢٠ دقیقه در سلول ما را باز میکردند که از توالت و دستشویی استفاده کنیم. فقط ٢ توالت و دستشویی وجود داشت و در آن مدت کوتاه ٨٤ زندانی باید از آنها استفاده میکردند. تقریباً پاهای تمام زندانیان زخمی و چرکین بود. تعداد زیادی از زندانیان عفونت کلیه داشتند و از این رو مجبور بودند که از ظروف پلاستیکی برای ادرار در سلول استفاده کنند. سلول مانند چاه مستراح بوی تعفن میداد. فقط یک تخت دو طبقه در سلول بود که زندانیان تنها روی آن مینشستند. بخاطر کمبود فضا عده‌ای شبها و عده‌ای روزها میخوابیدند. ما را همیشه نیمه گرسنه نگاه میداشتند. ٢ سال اولی را که در زندان بودم غذای ما شامل کمی نان، کره، پنیر، خرما و چایی بود. از اواسط سال ١٩٨٣ سیب زمینی و برنج به غذای ما اضافه شد. در ٢ سال اول حق ملاقات نداشتیم. بخاطر تعداد عظیم دستگیری‌ها شرایط هرج و مرج بر زندانها غالب بود. زندانیانی وجود داشتند که بین ٣-٢ سال در زندان بودند اما هیچ ردی از آنان در دفاتر زندان نبود. در بسیاری مواقع، گاردها اسم زندانیانی را برای ملاقات صدا میکردند که اعدام شده بودند. دادگاهی وجود نداشت و زندانیان را ملاها خود در زندان محاکمه میکردند. ملاها بعد از خواندن جملاتی به عربی و پرسشی کوتاه در مورد اعتقادات اسلامی آنان، مجازات زندانی را به او ابلاغ میکردند.

به مدت ٤ سال و ٣ ماه مرا مرتباً در آن زندان شکنجه کردند تا به عضویت خود در گروههای سیاسی اعتراف کنم. بالأخره زمانی که دریافتند من هیچ وابستگی سازمانی ندارم در تاریخ ٢١/١١/١٣٦٤ مرا با ضمانت بمبلغ ٥٠٠ هزار تومان آزاد کردند.

بعد از رهاییم من رابطه‌ام را با گروهی از کارگران برقرار کردم. بدبختانه چند تن از کارگران این گروه دستگیر شدند و رژیم بار دیگر در صدد دستگیری من برآمد. این مسأله فقط چند ماه پس از آزادی من اتفاق افتاد. من یک ماه در شمال ایران مخفی شدم و سپس به پاکستان فرار کردم.

قبل از آمدن به انگلستان به مدت دو و نیم ماه در کراچی بودم. در حدود هشت هزار تن از پناهندگان ایرانی در پاکستان بودند. بیشتر آنان جوانانی بودند که بخاطر فرار از شرکت در جنگ ایران و عراق به پاکستان گریخته بودند. وضعیت پناهندگان ایرانی در پاکستان واقعاً دهشتبار است. ما هیچ امنیتی در پاکستان نداشتیم. جان ما دائماً از طرف ماموران رژیم ایران تهدید میشد. ما بطور دائم مورد تعقیب و آزار و اذیت و حمله این اوباشان بودیم. آنها حتی از سلاحهای سنگین برای حمله به محل سکونت پناهندگان استفاده میکردند. یکبار وقتی که ما یک نشست اعتراضی در مقابل دفتر سازمان ملل و در اعتراض به وضعیت اسفبار پناهندگان و عدم توجه سازمان ملل به مسائلمان داشتیم این اوباشان به ما حمله کردند. آنها بعضی از تظاهر کنندگان را دزدیدند. زمانی که من در پاکستان بودم یک از تن ایرانیان به قتل رسید. به هتل من چندین بار حمله کردند. زندگی برای پناهندگان ایرانی در پاکستان بهتر از ایران نبود. بوروکراسی پناهندگان را در شرایط مشکل و بلا حلی در پاکستان و ترکیه قرار میدهد. سازمان ملل تقاضای پناهندگی از پناهندگان را نمیپذیرد مگر اینکه آنها پس از ورود، خود را به پلیس محلی معرفی کنند. اما به محض این که پناهندگان خود را به پلیس معرفی کنند پلیس آنها را به جرم ورود غیر قانونی دستگیر میکند. پلیس میتواند آنها را بخاطر این جرم به ایران باز گرداند و یا زندانی کند. در چنین شرایط نامعقولی پناهندگان ممکن است هرگز نتوانند فرصت درخواست پناهندگی داشته باشند. این بی حرمتی واقعا عظیمی است.

با وجود اینکه من یکی از معدود افرادی بودم که از طرف سازمان ملل در پاکستان رسماً به پناهندگی پذیرفته شدم، اما تمام مدت در حال فرار و گریز بودم. ماموران رژیم ایران حتی به دفاتر سازمان ملل در پاکستان نیز نفوذ کرده بودند. بمحض اینکه پناهندگان آدرس خود را به مقامات سازمان ملل در پاکستان میدادند اماکن مسکونی آنان مورد حمله اوباشان قرار میگرفت. یک بار، فقط دو روز پس از این که آدرس هتل سکونت خود را به سازمان ملل دادم به آن هتل حمله شد. من توانستم که از طریق پشت بام فرار کنم اما اوباشان پسرم را دزدیدند و یک هفته او را نگه داشتند. بخاطر تبلیغات خصمانه و نامطلوب وسائل ارتباط جمعی در پاکستان، مردم پاکستان نظر بسیار نامساعدی نسبت به پناهندگان دارند. پناهندگان ایرانی در پاکستان از یک طرف مورد آزار و حمله پلیس و اوباشان و نفرت عمومی هستند و از طرف دیگر توسط شیادانی که وعده مدارک جعلی و ویزای کشورهای اروپایی را میدهند فریب خورده و دار و ندار خود را از دست میدهند. داستان تأسف‌بار و غم انگیزی است. من پناهندگان ایرانی بی چاره و نا امید بسیاری را در پاکستان دیدم.

از آنجا که ماندن در پاکستان برایم خطرناک بود و زندگیم در معرض تهدید بود تصمیم گرفتم که ریسک کنم و پاکستان را با پاسپورت کسی دیگر ترک کردم. من در ٢٤ آگوست سال ١٩٨٧ وارد لندن شدم و در فرودگاه تقاضای پناهندگی کردم. مرا به مدت ٤٨ ساعت بازداشت کردند و پس از تحقیقات آزاد شدم. وقتی که در بازداشت بودم مأمور از من سئوال کرد که چایی دلم میخواهد بخورم یا قهوه؟ چون فکر میکردم که دارد سربسرم میگذارد ساکت ماندم و فقط نگاهش کردم. لابد فکر کرد که به نوعی اختلال حواس دچارم. اما در واقع من مقصر نبودم تنها تصور من از بازداشتگاه، تجربه دهشتناکم از زندان های ایران بود. بنابراین من انتظار هیچ نوع رفتار انسانی را در حبس نداشتم. پس از دو ماه از ورودم من بطور رسمی به پناهنگی پذیرفته شدم. در حال حاضر در صدد سر و سامان دادن به وضع خود در این مملکت هستم. مشکل زبان، کمبود پول، عدم وجود خدمات مناسب و کافی برای پناهندگان از مشکلات عمده من از زمان ورودم به این مملکت هستند. تنها کمکی که تا به حال به من شده است از طرف دوستان ایرانیم در این مملکت بود.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

روزشماراعتراضات کارگری از اول تابیست ودوم بهمن ماه1395

روزشمارمبارزات کارگران در راه دست یابی مطالباتشان از اول تا بیست ودوم بهمن پس از38سال از سرنگونی رژیم سلطنتی پهلوی:

*2بهمن1395:

-راهپیمایی کارگران کارخانه هپکو درپانزدهمین روز اعتصاب در خیابان‌های اراک!

-تجمع اعتراضی کارکنان موسسه ثامن الحجج کرمان نسبت به بلاتکلیفی شغلی مقابل استانداری!

-تجمع اعتراضی کارگران کارخانه فولاد زرفام یزدنسبت به اخراج مقابل استانداری!

– تجمع کارگران سیمان دهلران دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی مقابل کارخانه!

– اعتراض رسانه ای کارگران شرکت کاوشگران نصر بافق نسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق ومطالباتشان!

*3بهمن1395:

-اخراج23کارگرمعترض شرکت آب و فاضلاب سازه های آبی بیرجند!

-ادامه اعتصاب،راهپیمایی وتجمع کارگران کارخانه هپکواراک!

-اعتصاب وتجمع اعتراضی رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی رشت دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق!

-تجمع کارگران شهرداری نی ریز در اعتراض به عدم پرداخت 4ماه حقوق مقابل اداره کار!

– تجمع اعتراضی بازنشستگان پیش از موعد مقابل مجلس برای چندمین بار!

-نامه سرگشاده اعتراضی کارگران مناطق آزاد تجاری خوزستان نسبت به اداره تامین اجتماعی خرمشهر!

-کارگران کارخانه پلی اکریل اصفهان:اظهارات استاندار اصفهان ضدکارگری است

-عدم پرداخت ماه ها حقوق کارگران مجتمع فولاد نطنز!

برخوردهای چکشی(از قبیل اخطار، تهدید به اخراج و حتی اخراج کارگران)درصورت اعتراض!

-لغو تجمع پرستاران به حرمت شهادت آتش نشانان

*4بهمن1395:

-تظاهرات همه روزه کارگران معترض کارخانه هپکو درسطح شهر اراک در راه دستیابی به مطالبات برحقشان!

-تجمع اعتراضی کارگران کارخانجات ریسندگی فرنخ و مه نخ نسبت به تعطیلی کارخانه وبیکارشدن مقابل استانداری قزوین!

-تجمع کارگران کاشی اصفهان دراعتراض به عدم پرداخت6ماه حقوق مقابل کارخانه!

-کارگران بیکار شده کارخانه فولاد زاگرس:به اوضاع نابسامان ذوب آهن کردستان رسیدگی کنید

-طومار فرهنگیان بازنشسته درادامه تجمعات اعتراضی برای احقاق حقوق برحقشان!

*5بهمن1395:

– تجمع کارگران کارخانه  ذوب آهن اردبیل دراعتراض به عدم پرداخت 2ماه حقوق مقابل استانداری!

-سومین روزاعتصاب کارکنان بیمارستان پیامبر اعظم قشم دراعتراض به عدم پرداخت8ماه حقوق ونداشتن قرادادکاری وبیمه!

*6بهمن1395:

-تجمع دوباره کارگران پالایشگاه نفت کرمانشاه دراعتراض به واگذاری به بخش خصوصی!

-تجمع  کارگران شهرداری شوشتر در اعتراض به تبدیل قرارداد هایشان ازمستقیم به پیمانی برای دومین روز متوالی!

-بیستمین روز اعتصاب کارگران کارخانه  سیمان مسجد سلیمان دراعتراض به بلتکلیفی معیشتی وشغلی!

-تجمع کارگران صنایع کاشی اصفهان دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق برای چهارمین روز متوالی!

– از سرگیری اعتراضات صدها کارگر مجتمع نیشکرهفت تپه نسبت به عدم پرداخت ماه حقوق ومطالباتشان!

-تجمع کارکنان موسسه ثامن الحجج دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی وبرای بازگشت بکار مقابل استانداری فارس!

*7بهمن1395:

-ادامه اعتصاب صدها کارگرکارخانه سیمان مسجدسلیمان در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات ونداشتن امنیت شغلی!

-دومین تجمع اعتراضی کارکنان بیکارشده موسسه ثامن‌الجج کرمان طی هفته جاری مقابل استانداری!

-اعتراض رسانه ای کارگران شرکت آبرسان زمزم گناباد نسبت به عدم پرداخت 9ماه حقوق!

تهدید به اخراج کارگران معترض!

-ادامه بلاتکلیفی معیشتی وشغل کارگران کنتورسازی و رسانور علیرغم وعده و وعیدهای مسئولان طرازاول استان قزوین!

*8بهمن1395:

-ادامه اعتراضات کارگران کارخانه هپکو در شهراراک!

کارگران معترض کارخانه هپکو:مردم اراک بی تفاوت نباشید!

*9بهمن1395:

-بیست وسومین روز اعتصاب کارگران کارخانه سیمان مسجد سلیمان!

-ادامه تجمعات اعتراضی کارکنان بیکارشده موسسه مالی ثامن الحجج درسراسرکشور،امروزدراستان های گیلان وآذربایجان غربی!

-تجمع اعتراضی کارگران کارخانه فیبر ایران نسبت به اخراج از کار وعدم پرداخت مطالباتشان مقابل ساختمان استانداری گیلان!

-سه هزارکارگر شرکت مخابرات زیرساخت خواهان حذف شرکت‌های پیمانکاری و عقد قرارداد مستقیم هستند!

*10بهمن1395:

-رسوایی شورای اسلامی کار کارخانه پلی اکریل اصفهان!

-بیست وچهار روز ازاعتصاب  کارگران کارخانه سیمان مسجد سلیمان گذشت!

اعتراض کارگران معترض کارخانه سیمان مسجد سلیمان نسبت به تشکل های دست ساز حکومتی!

-آغاز دور جدید اعتراضات کارگران  مجتمع نیشکر هفت تپه بدنبال توخالی در آمدن وعده کارفرما!

-تجمع اعتراضی کارگران کارخانه روغن نباتی جهان نسبت به اخراج از کار وعدم پرداخت ماه ها حقوق مقابل استانداری زنجان!

200کارگر این کارخانه اخراج شدند!

-تجمع کارگران بازنشسته کارخانجات  فرنخ ،ناز نخ ومه نخ قزوین مقابل استانداری قزوین!

-اعتصاب کارگران ورزشگاه نقش جهان دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق!

-تجمع کارگران شهرداری بندر امام دراعتراض به عدم پرداخت 5ماه حقوق!

تهدید کارگران معترض به اخراج از کار!

-اعتصاب وتجمع کارگران شهرداری تنگ ارم دراعتراض به عدم 4ماه حقوق و3ماه حق بیمه!

*11بهمن1395:

– بجای پرداخت حقوق معوقه 13کارگرمعترض سد سیمره اخراجشان کردند!!

-ادامه اعتراضات کارگران کارخانه هپکو،امروزتجمع مقابل استانداری استان مرکزی همزمان با سفرسخنگوی دولت!

– بیست وپنجمین روز اعتصاب کارگران کارخانه سیمان مسجد سلیمان!

-تجمع اعتراضی کارگران بیکارشده کارخانه روغن نباتی جهان مقابل استانداری زنجان برای سومین روزمتوالی!

کارگران بیکارشده کارخانه روغن نباتی جهان:همشهریان،کارگران روغن نباتی جهان را دریابید

-تجمع کارکنان بیکارشده موسسه مالی ثامن الحجج سراسرکشور مقابل بانک مرکزی!

-اعتراضات 3هزار کارگر مجتمع نیشکر هفت تپه یک هفته راپشت سرگذاشت!

-اعتصاب واعتراضات کارگران معدن زغال سنگ کرمان برای دست یابی به مطالبات پرداخت نشده!

-تجمع اعتراضی چند باره کارگران کارخانه ذوب آهن اردبیل مقابل استانداری همزمان با نشست خبری استاندار!-

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه ماشین سازی اراک نسبت به عدم پرداخت4ماه حقوق!

– کشیده شدن دامنه تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه کاشی نیلوبه سطح شهرنجف آباد!

-تجمع کارگران کارخانه  کاغذسازی نوظهور در اعتراض به اخراج وعدم پرداخت حقوق وحق بیمه!

-اعتراض کارگران شهرادری مشگین‌شهر نسبت به عدم پرداخت حقوقشان!

– اعتراض رسانه ای فروشندگان و انبارداران شرکت حیات‌گستر نسبت به اخراج از کار وعدم پرداخت مطالباتشان!

*12بهمن195:

-خودسوزی یک راننده معترض به شرایط کاری در سازمان اتوبوسرانی کرج!

-بیست وپنجمین روزاعتصاب کارگران هپکو با تجمع در کارخانه ادامه پیداکرد!

-صدها کارگر پست‌های فشار قوی برق برای باردیگر دراعتراض به عدم تبدیل وضعیت وهمسان سازی حقوق مقاب محلس اجتماع کردند!

-تجمع دامنه دار 500نفر از کارکنان اخراجی موسسه مالی  ثامن الحجج سراسر کشورمقابل مجلس!

-بیست وششمین روز اعتصاب کارگران کارخانه مسجد سلیمان برای پرداخت مطالبات وامنیت شغلی!

-تجمع اعتراضی ناظران کشاورزی نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل مجلس!

*13بهمن1395:

-تجمع خانوادگی آتش نشانان بخش خصوصی برای تبدیل وضعیت و همسان سازی حقوق مقابل استانداری خراسان رضوی!

-تجمع اعتراضی کارکنان بیکارشده موسسه مالی  ثامن الحجج در تهران سومین روز راپشت سرگذاشت!

-ادامه  تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه کاشی اصفهان نسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوقشان!

-پایان اعتراض چهار روزه کارگران نیشکر هفت تپه

*14بهمن1395:

– دردها و بغض های فروخورده پرستاران

– پایان موقتی تجمعات اعتراضی سه روزه کارکنان بیکارشده موسسه مالی ثامن‌الحجج درتهران بدلیل تعطیلی مجلس!

*15بهمن1395:

-تجمع کارگران اخراجی کارخانه بهنوش ایران برای بازگشت بکار مقابل فرمانداری گچساران!

-ادامه بلاتکلیفی 39کارگر اخراجی کارخانه سیمان دهلران برای بازگشت بکار ودریافت مطالباتشان!

*16بهمن1395:

– اعتراض گسترده و خشمگینانه کارگران نیشکر هفت تپه

-اعتصاب 3000کارگرمجتمع نیشکر هفت تپه برای یازدهمین روزمتوالی!

-اعتصاب کارگران کارخانه مسجد سلیمان دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان ونداشتن امنیت شغلی یک ماهه شد!

-افزایش تجمعات اعتراضی‌ پرستاران طی سال های گذشته!

-رسانه ای شدن اعتراض کارگران کارخانه آرد ونشاسته دنا یاسوج نسبت به واگذاری به بخش خصوصی!

*17بهمن1395:

-بدنبال مقاومت کارگران و در هم شکستن تلاش گارد ویژه شهرستان شوش برای ورود به شرکت نیشکر، کارفرما متعهد شد فردا صبح مطالبات کارگران را پرداخت کند

-صبح امروز 1500 نفر دیگر از کارگران نی بر شرکت نیشکر هفت تپه دست به اعتراض در مقابل کارخانه زدند + صورتجلسه توافق

-کارگران کارخانه هپکو باراهپیمایی در شهراراک یک ماه اعتصاب را پشت سرگذاشتند!

-اعتصاب وتجمع کارگران کارخانه نیک پارس مقابل استانداری قزوین!

-تجمع کارگران اخراجی دانشگاه جندی شاپور دزفول مقابل فرمانداری برای بازگشت بکار!

-باردیگر اعتراض کارگران معدن طزره رسانه ای شد!

*18بهمن1395:

– کارگران کارخانه سیمان مسجد سلیمان دردومین روزازماه دوم اعتصابشان تهدید به اخراج شدند!

-آغازماه دوم اعتصاب کارگران هپکو با برپایی تجمع درکارخانه!

– تجمع اعتراضی کارگران معدن طزره نسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوقشان!

-تجمع کارگران آبفا خوزستان دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل ساختمان شرکت آب و فاضلاب خوزستان!

*19بهمن1395:

-ادامه اعتصاب وتجمعات اعتراضی کارگران کارخانه هپکوبرای سی ودومین روزمتوالی!

-علیرغم سکوت خبری تجمعات اعتراضی کارگران مجتمع کشت و صنعت مهاباد67روزه شد!

-تجمع سراسری کارکنان بیکارشده موسسه مالی ثامن الحجج برای بازگشت بکار مقابل استانداری‌ها!

– ادامه تجمعات اعتراضی صدها کارگر معدن زغال سنگ طزره برای دومین روزمتوالی!

-اعتصاب موفقیت آمیز کارگران پتروشیمی سایت ۳ بوشهر

-تجمع اعتراضی کارگران شهرداری بجنورد مقابل فرمانداری بجنورد!

-تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه کاشی نیلوادامه دارد!

-ادامه تجمعات کارگران بیکارشده کارخانه ذوب‌آهن اردبیل برای بازگشت بکار وپرداخت مطالباتشان!

-اعتراض رسانه ای کارگران معدن گرانیت نسبت به عدم پرداخت5ماه حقوق!

-اعتراض کارگران جاده رامیان به شاهرود (شرکت مراغ) نسبت به عدم پرداخت یکسال حقوق رسانه ای شد!

*20بهمن1395:

-کارگران کارخانه هپکو درسی وسومین روزاعتصابشان درمقابل استانداری اجتماع کردند!

-اخذ تعهدنامه از کارگران شهرداری شوشتر برای توقف اعتراضاتشان نسبت به تهدید امنیت شغلی وعدم پرداخت حقوق وحق بیمه!

-نامه سرگشاده کارگران کارگران مجتمع کشت و صنعت مهاباد به وزیرکاردرشصت وهشتمین روز تجمعات اعتراضیشان!

-ادامه تجمعات اعتراضی کارگران کاشی نیلو نسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق ونداشتن امنیت شغلی مقابل کارخانه ودرشهر نجف آباد!

-اعتصاب وتجمع کارگران شهرداری پارس آباد دراعتراض به عدم پرداخت6ماه حقوق!

– تجمع اعتراضی کارگران بیکارشده کارخانه کنتورسازی مقابل سازمان بورس!

-تجمع  اعتراضی کارکنان بیکارشده موسسه مالی  ثامن الحجج کرمان مقابل دفتر نماینده مجلس!

*21بهمن1395:

-اعتصاب کارگران صنایع فولاد بندرعباس دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق!

بیست ودوم بهمن ماه1395

akhbarkargari2468@gmail.com