اخباروگزارشات کارگری25اسفند1395

admin   مارس 15, 2017   دیدگاه‌ها برای اخباروگزارشات کارگری25اسفند1395 بسته هستند

بایگانی

نمایش  امسال شورای عالی کارادامه دارد!

– بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون حداقل مزد سال آینده: حداقل مزد ماهیانه  930 هزار تومانی لکه ننگی است بر دامن دولت و نهادهای دست ساز کارگری

– صدور حکم نهایی7 کارگرمعترض معدن سنگ آهن  بافق!

– تجمع اعتراضی کارگران پیمانکاری ماشین سازی اراک نسبت به نداشتن قراردادو عدم پرداخت 3ماه حقوق!

– پایان اعتصاب چهاروزه کارگران شهرداری بروجرد بدنبال پرداخت یک ماه حقوق وعیدی!

– اتحاد کارگر،معلم،پرستار، ضرورت عینی جنبش کارگری!

– خودداری شرکت پیمانکاری رهاورد بهشتیان در پالایشگاه آبادان از تسویه حساب با کارگران

– عدم پرداخت3ماه حقوق کارگران معدن سنگ آهن بافق!

– تعدادی ازکارگران کشتارگاه یاسوج  دریک قدمی اخراج پس از واگذاری به بخش خصوصی!

– شالیکاران، کارگران بی‌«یاور»

– تجمع اعتراض‌آمیز 80 کشاورز فریدنی مقابل فرمانداری این شهرستان

– اقدام به خودکشی یکی از کارگران شرکت بهره برداری متروتهران!

– جان باختن یکی از از تکنسین‌های برقِ تونل انتقال آب  پیرانشهربراثربرق گرفتگی!

نمایش  امسال شورای عالی کارادامه دارد!

اخباروگزارشات کارگری-25اسفند1395:

نام نمایش:تعیین دستمزد سال1396 کارگران

بازیگران:

-علی ربیعی وزیرکار، محمدرضا نعمت زاده وزیرصنعت ،علی طیب نیا وزیر امور اقتصادی ونیره پیروزبخت رئیس سازمان ملی استانداردایران از طرف دولت

-حسین سلاح ورزی،جمال رازقی جهرمی ومرتضی رجبی ازطرف کارفرمایان

-احمدرضا معینی،علی خدایی وآیت اسدی(نمایندگان کانون عالی شوراهای اسلامی کار) بخوان نمایندگان دروغین کارگران.

پشت صحنه:

پیشاپیش بین نمایندگان دولت،کارفرمایان وعوامل کارگری دولت درباره دستمزد کارگران توافق صورت گرفته بود .نمایش برای چگونگی جا انداختن توافق صورت گرفته با توجه به شرایط ویژه امسال در دستوراجرا قرار گرفت.

اجرای نمایش درسه پرده:

سناریو نمایش امسال با توجه به سه ویژه گی زیر نوشته ودرسه پرده به اجرا درآمد:

1-افزایش نارضایتی بین کارگران،معلمان،پرستاران وبازنشستگان نسبت به سطح حقوق

2-نیاز به بزک کردن چهره دولت درآستانه  انتخابات رئیس جمهوری

3- کسب آبرو برای نمایندگان قلابی کارگران بعنوان سوپاپ(دریچه اطمینان) دولت برای سوارشدن بر موج نارضایتی ها

پرده اول:تعیین هزینه سبد معیشت خانواربمبلغ 2 میلیون و 489 هزارتومان

پرده دوم:تعیین دستمزد سال 1396کارگران 5/14درصدبرای حداقل بگیران و12درصد برای سطوح دیگر

پرده سوم:ازآنجاکه ارتباطی بین دوپرده اول و ودوم  نمایش وجود ندارد.مسئولیت این ارتباط در پرده سوم بعهده  نمایندگان تشکل های کارگری وابسته حکومتی از جمله علی خدایی عضو هیئت مدیره شوراهای اسلامی کار تهران عضوهیئت مدیره کانونعالی شوراهای اسلامی کار‌سراسرکشور عضوشورایعالی‌کار مسئول کارگروه مزد شوراهای اسلامی کار کشور، اولیا علی بیگی رئیس هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار ، فرامرز توفیقی مشاور مجمع عالی نمایندگان کارگران  ایران و…. واگذار شد تا نمایش ادامه داشته باشد.(رجوع شود به سخنان امروزشان درهمین رابطه)

بازهم دست افرادی که روی نمایندگان دروغین کارگران حساب باز کرده بودند درحنا ماند!

اما دربین پرده اول ودوم نمایش امسال برای باری دیگرافرادی به جنب وجوش افتادند و از نمایندگان قلابی کارگران خواستند روی هزینه سبد معیشت خانوار ی که تعیین کرده اند پافشاری کنند وکوتاه نیایند.

نمایندگان قلابی کارگران دست دردست دولت وکارفرمایان دستمزدسال 1396کارگران را همچون سال های پیش کمتر از یک چهارم زیر خط فقر تعیین کردند وبازدست این افراد رادرحنا گذاشتند.

بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون حداقل مزد سال آینده: حداقل مزد ماهیانه  930 هزار تومانی لکه ننگی است بر دامن دولت و نهادهای دست ساز کارگری

پس از چند ماه خیمه شب بازی و همکاری نهادهای ضد کارگری با دولت و کارفرمایان برای تحمیل حداقل مزد چندین برابر زیر خط فقر به طبقه کارگر ایران، صبح امروز حداقل مزد 930 هزار تومانی به امضای طرفین رسید و یکبار دیگر سالی پر از رنج و مشقت برای میلیونها خانواده کارگری رقم خورد.

تعیین چنین مزد خفت باری از سوی شورایعالی کار و امضای آن توسط نماینده های دست ساز کارگری چیزی نبود که بر ما کارگران پوشیده باشد. چرا که دهه هاست با بکارگیری چند ماشین امضا به نام نماینده کارگر به جای نماینده های واقعی ما کارگران در نهادی به نام شورایعالی کار، چنین وضعیتی جاری است و سال  به سال فقر و فلاکتی روز افزون بر میلیونها خانواده کارگری تحمیل میشود.

 

با این حال امسال، نهادهای ضد کارگری همچون کانون عالی شوراهای اسلامی و دیگر نهادهای دست ساز، تحت فشار جنبش کارگری  ایران، چهره های کمتر شناخته شده ای را به معرکه مسائل کارگری و تعیین حداقل مزد وارد کردند و آنان با اعلام سبد هزینه دو میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تومانی و تبلیغات ریاکارانه بر روی آن، دست آخر با گذاشتن امضایشان بر پای حداقل مزد 930 هزار تومانی، چشم در چشم میلیونها خانواده کارگری به آنان اعلام کردند فقر و گرسنگی بی پایان، تنها سهم 50 میلیون نفر انسان در این مملکت از زندگی است.

کارگران و همکاران در سراسر کشور

هیچکس به اندازه خود ما کارگران نمیداند که حداقل مزد 930 هزار تومانی یعنی چه؟ تعیین چنین مزدی یعنی له شدن و لگد مال شدن  شان و منزلت ما کارگران، یعنی محروم شدن بیش از پیش فرزندان خردسال ما از تحصیل و رانده شدن صدها هزار کودک به خیابانها برای شیشه پاک کنی و دستفروشی و تکدی گری، یعنی خودکشی بیشتر و بیشتر ما کارگران بدلیل درماندگی از گذران زندگی، یعنی طولانی تر شدن صف کلیه فروشی، یعنی گسترش پدیده گور خوابی و کارتن خوابی، یعنی فروپاشی بیش از پیش خانواده های ما و از دست رفتن دختران  و پسران جوان مان  و تباه شدن زندگی آنان،  یعنی مرگ از گرسنگی و تن فروشی گسترده تر زنان و یعنی نابودی آخرین ذره های انسانیت.

از طرف دیگر هیچکس نیز به اندازه خود ما نمی تواند مبشر پایان دادن به این همه فلاکت و بدبختی باشد. همه ما بهتر از هر کسی میدانیم که تنها چیزی که در این مملکت وجود ندارد احساس مسئولیت دولتها در قبال زندگی و هستی ماست. اینرا ما هر روزه با پوست و گوشت خود در مراکز تولیدی و صنعتی  لمس میکنیم و میدانیم که حتی آنجا که همین دستمزد چندین برابر زیر خط فقر ما را نیز نمی پردازند و ما بناچار دست به اعتراض میزنیم از استاندار و شورای تامین و نیروی انتظامی و گارد ویژه همگی در مقابل ما صف میکشند و با تهدید و ارعاب از ما میخواهند تا صدایمان در نیاید. این آن چیزی است که از برنامه و قانون برای اداره زندگی و بودن و زیستن ما کارگران در این مملکت وجود دارد.

به همین دلیل ساده و با توجه به تعیین حداقل مزد 930 هزار تومانی به مثابه تحمیل قطعی فقر و گرسنگی روز افزون تر بر ما کارگران و خانواده هایمان در سال 1396، دیگر نباید به امید چیزی جز اعتراض و نیروی متحد خودمان برای خلاصی از وضعیت مشقت بار موجود بنشینیم. باید در جای جای کشور و به عنوان امری بسیار حیاتی، دستهایمان را در دست همدیگر بگذاریم و در ابعادی سراسری با خواست رهائی از فقر و فلاکت، نیروی به هم پیوسته خود را به جنبشی عظیم تبدیل کنیم و متحد و همراه با بازنشستگان و معلمان، گامهای تعیین کننده ای را برای پایان دادن به مصائب موجود برداریم. این یگانه راهی است که در سال آینده پیش روی ما کارگران قرار دارد و لاغیر.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 25 اسفند ماه سال 1395

صدور حکم نهایی7 کارگرمعترض معدن سنگ آهن  بافق!

جداری فروغی با اعلام خبر صدور حکم تجدیدنظر کارگران معدن سنگ آهن بافق گفت: در حکم نهایی، شلاق حذف شده است.

به گزارش25اسفندایلنا،محمدعلی جداری فروغی، وکیل جمعی از کارگران معدن سنگ آهن مرکزی بافق گفت: امروز (25 اسفند) حکم دادگاه 7 نفر از کارگران معدن سنگ آهن بافق از طرف شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان یزد ابلاغ شد.

وی افزود: در دادنامه صادره بدوی، حکم صادره، 7 ماه حبس و 30 ضربه شلاق بود که برای مدت 5 سال تعلیق شده بود، اما در دادنامه تجدیدنظر مدت تعلیق به سه سال تقلیل یافته و 30 ضربه شلاق به یک میلیون تومان جریمه نقدی برای هرکدام از هفت نفر تبدیل شده‌است.

این وکیل دادگستری در انتها تصریح کرد: از نظر من در پرونده دلایلی مبنی بر محکومیت کارگران وجود نداشت، ولی علیرغم این مساله، تقلیل مدت تعلیق حکم و نیز تبدیل شلاق به جریمه نقدی، تغییرات مثبتی است که اتفاق افتاده‌است.

تجمع اعتراضی کارگران پیمانکاری ماشین سازی اراک نسبت به نداشتن قراردادو عدم پرداخت 3ماه حقوق!

روزگذشته 24اسفند، کارگران پیمانکاری جوشکاری ماشین سازی اراک دراعتراض به نداشتن قراردادو عدم پرداخت 3ماه حقوق دست به تجمع زدند.

به گزارش25اسفندایلنا،کارگران اظهار داشتند: در مراجعات مکرری که با مسئولان ماشین سازی داشتیم آنها توجهی به مشکلات ما نکردند و پیمانکار نیز با بیان اینکه صورتحساب ارائه شده به کارفرما هنوز پرداخت نشده قول مساعد داد که به محض پرداخت با کارگران نیز تسویه حساب صورت خواهد گرفت.

آنها ادامه دادند: به دلیل نداشتن قرارداد ما حتی از دریافت عیدی و سنوات و پاداش نیز محرومیم و این امر مشکلات عدیده ای را جهت گذران معیشت و گذران زندگی (خرید شب عید، بیمه ماشین و… ) خانواده هایمان فراهم آورده است.

همچنین کارگران اعلام کردند، در مراجعه به اداره کار نیز کمکی به ما نشد و به این ترتیب ما شاهد تحمل زورگویی های کارفرما هستیم؛ نمایندگان کارگران نیز تهدید به گفتگو نکردن با رسانه ها شده است.

وی افزود: طی چند روز گذشته شاهد آن بودیم که به کارکنان شرکت آجیل و شیرینی و تنقالات اهدا شده بود و ما در کمال ناباوری منتظر پرداخت معوقات حداقلی مزد خود هستیم.

پایان اعتصاب چهاروزه کارگران شهرداری بروجرد بدنبال پرداخت یک ماه حقوق وعیدی!

اخباروگزارشات کارگری:کارگران شهرداری بروجرد دراعتراض به عدم پرداخت6ماه حقوق وعیدی چهار روز دست از کار کشیدند.سرانجام پس از چهار روز یک ماه حقوق معوقه و عیدی به حساب آنها پرداخت شد.

به گزارش منابع خبری محلی،رئیس شورای شهر بروجرد گفت: عیدی و یک ماه حقوق برای کارگران خدمات شهری و عمران شهرداری بروجرد واریز شد.

محمد رضا معظمی رئیس شورای شهر بروجرد گفت: عیدی به همراه یک ماه حقوق معوقه کارگران شهرداری بروجرد به حساب کارگران واریز شده تا بخشی از مشکلات آنها حل شود.

وی اضافه کرد: حدودا به حساب هر کارگر چهار میلیون تومان واریز شد و به زودی از درآمدهایی که داریم برای بخش دیگری از حقوق های معوقه پرداخت می شود.

به گفته وی 900 میلیون از ارزش افزوده و 600 میلیون درآمد از بخشی دیگر وجود دارد که با برنامه ریزی این مبلغ به جای بخشی از معوقات کارگران شهرداری واریز می شود.

اتحاد کارگر،معلم،پرستار، ضرورت عینی جنبش کارگری!

نویسنده: رحمان گلچهره

اتحاد نیروی کارمزدی در مبارزه وتلاش برای افزایش دستمزد وبهبود سطح معیشت،نه تنها کارگر، معلم وپرستار،که زنان خانه دار و در کل تمام  خانواده های این نیروی گسترده طبقاتی را هم اکنون به یک ضرورت عینی در حال جریان تبدیل نموده است.

روند دائمی تقسیمات اجتماعی کار در گرایش همیشگی اش به سمت گستردگی، وبه لحاظ رشد تکنولوژی وافزایش  بارآوری کار، نه تنها تنوع در پروسه اجتماعی تولید محصول را ممکن ساخته ، بلکه طبقه کارگررا هم بمثابه یک نیروی اجتماعی رو به گسترش و درهم تنیده با همان تنوعات شغلی ، با شکستن تمام قیود و سنن گذشته به جلو رانده است.

این روند دائمی،عرصه های سودآوری در قلمرو اقتصادسرمایه داری را بیش از هر زمان ،متنوع تر ودرعین حال آنچنان با هم مرتبط و ضروری می سازد، که خارج ساختن هر یک از این عرصه های فعالیت از ریل قلمرو اقتصاد موجود عملا” فرآیند تولید کالایی و انباشت سرمایه وسود را مختل ودر یک روند پایدارتر،بطور قطع متوقف خواهد کرد.

اگر آموزش های «ملاء مکتبی» و شفاخانه های «حکیم باشی» بخش جدائی ناپذیر از پروسه مناسبات ارباب رعیتی دنیای کهن بود، در مناسبات سرمایه داری موجود،سامان دهی آموزش وپرورش و پزشکی نوین قطعا”، اجزاء مرتبط ودر عین حال عرصه های اساسی به کار گیری کار مزدی در قلمرو اقتصاد تولیدی سرمایه داری معاصر است.

سامان دهی آموزش و پرورش در شرایط نظام اقتصاد کنونی، بعنوان رکن پایه ای آماده سازی و ایجاد مهارت و دانش مرتبط با نیاز درعرصه های گوناگون مناسبات سرمایه داری بطور کل، وبه موازات آن بهداشت وطب نوین ،حلقه واسطی بمثابه پرستاری ومراقبت از امکان سازی دائمی بقاء وسرپا نگهداشتن نیروی کارمزدی بعنوان پایه ای ترین نیروی جاندار سودآور و جامعه بطور کل، برای حفظ وتداوم مناسبات اقتصادی موجود است.

در نتیجه نبود هر یک از این حلقه های مرتبط با فرآیند تولید کالائی،اقتصاد سرمایه داری را ولزوما” هر اقتصاد اجتماعی را به سمت فروپاشی سوق خواهد داد.درست با همان نتایج، که اگر حمل ونقل بعنوان کار غیر مولد متوقف گردد.

در مناسبات سرمایه داری حاکم در ایران،این نیروی کارمزدی گسترده اجتماعی ودر عین حال متنوع ، تا بدانجا که برای استثمار وانباشت سرمایه وحفظ بقاء و موجویت حاکمیت سرمایه داری باشد،لزوما” باید اجتماعی، یکپارچه و در هم تنیده وخارج از هر گونه تمایز صنفی کار کند.و این برای بقاء وتداوم مناسبات سرمایه داری ونمایندگانشان در تمام نهادهای اعمال قدرت طبقاتی شان،کاملا” سودآور  و«خیر» است.

ولی آنجا که این نیروی کارمزدی بخواهد بعنوان یک طبقه اجتماعی ودر قالب سراسری ومتشکل متناسب با نقش اجتماعی اش در اقتصاد موجود، درکشمکش کار وسرمایه برای بهبود معیشت و سهم خواهی از تمام نعماتی که خود اجتماعا” خلق نموده است قد علم نماید، پیوستگی واتحاد عمل مشترک این نیروی کار مزدی،برای سرمایه داری حاکم بر ایران کاملا” شر است.

تزریق دائمی وارونگی از تعاریف تنوع کارمزدی وتاکید بر منافع جداگانه آنها بستری برای شکاف در نیروی طبقاتی کار مزدی بمثابه یک طبقه اجتماعی با سرنوشتی یکسان، ابزاری کارآمد در دست نظام سرمایه داری موجود برای تعرض به معیشت طبقه کارگر و جامعه ایران بطور کلی ست.

چراعلیرغم درهم آمیختگی وارتباط جدا نشدنی نیروی کار، اختلاف منافع وجداکردن بخشهای مختلف کارمزدی درسیاست حاکم تعریف و تبلیغ میشود؟

چون تقسیم واقعی اجتماعی کار، با یک روایت غیر واقعی ، هم امکان بسترسازی کسب سود، وهم سهولت تعرض دائمی به سطح معیشت نیروی کارمزدی بمثابه یک طبقه اجتماعی  درشکل انشقاق طبقاتی مصنوعا” ایجاد شده را، ممکن تر میسازد.

اما ازنگاه منافع عمومی طبقه کارگر، اتحاد بین کارگران و معلمان و پرستاران و سایر عرصه های مرتبط با زنجیره تولید اجتماعی، نه یک تمایل اخلاقی یا صرفا”سیاست پروپاگاندی برای تهییج وبسیج هرچه بیشتر نیرو، بلکه یک ضرورت عینی وهم سرنوشتی مشترک است که رشد سرمایه بمثابه گورکن خود در پروسه تولید اجتماعی بوجودآورده است.

اگر سرمایه داری بطورعموم، قبل از کمون پاریس وقبل از قدرت گیری کارگران در ۱۹۱۷ با تردید به توان طبقاتی کارگران در کشمکش کار با سرمایه نگاه میکرد،قطعا”پس از آن دیگر در قرن ۲۱میداند چه غولی را از خواب بیدار کرده است.

البته این یک وجه از یک جدال چند وجهی ست. این کشمکش سوی دیگری هم دارد. به اینکه علیرغم چندین دهه تعرض سرمایه داری به مزد و معیشت نیروی کارمزدی در ایران وتحمیل فقر و مشقت بر  زندگی شان،که بموازات سرکوب و قشون کشی عریان ممکن گشته است،این دیگر فرض  و دستاورد جنبش مبارزاتی نیروی کار مزدی ست ،که نه تنها به شرایط زیست موجودش تمکین نکرده است، بلکه از چنان توانائی و پتانسیلی  برخوردار گشته است که قادر است در سرانجام  این کشمکش جهانی را شگفت زده نماید.

اگر چه نیروی کارمزدی به بهای فقرواستثمار دریافته ست، که تعرض سرمایه به مزد ومعیشت هر بخش و لایه از این طبقه عظیم اجتماعی ،تعرضی علیه کارگر بطور کل وجامعه خواهد بود، اما این را نیز آموخته است که پیشروی هر بخش از این نیروی اجتماعی در ارتقاء معیشتش، نه تنها کل نیروی کارمزدی، که جامعه را به جلو رانده و در سطح بالاتری از رفاه قرار خواهد داد.

دیگر نه تنها اتحاد کارگر،معلم، پرستارعلیه نظم موجود سرمایه یک امر ضروری وجاری ست، که هم اکنون حضوراعضای خانواده ها در جنبشهای اعتراضی  برای کسب مطالبات و ارتقاء معیشت وزندگی شان ، به یک وزنه تعیین کننده و تاثیر گذار تبدیل گشته است. دیگر خانواده  نیروی کارمزدی خود را بخشی طلبکارانه از نیروی اجتماعی درگیر درکشمکش کار وسرمایه میداند. این حضور نه ازسراستدلال وآگاهی، بلکه ازسر شرایط عینی زندگی و نیازواقعی ست.

حضور متحدانه و مشترک بخشهای مختلف نیروی کارمزدی  بمثابه یک طبقه اجتماعی در تقابل و جدال جاری، امری عینی ست!

رحمان گلچهره

25 اسفند 95

خودداری شرکت پیمانکاری رهاورد بهشتیان در پالایشگاه آبادان از تسویه حساب با کارگران

اتحادیه آزاد کارگران ایران: بدنبال انتشار گزارشی از عدم پرداخت مطالبات کارگران شرکت پیمانکاری رهاورد بهشتیان در سایت اتحاد و اعتراض کارگران این شرکت برای دریافت مطالباتشان(عیدی و پاداش و سنوات و مانده مرخصی دوساله و سه ماه حق مسکن و حق اولاد سوم و چهارم که طبق قانون مصوب شده است )، امروز چهار  شنبه 25 اسفند ماه 95، مسئولین این شرکت مبلغ یک میلیون و هشتصد هزار تومان بطور یکسان به همه کارگران پرداخت کرد اما همچنان از تسویه حساب با آنان خودداری و اینکار را به اردیبهشت ماه سال آینده موکول نمود.

شرکت پیمانکاری رهاورد بهشتیان یکی از شرکتهای مستقر در پالایشگاه آبادان است که کارگران آن از 15 بهمن ماه به این سو تحت پوشش شرکت پیمانکاری یگانه نورد صنعت خوزستان قرار گرفته اند و این شرکت علیرغم  تسویه حساب با کارفرمای اصلی و ترک پالایشگاه همچنان از پرداخت معوقات کارگران خودداری می نماید و امروز با این بهانه که حساب و کتاب وقت گیر است و این طرف سال نمیشود همه مطالبات کارگران را محاسبه و پرداخت نمود، اقدام به پرداخت یک میلیون هشتصد هزار تومان بصورت علی الحساب به آنان کرده است. این بهانه گیری برای خرید زمان و از این طریق ایجاد ابهام در میزان مطالبات کارگران در حالی صورت میگیرد که این شرکت از یک ماه و نیم پیش قراردادش با پالایشگاه آبادان اتمام و دیگر در آنجا حضور ندارد.

لازم به یادآوری است طبق ماده 13 قانون کار، پالایشگاه آبادان به عنوان کارفرمای اصلی وظیفه پرداخت مطالبات کارگران را در صورت عدم پرداخت مطالبات آن از سوی شرکتهای پیمانکاری بر عهده دارد اما مسئولین این پالایشگاه در اقدامی همسو با شرکتهای پیمانکاری نه تنها این وظیفه قانونی خود را به جا نمیاورد بلکه نسبت به عدم عقد قرارداد در اول کار از سوی شرکتهای پیمانکاری با کارگران نیز با این شرکتها همسوئی میکند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 25 اسفند ماه 1395

عدم پرداخت3ماه حقوق کارگران معدن سنگ آهن بافق!

خبرکوتاه:حقوق کارگران معدن سنگ آهن بافق 3ماه است که پرداخت نشده است.

تعدادی ازکارگران کشتارگاه یاسوج  دریک قدمی اخراج پس از واگذاری به بخش خصوصی!

رییس جدید کشتارگاه صنعتی یاسوج در اقدامی جالب و از پیش تعیین شده تعدادی از نیروهای با سابقه ای قریب به 20 سال خدمت خود را تهدید به اخرج کرده و گفته است که در سال جدید دیگر به شما نیازی نداریم.

به گزارش منابع خبری محلی،تعداد 11 نفر از نیروهای کشنارگاه صنعتی دام یاسوج نسبت به شرکت پشتیبانی امور دام یاسوج و این کشتار گاه اعتراض دارند.

این 11 نفر که از نیروهای با سابقه بالای 20 سال هستند مورد تهدید رییس جدید کشتارگاه صنعتی یاسوج قرار گرفته اند و به آنها گفته شده که تنها تا اخر این ماه با شما قرار داد داریم.

محمد شفیع دامیده یکی از این کارگران گفت: ما11 نفر از سال 92 به عنوان نیروی نگهبان و یک نفر به عنوان دامپزشک  در قالب نیروی شرکتی با قرار معین و حقوق و عیدی کارمندی مشغول به کار بودیم.

وی ادامه داد: اما با واگذاری کشتارگاه صنعتی یاسوج در اسفند ماه سالجاری ما 12 نفر را از شرکت جدا و به بخش خصوصی فروختند و شخصی که کشتارگاه صنعتی به او واگذار شده است از هم اکنون اعلا کرده که در سال جدید نیازی به شما ندارم این درحالی است که کسانی که شرایطی مثل ما داشته اند و سابقه کمتر اما به عنوان نیروی دولت در شرکت پشتیبانی امور دام به کار گرفته شده اند.

دامیده عنوان کرد: از سال 73 تا کنون مشغول به کار بودیم در سال 92 نامه ای به دیوان عدالت عالی نوشتیم که ما را از زیر نظر شرکت های خصوصی دربیاورند که زیر نظر پشتیبانی اموردام باشیم  و نتیجه این شکایت این شد که شرکت پشتیبانی ملزم شد با ما  قرار داد مستقیم و سالانه ببندند این قرار داد سالانه تمدید می شد.

وی ادامه داد: در دی ماه سالجاری اعلام کردند که کشتارگاه را به بخش خصوصی واگذار کنند که بعد از این اتفاق افرادی که شرایطی مثل ما داشتند را به کار گرفتند اما ما 12 نفر هم را به بخش خصوصی فروختند اعتراض کردیم که ما نیروی پشتیبانی هستیم چرا نیروی خدماتی را پذیرفتید اما ما که سابقه کاری بیشتری داریم و زیر نظر پشتیبانی هستیم که در جواب اعتراض ما گفتند کار آنها ادارای بوده و کار شما حراستی که این قابل قبول نیست و پارتی بازی کرده اند.

دامیده عنوان کرد: لاهوتی مدیرعامل پشتیبانی امور دام است که مدت ها به دنبال واگذاری این شرکت بود تا اینکه سرانجام به بخش خصوصی واگذار کرد و حتی محسن نیکزاد صاحب جدید کشتارگاه رو در رو به لاهوتی گفت که من به هر شکلی که بخواهم با این 12 نفر کار می کنم اما ما که 23 سال در آنجا کار کرده ایم چرا باید اینگونه برخورد کنند.

نیکزاد در همان جلسه که با لاهوتی داشت گفت هر کس را بخواهم به کار می گیرم و هر کس را نخواهم به کار نمی گیرم.

لاهوتی بعد از اعتراض زیاد ما چند نفر گفت من تنها می توانم رو بندازم که شما را اخراج نکند در حالی که خودش ما را اخراج کرد و حالا گفته رو میزنم این فرد اخراجتان نکند باید گفت پس چرا خودت اخراج کردی.

وی عنوان کرد : ما 12 نفر هستیم که هر پنج نفرمان بیش از 20 سال سابقه کار داریم یعنی از زمان کلنگ زنی کشتارگاه ما بوده ایم و بقیه نیز بیشتر از 15 سال سابقه کار دارند که با این سوابق کاری اینگونه با ما رفتار کرده اند.

دامیده اظهار کرد: یکی از ما برادر شهید است و دو نفر جانباز و بقیه بسیچی هستند که دارند اینگونه بر خوردمی کنند.

وی ادامه داد: بعد از واگذاری کشتارگاه که ما چند نفر را نیز فروخته بودند به ما گفتند که شما مشکلی ندارید و تا پنج سال می توانید ادامه دهید بعد گفتند تا یک سال و حالا نیز می گویند که تا پایان قرار دادتان که 29 اسفند است می توانید بمانید و ادامه قرار داد در دست نیکزد است که ما را به کار بگیرد یا نه.

دامیده گفت: سال 92 که شکایت امور پشتیبانی دام استان را کردیم گفتند که تلافی می کنند و این کار را کردند و با بریدن نان زن و بچه مان تلافی کردند.

شالیکاران، کارگران بی‌«یاور»

شال‌هاي محلي را محکم دور کمرشان مي‌بندند؛ موقع کار بايد سه تا چهار ساعت با کمرهاي خميده توي آب باشند، شال‌ها کمک مي‌کند تا کمردرد را کمتر احساس کنند. بعد از چند ساعت کار براي خوردن چاي و غذا به کنار زمين مي‌روند. توي آب، قصه زندگي هم را تعريف مي‌کنند. گاهي با صداي بلند مي‌خندند و گاهي با سرهاي رو به‌ آب، بغضشان را فرو مي‌خورند. شاليکاري در ايران با نام زنان گره خورده و شالیزارهای شمال کشور پر است از زناني که از جواني شاليکاري کرده‌اند. زنان بهتر و سريع‌تر از مردان کار مي‌کنند، براي همين است که صاحبان زمين ترجيح مي‌دهند کارگران زمينشان زن باشند تا مرد.

اینجا به کارگر، نام «یاور» می‌دهند. صاحب زمین و شالیکاران همدیگر را یاور صدا می‌زنند. این نام از روزهایی که روستاییان کارگر نمی‌گرفتند و برای شالیکاری از همسایه‌ها و خانواده کمک می‌گرفتند به یادگار مانده. روماتيسم، درد‌هاي مفصلي و تب شاليزار که هریک از آنها حداقل يک‌بار توي زندگي آن را تجربه کرده‌اند، از دردهايي است که شاليکاري براي اين زنان به ارمغان مي‌آورد. فرنگيس‌خانم، يکي از زنان شاليکار گيلاني مي‌گويد: «همه ما از جواني شاليکاري مي‌کنيم. تا وقتي هم توان راه رفتن داريم، مجبور هستيم همين کار را ادامه دهيم. عمر کار ما خيلي کم است.» زنان شاليکار در دوران کار به بيماري‌هاي زيادي مبتلا مي‌شوند. فرنگيس بابايي مي‌گويد: «شاليکاري، يعني بيماري. هرکدام از ما از يک جايي به بعد، نيمي از درآمدمان را خرج دوا و درمان مي‌کنيم. بيمه نداريم و براي درمان يک سرما‌خوردگي ساده هم باید هزينه زيادي بدهيم.» هزينه درمان زنان شاليکار، آن‌قدر زياد است که بسياري از آنها پس از ابتلا به اين بيماري‌ها به جاي مراجعه به پزشک، خود‌درماني را آغاز مي‌کنند. «خود‌درماني بعضي وقت‌ها جواب مي‌دهد اما هميشه نه. همين چند سال پيش، معصومه‌خانم تب شاليزار گرفت، آن‌قدر نرفت دکتر که با همان درد مرد».

فرنگيس بابايي، شاليکاري را از 15 سال پيش در رودسر شروع کرده، از همان روزها در زمين ديگران کار مي‌کرده و حالا هم هنوز همان وضعيت را دارد. او مي‌گويد: «از روزهاي اولي که شاليکاري را شروع کردم، مي‌دانستم عاقبتش همين است؛ درد هزار تا هست و درمان يکي نيست. شوهرم چند سال پيش از‌کارافتاده شد و نشست توي خانه، هفت بچه دارم که مجبورم به تنهايي خرج تحصيلشان را بدهم. به ‌خدا سيرکردن شکمشان هم سخت است، چه برسد به اينکه هزينه مدرسه و تحصيل هم بدهم.» فرنگيس خانم مي‌گويد چند سالي است که از طرف پسرش که او هم کارگري مي‌کند، بيمه تأمين‌اجتماعي شده، چند دفترچه بيمه درماني دارند که هر وقت مريض مي‌شوند، هزينه دارو و درمانشان کمتر از بقيه است. از حقوق اما خبري نيست، فقط پسرش مي‌تواند حقوق بگيرد که او هم بعيد است بتواند در چند سال آينده حق بيمه را پرداخت کند. «شوهرم که ازکارافتاده است، هيچ‌وقت هم بيمه نبوده که حالا حقوق بگيرد، ما هم مي‌توانيم بيمه شويم اما توانايي پرداخت حق بيمه را ندارم.» او از شرايط سخت و طاقت‌فرساي شاليکاري مي‌گويد: «هر روز صبح اول وقت مي‌رويم سر زمين، از همه زنان کارگر سني گذشته، جوان‌ها ديگر وارد اين کار نمي‌شوند، ما را مي‌بينند و مي‌دانند عاقبتشان چيست. هر کداممان يک‌جور دردي داريم، رماتيسم و آرتروز بين همه مشترک است. به‌خاطر گل و آب سرد رماتيسم مي‌گيريم. چند ساعت بايد توي آب سرد کار کنيم. هوا هم که گرم مي‌شود، تب شاليزار مي‌آيد. عفونت، آدم را از پا مي‌اندازد. اگر دوا و درمان نکنيم، خدا مي‌داند چه بلايي به سرمان مي‌آيد.» زنان شاليکار، معمولا روي زمين ديگران کار مي‌کنند؛ آن‌طور‌که فرنگيس خانم مي‌گويد: «صاحبان زمين معمولا خودشان کار نمي‌کنند و کارگر مي‌گيرند. کارگران روزانه 50 هزار تومان دستمزد مي‌گيرند، آن‌هم نه در تمام ايام سال بلکه تنها در ماه‌هاي کاشت، داشت و برداشت. هر زمين‌دار، کارگرانش را براي هر سه‌مرحله به خدمت مي‌گيرد. دستمزد‌ها، گاهي روزانه و گاهي هرچند ماه يک‌بار از سوي کارفرما پرداخت مي‌شود.

براساس آنچه فرنگيس بابايي، شاليکار رودسري مي‌گويد، شاليزارها در شمال کشور ديگر به شيوه سنتي گذشته اداره نمي‌شوند. صاحبان زمين از خانواده و همسايه براي شاليکاري کمک نمي‌گيرند و ترجيح مي‌دهند کارگراني را براي اين کار استخدام کنند. برخي از زمين‌داران، حتي ساکن منطقه نيستند و استخدام کارگر را هم به معتمدان خود در روستا سپرده‌اند. اين درحالي است که يکي از دلايل سازمان تأمين اجتماعي براي قرارندادن شاليکاران در ليست بيمه‌شدگان، نداشتن کارفرماست و باوجوداين، صاحبان زمين را موظف به پرداخت حق بيمه کارگران  نمي‌کند.

محسن ايزدخواه، کارشناس سازمان تأمين اجتماعي، درباره بيمه کشاورزان از طريق صندوق بيمه اجتماعي روستاييان و عشاير مي‌گويد: «سازمان تأمين اجتماعي، خود را موظف به بيمه کشاورزان نمي‌داند. شاليکاران با وجود اينکه در دسته کارگران فصلي هم قرار مي‌گيرند اما بازهم تحت پوشش بيمه‌اي سازمان تأمين اجتماعي قرار نگرفته‌اند. مسئوليت بيمه کشاورزان با صندوق بيمه روستاييان و عشاير است که متأسفانه اين صندوق نيز دربرابر کشاورزان، خود را مسئول نمي‌داند».

او درباره مشکلاتي که بر سر راه بيمه کشاورزان قرار دارد، مي‌گويد: «يکي از مهم‌ترين معضلات در اين بخش، اطلاع‌رساني است. بسياري از کشاورزان تمايل به بيمه‌شدن دارند اما صندوق بيمه روستاييان در اين چند سال آن‌قدر ضعيف عمل کرده که روستاييان اطلاعات کافي ندارند. علاوه‌براين، باورهاي سنتي در ميان روستاييان ما هم باعث شده تا کمتر اهميت بيمه را درک کنند.» ايزدخواه درباره بيمه‌نشدن کارگران شاليکار و ديگر کشاورزاني که در زمين کارفرما کار مي‌کنند، مي‌گويد: «در‌اين‌زمينه خلأهاي قانوني وجود دارد و چون کارفرما، قراردادي با کارگر امضا نمي‌کند نمي‌توان او را موظف يه پرداخت حق بيمه کرد. بااين‌حال، صندوق بيمه روستاييان نيز در‌اين‌زمينه توفيقي نداشته است. باوجود منابع مالي خوبي که در اختيار اين صندوق است، متأسفانه تاکنون بيمه کشاورزان بيش‌ازپيش مورد بي‌مهري قرار گرفته است.» رئيس سابق صندوق بيمه روستاييان و عشاير که عملکرد اين روزهاي صندوق را غير‌قابل دفاع نمي‌داند، مي‌گويد: زندگی همه ما در گروی کار کشاورزان است .آنها هر چه دارند را به جامعه می‌دهند، اما جامعه هیچ چیز برایشان ندارد. سازمان تأمین اجتماعی و صندوق بیمه روستاییان بر اساس

لایحه‌ای که خانه کشاورز در سال‌80 در اختیار دولت قرار داد و در مجلس وقت نیز آن را به تصویب رساند، موظف شد تمامی روستاییان و عشایر را تحت پوشش بیمه‌ای قرار دهد. هدف از این طرح، ایجاد رغبت در میان کشاورزان بود تا از مهاجرت‌های بی‌سابقه‌ آنها جلوگیری شود. مصوبه‌ها درباره کشاورزان فقط در مرحله حرف باقی مانده، دولت بر اساس اصل «29» قانون اساسی موظف است آنها را تحت پوشش بیمه‌ای قرار دهد اما سوء‌مدیریت در سازمان‌ها شرایط را برای زندگی کشاورزان دشوار کرده است. مقصر اصلي دراين‌باره وزارت کار و رفاه اجتماعي است. متأسفانه در کشور ما قوانين به راحتي به فراموشي سپرده مي‌شود و هيچ‌کس احساس مسئوليت نمي‌کند. باوجود بودجه‌اي که بيش از نياز اين صندوق در اختيارش گذاشته مي‌شود اما صندوق بيمه روستاييان، هيأت‌مديره شايسته‌اي ندارد تا مشکلات روستاييان و عشاير را حل کند.» ايزدخواه ادامه مي‌دهد: «بر‌اساس قوانين، صندوق موظف است در صورتي که کشاورزان از کار افتاده شوند، بيمه بيکاري به آنها پرداخت کند. صندوق بيمه روستاييان و عشاير برخلاف تأمين اجتماعي، بيمه اختياري است. کشاورز خودش بايد حق بيمه را پرداخت کند؛ به‌دليل هزينه بالاي حق بيمه به نسبت درآمد آنها بالاست و براي همين کشاورزان از بيمه استقبال نمي‌کنند. باوجود تغيير سبک کشاورزي و استفاده از کارگران در زمين به‌دليل به‌روزنشدن قوانين، سازمان تأمين اجتماعي، حمايتي از اين کارگران نمي‌کند.»

منبع:وقایع اتفاقیه-25اسفند

تجمع اعتراض‌آمیز 80 کشاورز فریدنی مقابل فرمانداری این شهرستان

روزگذشته24اسفند،کشاورزان فریدنی در پی مصوبه شرکت آب منطقه‌ای اصفهان مبنی بر نصف شدن حق‌آبه آنها در مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند.

به گزارش 25اسفندفارس ، 80 نفر از کشاورزان فریدنی در پی نصف شدن حق‌آبه خود توسط شرکت آب منطقه‌ای اصفهان، مقابل فرمانداری فریدن تجمع اعتراضی برگزار کردند.

کشاورزان در این تجمع نصف کردن این حق‌آبه را نابودی بخش کشاورزی فریدن دانستند و معتقد بودند نصف کردن آب مصرفی کشاورزان در منطقه فریدن زمانی رخ می‌دهد که اکثریت مردم این شهرستان  از طریق این بخش امرار معاش می‌کنند و این امر موجب خواهد شد تا بسیاری از مردم این شهرستان دچار مشکل بشوند و مشکلات بسیاری برای منطقه رخ دهد.

کشاورزان معتقد بودند آب منطقه‌ای بهتر است به جای اینکه حق‌آبه کشاورزان را نصف کنند، چاه‌های غیرمجاز را شناسایی و آن‌ها را پلمپ کند این فشار در ابتدا نباید به منطقه محروم فریدن وارد شود چراکه کشاورزان این شهرستان با مسائل و مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند و این باعث نابودی کشاورزی و بیکاری کشاورزان فریدن می‌شود.

معترضان معتقد بودند قانونی که اخیراً در این باره در مجلس مصوب شده است باید برای مناطقی مانند شهرستان فریدن تعدیل شود چراکه کشاورزان این شهرستان تنها 4 ماه در سال بنا بر شرایط خاص جوی امکان کشاورزی دارند و این در حالی است که در بیشتر مناطق کشور امکان کشاورزی در 4 فصل وجود دارد و مجلس باید این قانون را تعدیل کند.

شنیده‌ها حاکی است که این مصوبه دارای 15 بند است که بند آخر آن نصف کردن حق‌آبه کشاورزان است و این در حالی است که شرکت آب منطقه‌ای استان بدون توجه به 14 مورد دیگر، دستور به اجرای آخرین راهکار داده است و بر اجرای این طرح در منطقه فریدن تأکید داشته است.

در همین راستا پس از حضور کشاورزان در مقابل فرمانداری فریدن، معاون فرماندار این شهرستان آن‌ها را به خویشتن‌داری دعوت و از آن‌ها برای برگزاری یک جلسه در سالن اجتماعات فرمانداری فریدن دعوت کرد.

بدیع زمانی پس از استماع کامل موارد مطرح شده از سوی کشاورزان، به آن‌ها وعده داد تمامی موارد به مسؤولان مربوطه در استان انتقال داده شود و از مسؤولان آب منطقه‌ای در شهرستان خواست تا پس از بررسی کامل جزئیات مشکلات کشاورزان شهرستان در استان، نصف کردن حق‌آبه را به حالت تعلیق در آورند.

اقدام به خودکشی یکی از کارگران شرکت بهره برداری متروتهران!

اخباروگزارشات کارگری:ظهرامروز25اسفنند، یکی از کارگران شرکت بهره برداری متروتهران در چهارراه کالج تهدید با رفتن به طبقات بالایی ساختمان این شرکت اقدام به خودکشی کرد که با حضور به موقع آتش نشانان و اورژانس از اقدام این کارگرجلوگیری شد.

درهمین رابطه،مدیریت ارتباطات  و امور بین الملل شرکت بهره برداری مترو تهران گفت: ظهر امروز یکی از کارمندان شرکت بهره برداری مترو، با بالا رفتن از ساختمان مرکزی قصد خودکشی داشت که با اقدام به موقع از سوی مجموعه شرکت بهره برداری مترو از این عمل وی جلوگیری شد.

بنا به گزارشات اولیه،این کارگر شرکت بهره برداری متروتهران دراعتراض به اخراج از کار دست به این اقدام زده است.

اما  بنا به آخرین گزارشات،این کارگرپس از پایین آمدن از ساختمان، دلیل این اقدامش را مشکلات شخصی و خانوادگی اعلام کرد.

جان باختن یکی از از تکنسین‌های برقِ تونل انتقال آب  پیرانشهربراثربرق گرفتگی!

جان یکی از تکنسین‌های برقِ تونل انتقال آب در پیرانشهر به سبب نبود وسایل ایمنی گرفته شد.

به گزارش 25اسفند کُردپا، دوشنبه شب گذشته، بیست و سوم اسفندماه، یکی از نیروهای شرکت سازه‌کاران ایلام در روستای “خورینج” از توابع پیرانشهر بر اثر برق‌گرفتگی در حین کار جان خود را از دست داد.

هویت این تکنسین برق؛ شهاب قربانی(ارسلان) فرزند محمد اعلام شده است.

یکی از نزدیکان این کارگر ٢٩ ساله اظهار داشت: شهاب در شیفت کاری شب و به هنگام تعمیر تأسیسات برقی تونل انتقال آب از پیرانشهر به دریاچه ارومیه دچار حادثه می‌گردد و از از ارتفاع به زمین سقوط می‌کند.

منبع یادشده افزود که شهاب پس از حادثه فورا دچار ضربه شدید شده و قبل از انتقال به بیمارستان جان سپرد.

این تکنسین از اهالی روستای “چپر‌آباد” بخش نالوس اشنویه می‌باشد که در شرکت پیمانکاری “سازه‌کاران ایلام” مشغول بکار بود.

وی دارای همسر و فرزند می‌باشد.

بیست وپنجم اسفندماه1395

akhbarkargari2468@gmail.com