اخباروگزارشات کارگری31فروردین1396

admin   آوریل 20, 2017   دیدگاه‌ها برای اخباروگزارشات کارگری31فروردین1396 بسته هستند

بایگانی

لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی نه!

تغییرقانون کار بنفع کارگران آری!

– اخراج تعدادی از کارگران معترض کارخانه خودروسازی مدیران خودرو!

– تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ هم سریالی شد!

– آخرین گزارش درباره اعتصاب رانندگان اتوبوس های درون شهری کرمانشاه!

– آزادی محمدرضا آهنگر و آخرین خبر از سعید یوزی و صالح امانی

– تعدادی از کارگران گروه صنعتی گیتی پسند اصفهان اخراج شدند!

– بلاتکلیفی معیشتی وشغلی100کارگر کلاچ بدنبال تعطیلی کارخانه!

– کارکردن بدون قرارداد کارگران شهرداری گالیکش با3ماه حقوق وعیدی پرداخت نشده!

– تجمع فرهنگیان زنجانی برای تعیین‌تکلیف پروژه ۱۱۹۶ واحدی مسکن مهر مقابل استانداری زنجان!

– تجمع مهندسان برای پیگیری بلوکه شدن ۴۰ میلیاردی اعضای سازمان نظام مهندسی

– تاوان معلمی، بخش سوم و چهارم

– کشته وزخمی شدن 2کارگرساختمانی در اراک براثر سقوط بالابر!

اخراج تعدادی از کارگران معترض کارخانه  خودروسازی مدیران خودرو!

تعدادی از کارگران معترض کارخانه خودروسازی مدیران خودرو واقع در منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید بم اخراج شدند.

این اخراج ها بدنبال تجمع اعتراضی 20فروردین ماه سال جاری کارگران خودروسازی مدیران خودرو خودرونسبت به شرایط کاری وسطح پایین حقوق  صورت گرفته است.

کارخانه خودروسازی مدیران خودرو در منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید بم واقع شده است.

شرکت صنایع خودروسازی مدیرا( (“MVM “،بصورت مشترک با شرکت چری چین اداره می شود،از سال1381  درعرصه تولید، واردات و صادرات انواع خودروهای سبک و سنگین فعالیت دارد.

درهمین رابطه:

تجمع اعتراضی کارگران شرکت خودروسازی مدیران خودرونسبت به شرایط کاری وسطح پایین حقوق!

صبح امروز20فروردین، کارگران شرکت خودروسازی مدیران خودرو در اعتراض به طولانی بودن ساعات کاری و حقوق کم روبروی مسجد جامع بم تجمع کردند.

برپایه گزارش منابع خبری محلی،این شرکت حتی در تعطیلات رسمی هم فراخوان کار میدهد و کارگران اجازه اعتراض به این مسئله را هم ندارند.

یکی از این کارگران گفت: مدیران ارشد این شرکت در شهرستان حضور ندارند و همگی در تهران هستند و تنها کسی که در بم کارگران می‌توانند به او مراجعه کنند مدیر منابع انسانی است اما وی نیز به مشکلات کارگران توجهی نمیکند و مشکلات را به مسئولین مربوطه منتقل نمی‌کند.

کارگر دیگری می گوید: علیرغم کار ۱۲ ساعته در این شرکت از محیط کاری خوبی برخوردار نیستیم و تهویه سالن های تولید با وجود گرمی هوا مناسب نیست اما افزایش تولید باعث می‌شود که به اجبار در روزهای تعطیل رسمی نیز بر سر کار خود حاضر شویم.

برپایه این گزارش،درادامه تجمع کارگران شرکت مدیران خودرودر دفتر امام جمعه شهرستان حضور یافتند و به بیان مشکلات خود پرداختند.

تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ هم سریالی شد!

روزگذشته(30فروردین)،کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ به تجمع اعتراضیشان مقابل ساختمان فرمانداری سمنان ادامه دادند.

یکی از کارگران بازنشسته این کارخانه درباره اعتراض روز گذشته خود و همکارنش به ایلنا گفت: از آنجا که مسئولان مربوطه تا این لحظه پاسخ قانع کننده‌ای به خواسته‌های کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ سمنان  نداده‌اند،تجمعات اعتراضی کارگران بازنشسته همچنان ادامه دارد.

او با بیان اینکه کارخانه رنگین نخ  دچار سوءمدیریت است و در حال حاضر فعالیت تولیدی آن متوقف شده است، تصریح کرد: با وجود آنکه سه روز در هفته جاری ما با برگزاری تجمعات اعتراضی خواستار دریافت حقوق معوقه و پرداخت سنوات بازنشستگی شدیم، هنوز کارفرما و مدیران کارخانه اهمیتی به پرداخت مطالباتمان نمی‌دهند.

وی افزود: با وجود آنکه از یکسال ونیم پیش برای وصول مطالباتمان با طرح شکایت رای به توقیف اموال کارخانه گرفته‌ایم؛ متاسفانه به دلیل آنکه اموال کارخانه قبل از ما از سوی یکی از بانکها توقیف شده است؛ امکان وصول مطالباتمان فراهم نشده و معطل مانده‌ایم.

کارگران بازنشسته رنگین نخ سمنان در ادامه این گفتگوبا یادآوری گروکشی کارفرما برای پرداخت مطالبات بازنشستگی‌شان ،در این باره گفتند: کارفرما برای آزادسازی حدود یک میلیارد تومان از وثیقه بانکی خود که در نزد یکی از بانکها دارد؛ مطالبات بازنشستی ما را گرو نگه داشته و می‌گوید اگر یک میلیارد تومان وثیقه بانکی من از سوی بانک مورد نظر آزاد نشود امکان پرداخت مطالبات کارگران بازنشسته نیز وجود ندارد.

معترضان می‌گویند با گذشت نزدیک به ۱۶ تا ۱۷ ماه از آن زمان  دست‌کم هنوزما ۴۹ نفر نتوانسته‌ایم به مطالبات مزدی وسنواتی خود برسیم از این رو از مسئولان استانداری، فرمانداری و سایر نهادهای دولتی مستقر در سمنان می‌خواهیم پیگیر مطالبات ما کارگران بازنشسته شوند.

درهمین رابطه:

*ادامه تجمعات اعتراضی کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ برای دومین روزمتوالی!

صبح امروز28فروردین،کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ سمنان برای دومین روز متوالی مقابل ساختمان فرمانداری این شهر تجمع کردند.

نمایندگان کارگران به ایلنا گفتند: در دومین روز تجمع مقابل ساختمان فرمانداری سمنان،معاون سیاسی این نهاد دولتی در جمع آنان حاضر شده است .

بر پایه این اطلاعات کارگران بازنشسته رنگین نخ که تعداد آنان به ۴۹ نفر می رسد از شهریور ماه سال ۹۳  بازنشسته شده واز آن زمان تا کنون نتوانسته اند معوقات مزدی دوران اشتغال و نیز سنوات پایان خدمت خود را از کارفرما دریافت کنند.

به گفته معترضین در آن زمان کارگران بازنشسته در واکنش به این اقدام چندین تجمع اعتراضی انجام دادند که در ‌‌نهایت بعد از بدقولی کارفرما‌ به پرداخت مطالباتمان همه کارگران به صورت مجزابه اداره کار سمنان شکایت کردند و اداره کار حکم به پرداخت مطالبات ما داد اما کارفرما تمکین نکرد و پرونده برای اجرای احکام به سایر مراجع قضایی انتقال پیدا کرد.

معترضان می گویند با گذشت نزدیک به ۱۶ تا ۱۷ ماه از آن زمان  دست‌کم هنوزما ۴۹ نفر نتوانسته  ایم به مطالبات مزدی وسنواتی خود برسیم و حداقل مستمری بازنشستگی که بعد از ما هها  دوندگی  به حسابمان  پرداخت می شود کفاف زندگی خانوادگی مارا نمی دهد.:

*تجمعات اعتراضی کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ نسبت به عدم مطالبات مقابل فرمانداری و استانداری سمنان!

صبح امروز27فروردین،جمعی از کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ سمنان در اعتراض به آنچه بلاتکلیفی چندین ساله در دریافت مطالبات سنواتی ومزدی عنوان می‌شود، مقابل ساختمان فرمانداری واستانداری سمنان تجمع کردند.

تعدادی از کارگران کارخانه رنگین نخ سمنان به ایلنا گفتند: نزدیک به۴۹ نفر از کارگران بازنشسته هستیم که هنوز بابت معوقات مزدی دوران اشتغال و نیز سنوات پایان خدمت طلبکاریم.

گفته می‌شود که مراجعه این کارگران از زمان بازنشستگی آنها در شهریور ماه سال ۹۳ تاکنون بی‌نتیجه بوده است و برای همین امروز گروهی از آنها تصمیم گرفته‌اند تا برای پیگیری مطالباتشان مقابل ساختمان‌های فرمانداری و استانداری سمنان تجمع کردند.

به گفته یکی از این معترضان، کارخانه رنگین نخ سمنان در حال حاضر تعطیل شده است اما تا پیش از این  در بخشهای مختلف آن حدود ۵۵ کارگر رسمی و ۲۰ کارگر قراردادی مشغول کار بودند.

این کارگر سابق رنگین نخ سمنان گفت: به غیر از جمعی کارگران معترضی که هنوز معطل دریافت سنوات پایان خدمت هستند، سایر کارگران باسابقه این واحد صنعتی به دلیل مشکلات  بیمه هنوز امکان بازنشستگی پیدا نکرده‌اند.

به گفته وی کارگران بازنشسته رنگین نخ علارغم دریافت نکردن سنوات، حدود ۶ ماه مطالبات معوقه مزدی دارند که مربوط به زمان اشتغالشان می‌شود.

این کارگر بازنشسته بایادآوری اینکه پیش از بازنشستگی به مدت یک سال از سوی کارفرما اخراج شده بودند، تصریح کرد: کارفرما در زمان قطع همکاری با ما مرتبا وعده پرداخت مطالباتشان را می‌داد اما بعدا به بهانه‌های مختلف ازجمله مشکلات مالی از پرداخت مطالبات کارگران طفره رفت.

این کارگر درباره روند ‌پیگیری حقوقی دریافت مطالباتشان خود و سایر همکارانش می‌گوید، بعد از بدقولی کارفرما‌ همه کارگران به صورت مجزابه اداره کار سمنان شکایت کردند و اداره کار حکم به پرداخت مطالبات ما داد اما کارفرما تمکین نکرد و پرونده برای اجرای احکام به سایر مراجع قضایی انتقال پیدا کرد.

به گفته او، بعداز کش و قوس‌های فراوان تعداد کمی از کارگران توانستند بخشی حداقلی از مطالبات خود را دریافت کنند. اما بیشتر کارگران باقی مانده که هر کدام مبالغ زیادی از کارفرما طلب دارند طی ماهای گذشته بلاتکلیف بوده‌اند.

این کارگر بازنشسته کارخانه رنگین نخ سمنان می‌گوید پس از پیگیری‌های حقوقی سرانجام توانستند حکم مصادره اموال کارخانه را برای دریافت طلبشان بگیرند اما پیش از کارگران یکی از بانک‌های دولتی برای وصول مطالبات معوقه خود اموال کارخانه را توقیف کرده‌ بود و در نتیجه پیگیری کارگران تاکنون بی‌نتیجه بوده است.

به گفته وی بدهی این کارخانه  به بانک مذکور حدود ۲ میلیارد تومان است این در حالیست که ارزش ریالی اموال بجا مانده از این کارخانه حدود ۷۵۰ میلیون تومان می‌شود.

او در ادامه سخنان خود درباره جزئیات مطالبات کارگران بازنشسته و اخراجی کارخانه رنگین نخ می‌گویند میانگین سنوات پایان خدمت هریک از بازنشستگان براساس سوابق کاری حدود۴۰  میلیون تومان است که کارفرما به بهانه نداشتن منابع مالی، توان پرداخت آن را ندارد.

آخرین گزارش درباره اعتصاب رانندگان اتوبوس های درون شهری کرمانشاه!

برخی  از رانندگان اتوبوس در شهرکرمانشاه  ظاهرا به علت عدم پرداخت یارانه اتوبوس دست به اعتصاب زده و از جابجایی مسافران به نقاطی که باید سرویس دهی می کردند، سرباز زده و حال اگر علت اعتصاب عدم پرداخت یارانه به اتوبوس ها بوده ، چرا مسئولان ذیربط (اتوبوسرانی) از پرداخت یارانه به آنان خودداری کرده و اگر قرار بر پرداخت بوده چرا ب تاخیر داشته به طوری که رانندگان در اعتراض به این وضعیت، دست به اعنصاب زده اند؟

برپایه گزارشات منتشره،دلیل اعتصاب آنان به روشنی مشخص نیست، اما برخی از رانندگان علت را عدم پرداخت یارانه می دانند، که این موجب شده میدان را خالی کنند و‌مسافران در انتظار سوارشدن به اتوبوس ساعت ها در ایستگاههایی که این رانندگان بایدجابجایی  آنان را  انجام می داده اند، منتظر می ماندند، و مسئولان نیز در این باره سکوت کرده اند.

بهرحال در سایه سکوت مسئولان اتوبوسرانی، رانندگان دست به اعتراض زدند،  ومسافرانی در ترمینال شماره یک ساعت ها منتظر اتوبوس بوده اند؟ آیا مسئولانی که وظیفه حمل ونقل درون شهری را بر عهده گرفته اند نباید جوابگو باشند؟

آگر علت اعتصاب رانندگان اتوبوس نپرداختن  یارانه به آنان است، چرا فکری به حالشان نمی شود که بخشی از حمل و نقل درون شهری با این اعتصاب  فلج می شود، بدون آنکه شرایطشان آن گونه که می خواهند تغییر کنند.

دومین روزاعتصاب رانندگان اتوبوس ایستگاه شماره یک هم به پایان رسید بدون آنکه خواسته هایشان محقق شود.

درهمین رابطه:

*ادامه اعتراضات رانندگان اتوبوس درون شهری کرمانشاه با تجمع  مقابل استانداری!

امروز29فروردین، رانندگان اتوبوس درون شهری کرمانشاه درادامه اعتراضاتشان مقابل استانداری تجمع کردند.

برپایه گزارشات منتشره، مسؤولان دولتی در جمع رانندگان معترض حاضر شدند، اما پاسخگویی آن‌ها قانع کننده نبود و از رانندگان خواستند با توجه به نزدیک بودن دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری این‌چنین تجمع نکنند.

قابل یادآوری است که،اعتراض رانندگان اتوبوس نسبت به عدم پرداخت یارانه اتوبوس‌های درون‌شهری است که  باید دولت یارانه مربوط به رانندگان اتوبوس درون‌شهری را به شهرداری پرداخت می‌کرد که تا به حال محقق نشده است.

*اعتصاب رانندگان اتوبوس های درون شهری کرمانشاه!

صبح امروز27فروردین، رانندگان اتوبوس های درون شهری کرمانشاه دست به اعتصاب زدند.

درهمین رابطه،امروزمسئول روابط عمومی اتوبوسرانی استان کرمانشاه به خبرنگاران گفت: از صبح امروز تاکنون به دلیل اعتراض جمعی از رانندگان واحد اتوبوسهای درون شهری وضعیت حمل و نقل عمومی کرمانشاه دچار بی‌نظمی و اختلال شد.

فرهاد رشیدی با اشاره به اینکه رانندگان30 تا 40 دستگاه اتوبوس درون شهری به دلیل اعتراض به برخی از مشکلات خود اعتصاب کردند، گفت: این رانندگان دلیل اعتراض خود را وضعیت نابسامان یارانه، مسافتهای طولانی و پرهزینه بودن  بودن تعمیرات اتوبوسها اعلام کردند.

رشیدی با اشاره به اینکه این مشکل در ترمینال شماره یک اتوبوسرانی کرمانشاه رخ داده است، گفت: اکنون برای جابجایی شهروندان تعدادی مینی‌بوس و مینی‌بار در این ترمینال مستقر شده است.

فضل الله رنجبر فرماندار کرمانشاه در خصوص این موضوع نیزگفت: این رانندگان در رابطه با حق شارژهایی که شرکت های تابعه از آنها دریافت می کنند معترض بوده و خواهان اصلاح این وضعیت هستند. همچنین این رانندگان درخواست دریافت یارانه نیز داشته‌اند.

فرماندار کرمانشاه افزود: جلساتی از طریق شهرداری و مجموعه اتوبوسرانی کرمانشاه برای رفع مشکلات این رانندگان تشکیل شده، اما با توجه به انعقاد قرارداد این رانندگان با شرکتهای تابعه از گذشته، باید بررسی‌های بیشتری برای حل مشکل این رانندگان انجام شود که نیاز به زمان دارد.

آزادی محمدرضا آهنگر و آخرین خبر از سعید یوزی و صالح امانی

بر اساس خبر دریافتی روز گذشته محمدرضا آهنگر از کارگران و فعالین کارگری کامیاران آزاد شد و از اتهامات وارده تبرئه گردید. محمدرضا آهنگر در آخرین روزهای اسفند 95 در شهر کامیاران بازداشت گردید.

اما قاضی دادگاه برای آزادی دو نفر دیگر از فعالین کارگری، سعید یوزی و صالح امانی، تقاضای وثیقه 100 میلیون تومانی نموده است. بر اساس این خبر سعید یوزی در دادگاه از تاسیس سندیکای کارگران مهاجر در کردستان عراق دفاع کرد و گفته این وظیفه دولت است که از حق و حقوق این کارگران در عراق حمایت کند و حالا که ما مستقل، چنین کاری کردیم، جرم تلقی نمی شود و این اتهام واهی است!

لازم به ذکر است که در اسفند سال گذشته سعید یوزی در شهر کامیاران دستگیر شد و صالح امانی نیز در حسن آباد منطقه سنندج بازداشت گردید.

ما آزادی محمدرضا آهنگر از کارگران و فعالین کارگری کامیاران را به خانواده و دوستان اش تبریک می گوییم و خواستار آزادی بدون قید و شرط همه فعالین کارگری از جمله سعید یوزی و صالح امانی هستیم. آنها نه اختلاس کرده اند و نه رانت خوار بوده اند و هیچ جرمی، جز دفاع از حقوق و مطالبات کارگران ندارند. جای کارگران و فعالین کارگری در زندان نیست!

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – 31 فروردین 1396

اخراج تعدادی از کارگران

تعدادی از کارگران گروه صنعتی گیتی پسند اصفهان اخراج شدند!

گروه صنعتی گیتی پسند که یکی از شرکت‌های زیرمجموعه‌های هلدینگ داروگر است اقدام به اخراج تعدادی از کارگران شرکت‌های این گروه صنعتی در اصفهان چالاک، مونا پلیمر، آذین لوله و نیوپایپ کرده است.

یکی از کارگران گیتی پسند اصفهان به خبرنگاررسانه ای گفت:نزدیک به ۱۵ سال است که در گروه صنعتی گیتی پسند مشغول فعالیت هستم به‌گونه‌ای که چند تا مهره های کمرم نیز دچار آسیب شده است.

وی افزود: جدای از اینکه متأهل هستم و صاحب فرزند چند ماه است که حقوق دریافت نکرده‌ام و بعد از تعطیلات نوروز که به سرکارم در شرکت مونا پلیمر از زیرمجموعه گروه صنعتی گیتی پسند مراجعه کردم. مرا حتی به داخل شرکت راه ندادند و گفتند که قرارداد کاری شما به اتمام رسیده است و محترمانه برگه‌ای جهت تصفیه‌حساب و معرفی به اداره کار جهت دریافت بیمه بیکاری به من دادند.

این کارگرافزود: در گذشته نزدیک به ۵ هزار نفر کارگر به‌صورت مستقیم در این گروه صنعتی فعالیت می‌کردند که امروز به دلیل عدم همراهی و همکاری سیستم بانکی و دولت به زیر ۲ هزار نفر رسیده است.

وی خاطرنشان کرد: گروه صنایع گیتی پسند اکنون با کمتر از ۲ هزار نفر پرسنل و کارگر– ۴ دفتر فروش و انبار در داخل کشور و حدود ۵۰۰۰ نمایندگی توزیع و فروش محصولات درداخل کشور دارد و همچنین محصولات صادراتی این گروه صنعتی به کشورهای کنیا – عربستان سعودی – کویت – امارات متحده عربی – عراق – ارمنستان – ترکمنستان – تاجیکستان – افغانستان – پاکستان و ترکیه صادر و با عقد قرارداد با شرکت FLXT آلمان در حال ورود و عرضه محصولات به سایر کشورهای اروپایی و آسیائی است.

بلاتکلیفی معیشتی وشغلی100کارگر کلاچ بدنبال تعطیلی کارخانه!

100کارگرکارخانه کلاچ قزوین بدنبال تعطیلی بیکارشدند.چند ماه حقوق،عیدی وحق بیمه کارگران این واحد تولیدی پرداخت نشدده است.

این کارگران زحمتکش عنوان کردند: هر ارگان و نهادی که فکرش را بکنید مراجعه کرده‌ایم اما نه اداره کار و نه مسوولان استان هیچ حمایتی از ما نمی‌کنند و ما در حال حاضر بدون درآمد و شغل بلاتکلیف هستیم.

به گزارش منابع خبری محلی،کارگران کارخانه لوله و اتصالات چدنی-کلاچ که بیش از 9 سال سابقه کار دارند گفتند: این شرکت از بهمن‌ها سال 95 هیچ حقوقی به ما پرداخت نکرد و ما را در آستانه شب عید از کار اخراج و خانه‌نشین کرد.

کارگران این کارخانه ضمن ابراز نارضایتی از بلاتکلیفی خود اظهار کردند: حدود ۲ سالی است که با مشکلات زیادی مواجه هستیم به طوری که با تعویق چندماهه حقوق‌های ما پرداخت می‌شود.

این کارگران که بیش از ۹ سال سابقه کار دارند در ادامه توضیح دادند: این شرکت از بهمن‌ها سال ۹۵ هیچ حقوقی به ما پرداخت نکرد و ما را در آستانه شب عید از کار اخراج و خانه‌نشین کرد.

کارگران کارخانه لوله و اتصالات چدنی-کلاچ قزوین ابراز کردند: حدود ۵ ماه هم است که بیمه ما واریز نشده و در صورت مراجعه به پزشک امکان استفاده از دفترچه بیمه خود را نداریم.

این کارگران اخراج شده تشریح کردند: این شرکت حدود ۱۵۰ پرسنل دارد که تنها ۲۰ نفر از آن‌ها جهت نظافت و خدمات حفظ شده و مابقی اخراج شده‌اند.

این کارگرها یادآور شدند: تعطیلی کارخانه در حالی است که صاحب شرکت در استان‌های دیگر و خارج از ایران کارخانجات دیگری دارد و  در ان‌ها سرمایه گذاری می‌کند اما حق و حقوق ما کارگران را نمی‌دهد.

کارگران کارخانه لوله و اتصالات چدنی-کلاچ ادامه دادند: خط تولیدی که ما در آن مشغول به کار بودیم از تولید و فروش خوبی برخوردار بود و ما دلیل اخراج و عدم پرداخت حق و حقوق خود را نمی‌دانیم و صاحب شرکت هم هیچ جواب قانع کننده‌ای به ما نمی‌دهد.

این کارگران زحمتکش عنوان کردند: هر ارگان و نهادی که فکرش را بکنید مراجعه کرده‌ایم اما نه اداره کار و نه مسوولان استان هیچ حمایتی از ما نمی‌کنند و ما در حال حاضر بدون درآمد و شغل بلاتکلیف هستیم.

کارکردن بدون قرارداد کارگران شهرداری گالیکش با3ماه حقوق وعیدی پرداخت نشده!

از 20اسفند ماه سال گذشته،کارگران شرکتی شهرداری گالیکش بدون هیچ گونه قراردادی مشغول بکارند و3ماه حقوق وعیدیشان هم پرداخت نشده است.

به گزارش منابع خبری محلی بنقل از کارگران شهرداری گالیکش،کارگران شرکتی شهرداری گالیکش 3 ماه حقوق و مطالبات معوقه دارند و عیدی خود را تاکنون دریافت نکرده‌اند.

کارگران معترض شرکتی شهرداری گالیکش گفتند:: حقوق بهمن‌ماه سال 95 تا پایان فروردین 96 آن‌ها بعلاوه عیدی‌شان پرداخت نشده است.

به گفته آنها،شرکت گرگانی در گالیکش دفتری ندارد که پیگیر مطالباتشان باشند و توجیه پیمانکار برای عدم پرداخت حقوق و مزایای ما این است که شهرداری پولی پرداخت نکرده است.

آن‌ها گفتند 20 اسفندماه 95 قرارداد یک‌ساله بالغ‌بر 25 کارگر شرکتی شهرداری گالیکش به پایان رسیده و هنوز مذاکراتی برای تمدید یا لغو قراردادهایشان انجام نگرفته و به‌نوعی روی هوا هستند.

تجمع فرهنگیان زنجانی برای تعیین‌تکلیف پروژه ۱۱۹۶ واحدی مسکن مهر مقابل استانداری زنجان!

‌امروز 31فروردین،فرهنگیان زنجان برای تعیین‌تکلیف پروژه ۱۱۹۶ واحدی مسکن مهر مقابل استانداری زنجان تجمع کردند.

براساس گزارشات منتشره،فرهنگیان زنجان در حالی برای تعیین تکلیف پروژه ۱۱۹۶ واحدی تجمع کردند که معاون آموزش و پرورش استان زنجان تعیین تکلیف این پروژه را نیازمند مداخلات مسئولان ارشد استان دانست.

پروژه مسکن فرهنگیان زنجان در حالی یازدهمین سال احداث را پشت گذاشته که بر اساس قرارداد اولیه باید در سال 88 و قرارداد بعدی با احتساب تأخیرها در سال 94 واگذار می‌شد اما مُهر بی‌مِهری پای تعهدات، معلمان زنجانی را همچنان اجاره نشین نگه داشته است.

خلف وعده‌های مسئولان و پیمانکاران در تحویل پروژه یک هزار و 196 واحدی فرهنگیان زنجان هر روز و هر سال جوهر مُهر بی‌مهری بر تعهدات را پررنگ‌تر و قفل 11 ساله بر مسکن‌هایی که نزدیک 2 هزار خانواده انتظار آن را می‌کشند را ناگشودنی‌تر کرده است.

سال 85 بخشنامه‌ای به نواحی آموزش و پرورش استان زنجان مبنی بر ثبت نام واحدهای مسکن فرهنگیان به تعداد حدود یک هزار و 200 واحد در 16 بلوک، شامل هفت بلوک تک‌خوابه و 9 بلوک دوخوابه صادر شد که در ابتدا قرار بود در دو نوع اجاره به شرط تملیک و آزاد متقاضیان ثبت نام شوند.

معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش استان زنجان امروز در تجمع اعتراض‌آمیز فرهنگیان در مقابل استانداری زنجان بابت پروژه مسکن فرهنگیان اظهار داشت: آخرین مصوبه برای تحویل واحدهای مسکونی بر این قرار است که باید تا پایان اسفند سال 95 بلوک‌های تک‌خوابه واگذار و بلوک‌های دو خوابه آماده تحویل شود.

یعقوبعلی عبادی با اشاره به اینکه پروژه مسکن فرهنگیان پونک 90 درصد پیشرفت فیزیکی دارد، ابراز کرد: پیمانکار آن طور که باید و شاید به تعهدات عمل نکرده است.

معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش استان زنجان صورت حساب‌های مالی را از دیگر مشکلات پروژه عنوان کرد و افزود: بر اساس مفاد قرارداد برخی از تعهدات تعهدات مالی بر عهده پیمانکار و برخی دیگر بر عهده اعضا قرار گرفته اما اختلافات به وجود آمده بحث را به داوری اداره راه و شهرسازی کشانده است.

وی با اشاره به اینکه نتایج داوری راه و شهرسازی ابلاغ شده است، تصریح کرد: اعضا به مفاد داوری معترض هستند چرا که نواقصاتی مانند پله اضطراری، محوطه‌سازی، رنگ‌آمیزی و تفاوت قیمت کاشی‌‌ها در آن لحاظ نشده است.

 

 

 

عبادی بیان کرد: مشاور پروژه دوباره در این موارد قیمت‌گذاری کرده اما مشهود بودن تفاوت قیمت‌گذاری‌های بیرون با آنچه در پروژه اتفاق افتاده باز هم اعتراض اعضا را به دنبال داشته است.

وی ابراز کرد: در جلسه‌ای که با مدیرکل سیاسی و امنیتی استانداری و نمایندگان اعضا برگزار شد، مقرر شد تا در مدت یک هفته همه دستگاه‌های ذیربط را دعوت کنند تا پروژه تعیین تکلیف شود.

معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش استان زنجان با اشاره به اینکه تقسیط وام واحدهای مسکنی از اسفند سال 94 آغاز شده است، بیان کرد: دریافت‌های معلمان جوابگوی قسط و اجاره خانه نیست.

وی ادعا بانک برای به اجرا گذاشتن وثیقه را از دیگر چالش‌های آن عنوان کرد و افزود: بیش از 11 سال از احداث این پروژه می‌گذرد و تعیین تکلیف آن نیازمند مداخله مسئولان ارشد استان است.

عبادی با اشاره به نصب انشعابات برق، آب و گاز تصریح کرد: هزینه انشعابات به تغییر سال مالی خورده و منجر به افزایش سنواتی شده است.

تجمع مهندسان برای پیگیری بلوکه شدن ۴۰ میلیاردی اعضای سازمان نظام مهندسی

امروز31فروردین، صبح تعداد زیادی از مهندسان و اعضای سازمان نظام مهندسی در میدان فردوسی و در مقابل بانک شهر تجمع خودجوشی برگزار کرده و خواستار توجه مسئولان به سپرده گذاری که اعضای هیأت مدیره سابق انجام داده‌اند شده و اعلام کردند که باید تکلیف بازپس‌گیری و سپرده 40 میلیارد تومانی بلوکه شده نزد این بانک هرچه سریعتر مشخص شود.

مهندسان در این تجمع اعلام می‌کردند که تا زمانی که هیأت مدیره سازمان نظام مهندسی نتواند اقدامی در این خصوص انجام دهد و تا زمان بازگرداندن پول های بلوکه شده هر پنج‌شنبه به این تجمع خود در همین محل ادامه خواهند داد.

امروز درخبرها آمد،در حالیکه از زمان تغییرات هیأت مدیره سازمان نظام مهندسی تهران سالهاست می‌گذرد و هیأت مدیره جدید بر سر کار آمده اما هنوز تکلیف ۴۰ میلیارد پولی که نزد بانک شهر سپرده‌گذاری و بلوکه شده مشخص نشده است به همین دلیل مهندسان در حرکت خودجوش در میدان فردوسی تجمع کردند.

بنابراین گزارش، در دوره ریاست حبیب الله بیطرف رئیس سابق سازمان نظام مهندسی استان تهران(قربانخانی رئیس کنونی سازمان نظام مهندسی) بحث سپرده گذاری 40 میلیارد تومانی اعضای هیات مدیره قبلی در سال 95 مطرح شد.

پیشتر و در مهر ماه سال 95 بیطرف گفته بود که یکی از اقدامات مهم در 10 ماه گذشته شفاف‌سازی عملکرد مالی سازمان و پیگیری سخت وثیقه‌گذاری 40 میلیارد تومانی هیات مدیره سابق (دوره ششم) بوده است.

تاوان معلمی، بخش سوم و چهارم

رسول بداغی

تاوان معلمی، خاطراتی است که رسول بداقی، فعال صنفی معلمان، از روزهای سپری شده در زندان به قلم آورده است. حقوق معلم و کارگر پیش ازین بخش اول و دوم را منتشر کرده بود.

رسول بداقی

بخش سوم:

در گوشه ی سلول انفرادی کز کردم،بارها،سلول را برانداز کردم،یک موکت طوسی رنگ،همین!پنجره ای 30 در 30 که زیر سقف مانند کور سویی در اعماق تاریکی جنگلی خودنمایی می کرد،به اندازه ی یک نقطه هم از آسمان دیده نمی شد.لامپی که کلید ش آن سوی درب آهنی ، روشن و خاموش کردن آن دست پاسبانان بود،دستشویی فقط در شبانه روز چهاربارمی توانستیم استفاده کنیم،دوش هایی که همواره آبش سردو علمک هایش شکسته بود،آنهم فقط 5 دقیقه زمان برای آبتنی داشتیم.

با هزار بیم و امید به آینده ی پرخطر وگنگ این راه می اندیشیدم،بازی با زندگی! آینده ی کودکان و همسرم،همه ی کسانی که فقط به بودن من دلبسته بودند،پس از گذشت یکسال از بازداشت من ، مادرم فهمید بود،که من به 6 سال زندان محکوم شده بودم.

در آن کنج خلوت دلخوشی های بسیاری داشتم،آینده ی پر از امیدی که برای آموزش و پرورش کشور و جوانان وطنم در مغز خویش زنده می کردم،به تک تک دخترانم می اندیشیدم،نگرانی ام این بود،که آیا مادرشان به زبان کودکان می تواند اهداف بشر دوستانه ی مرا برای آنان جا بیندازد تا تحت تاثیر حرف دیگران مراپدری بی مسئولیت نپندارند،در خیال خودم ،داشتم نقش اجتماعی خودم رابه درستی ایفامی کردم،اما نقش پدری ام…. این مرا بیشتر از همه چیز نگران می کرد.

من با خود دوربین تصویر برداری همراه داشتم،با این دوربین لحظه لحظه های رویدادهارا ضبط می کردم،دوربین من طوری هنرمندانه کار گذاشته شده بود،که هیچ صحنه ای ازدید او پنهان نمی ماند،اما کمتر کسی متوجه این دوربین می شد،همه ی رویدادهارا به طور مستدل و مستند،تصویربراداری می کردم.برای زمانی که بیرون بیایم ،و آن تصاویر را با کمک قلم ، روی کاغذرسم کنم.

هنوز ساعاتی از ورود من به سلول نگذشته بود،که با رویداد شگفت انگیزی روبرو شدم،کولیوند،همان پاسبان مهربان آمد،از دریچه به من نگاهی انداخت،نگاه من برای او سنگین بود،از جا برخاستم،به چشمهایش خیره شدم،من …و من … کنان گفت : هنوز انرژی داری؟

پرسیدم برای چه؟بدون آنکه چیزی بگوید، کلید را در قفل درچرخاند،ازمن خواست بیرون بروم،هیچ ،کولیوند پیشتردرسالن 12 ازبند 4 زندانبان ما بود،همدیگر را می شناختیم،جلو افتاد و من پشت سرش رفتم،به راه پله های سر سالن یک (بند1)رسیدیم،پاگرد راه پله را که نگاه کردم،خشکم زد،یک فاجعه مرا در جای خودم میخکوب کرد،راه پله ها که با سنگ سیاه ساخته شده بود،سیاهی سنگ هایش دیگر به چشم نمی آمد،از بس رفت و آدمد ازاین پله ها کم بود،لایه ای ازخاک روی آنرا پوشانده بود،درپاگرد پله ها قلب مردی جوان هنوز می تپید،سرسر کنان ،افتان و خیزان خود را به دیوار پاگرد پله رسانده بود،آنجا تکیه داده بود،من از ناله هایش فهمیدم هنوز قلبش می تپد،به اندازه ی کتاب یک داستان هزار صفحه ای به یکباره داستان در مغز من جرقه زد،چراباید چنین باشد؟ چه کسی اینگونه خواسته است که برسر این انسانها اینگونه با انسانها رفتار شود؟ غبارنشسته بر سنگفرش پله از جای سر خوردن این انسان پاک شده بود،و سیاهی وزیبایی سنگ ها نمایان شده بود،دوربین تصویربراداری من با دقت واحساس و اندوهی جانکاه این صحنه هاراضبط می کرد.

سیمای این انسان جانداردرزیرآثار مشت و باتوم ولگدپنهان شده بود،لحظه ای به چشمان خودم شک کردم،اما نه….!چشمهایش دیده نمی شد،بینی اش شکسته بود،فک وصورتش کبود شده بود،تنها جایی که در زندان و انفرادی و بازجویی اندکی تنم لرزیدهمین صحنه بود،درطول سالهای زندان و بازداشت و بازجویی هرگز لحظه ای بیم به خود راه نداده بودم.

مردم کشور را غرق دریای بدبختی تصور می کردم،می دانستم که این یک فاجعه ی انسانی است،اما صدایش به هیچ جا نخواهد رسید.و عاملین این جنایت نه تنهامجازات نخواهند شد،بلکه به ریش مردم و قانون خواهند خندید و خود راقدرتمند تصور خواهدن کرد.از خود پرسیدم:

کدام قانون ؟ کدام وجدان ؟ کدام اخلاق ؟ کدام خدایی می تواند ستمگران را به شایستگی مجازات کند؟

به صحنه برگشتم،خواستم دست زیر بغلش بیندازم،فریاد بلندی از درد کشید،چنان ناله ای کرد،که من خود را عقب کشیدم،خواستم پایشرا اززیرتنش بیرون بکشم،باز نالید! کولیوند،با صدای مهربان و همیشگی اش از من خواست بدون توجه به ناله های این انسان اورا بلند کنیم.

او ناله می کرد و ما مانند کیسه ی آرد دست و پایش را گرفتیم وآرام آرام اورا تاانتهای راهرو (سلول 17) کشان کشان بردیم،در طول راهرو از دوطرف زندانیان از دریچه ی 15 در 15 سلولها به صحنه زل زده بودند.

هیچکس او را نشناخت،اورا مانند کیسه ی آرد،به دیوارتاریک سلول تکیه دادیم،ازمن سیگار خواست،من درطول راهرو فریاد زدم چه کسی سیگار همراه دارد؟محمدی جوانی ایلامی که سلولش روبروی سلول من بود،یک نخ روشن کرد و به من داد،محمدی از من خواست از مرد مجروح بپرسم نامش چیست؟ سیگاررا به مرد مجروح دادم،ونامش راپرسیدم. گفت سالار…!

این سالن انفرادی جای زندانیانی بود،زندانیانی که در بندبه اصطلاح شرارتی ها ،شرورترین بودند.اما من درآنان شرارتی ندیدم جز جوانمردی.این شرورهادر پشت درهای سنگین آهنین همدیگر را تهدید می کردند،اینها همان کرها،کردها و تهرانی هایی بودند،که آنان را به خون هم تشنه کرده بودند.

از سلول سالار بیرون آمدم ،خطاب به محمدی که سلولش در ابتدای سالن بود،فریاد زدم می گوید سالار هستم.

من نمی دانستم که چاشنی یک بمب صوتی راکشیده ام،ناگهان به یکباره از سرتاسرراهروصدای فحاشی وکوبیدن مشت و لگد، به درسلولها فضای سالن پرشد.بازبان فحاشی می کردند و با مشت و لگد به درب آهنی می کوبیدند،پس از چند دقیقه من هنوزنفهمیده بودم،که این سروصدا برای چیست؟

بخش چهارم:

وارد سلولم شدم،احساس ناامنی می کردم،آرام آرام سرو صداها خوابید،از محمدی که سلولش روبروی سلول من بود پرسیدم،برای چه این همه سروصدا راه انداختید،مگر چی شده؟

نفسهای به تنگ آمده اش، نشان ازعصبانیت اوداشت،با همان خستگی و کلافگی پاسخ داد:

حتما سالاربابچه های سالن 2 (بند 1 بچه های تهران و کرج)درگیر شده ،تنها گیرش آورده اند،کسی نبوده این بلا را سرش آورده اند.اما نه ! او اشتباه می کرد،به گفته ی خود سالار،این بلا را ماوران زندان سرش آورده بود.

حسن قاتل که بچه ی قزوین بود،در سلول کناری من سمت چپ نزدیک به 4 ماه بود، که در انفرادی به سر می برد؛او از بچه های سالن 2(تهرانی ها و کرجی ها بود)در حالیکه محمدی بچه ی ایلام در سالن 3 (با بچه های کرد ولر)بود،سلول این دو روبروی هم بود،جرم حسین قاتل در بیرون آدم کشی بود،دوتن را کشته بود.او در زندان هم یک تن را کشته بود،من با او سرصحبت را در همان ساعات اول ورودم به سلول باز کردم،ازحسین قاتل پرسیدم جرمش چیست؟

پاسخ حسین قاتل مرانخست به خنده وادارکرد،درمیان زندانیان بلوف زدن،رایج است،می خواهند،جرم خودشان را سنگین جلوه بدهند تا در بین زنداانیان ابهت داشته باشند،پس ازآنکه متوجه شدم که راست می گوید،و محمدی که درسلول روبروی من بود،حرف حسین قاتل راتاییدکرد، درجای خودم میخ کوب شدم،برای نخستین بار بود،این رامی شنیدم،یا با چنین آدمی روبرو شده بودم،خشکم زد!باخودم تصورکردم انسان به چه مرحله ای ازتوحش می رسد؟

آنچنان گرم و بامحبت بود،که هرگزبه ذهنم خطورنکرد،که حسین، قاتل باشد،آنقدردل رحم بود،که بیشتر به قدیس ها شباهت داشت،گفتار و رفتارمهربانی داشت،با گذشت زمان بیشتراین دل رحمی و مهربانی اش بیشتر برایم ثابت شد،اما در این مانده بودم که چگونه این آدم می تواند،اینچنین شخصیت دوگانه ای داشته باشد؟!

یکی از ویژگی هایی که من در میان زندانیان عادی(دربین زندانیان سیاسی رسم است؛که به زندانیان غیر سیاسی ،زندانی عادی می گویند.)دیدم این بود ،که با همه ی خشونتی که نسبت به همدیگر داشتند،با زندانیان سیاسی بسیار با مهربانی وادب رفتار و گفتار داشتند،حسین قاتل هم با من اینگونه بود.

شگفتی من این بود ،که حسین برای اینکه اجرای حکمش ،که اعدام بود، به تعویق بیفتد به گفته ی خودش “مجبور شده است،که یک تن دیگررابکشد!!”

دنیا دور سرم چرخید،برنامه ریزی ،آماده کردن چاقو،فراهم کردن شرایط کشتن طعمه توسط حسین قاتل ولحظه ی کشتن مقتول ،رها کردن جسد و….را در ذهنم تجسم می کردم،چیزی که یادم می آمد،و در فیلمهای مستند،حمله ی جانواران درنده،جنگ و گریزهای یک بره آهو را در چنگال گرگ،پلنگ و شیر رابه یاد می آوردم.و با خودم می گفتم،مبادا کسی هم اکنون در فکر نقشه ی کشتن ما باشد و ما بیخبر از همه چیز توی دامی که پهن شده است بیفتیم؟ همان ترسی که اغلب درمیان زندانیان سیاسی هست.

محمدی (سلول روبروی من )و حسین قاتل (سلول کناری سمت چپ من)درمیان دسته بندی های خودشان از دو جناح و جبهه ی مخالف بودند،گروه شان به خون هم تشنه بودند،اما اغلب از پشت دریچه ی سلول باهم بگو بخند داشتند.من هم آرام به جک های آنان گوش می دادم ومی خندیدم.

حسین قاتل و محمدی از من خواهش می کردند که دست از اعتصاب غذابردارم،آنها از کارما به اصطلاح سیاسی ها در شگفت بودند،من به آنها توضیح می دادم که سیاسی نیستم ،بلکه صنفی هستم،برای آنها کلمه ی صنفی واژه ی کاملا بیگانه ای بود. باوجود تاکید من مبنی بر صنفی بودن ،آنها همچنان مرا سیاسی می نامیدند.

از حسین قاتل پرسیدم ،مگرشما با اینهمه محبت و عاطفه چگونه و چرا آن شخص بی گناه را گشتید؟

توجیهی که او داشت شگفت انگیز تر ازکار کشتن بود،او گفت:

فردی را که من کشتم، دوروز مانده بود، به اجرای حکم اعدامش!خواهی نخواهی اعدامش می کردند،من با این کار هم به خانواده اش کمک مالی خواهم کرد،هم حکم اعدام خودم به تعویق می افتد ،بلکه بتوانم ،رضایت شاکی هایم را جلب کنم!!

حرفهایش چهار ستون تنم رامی لرزاند،داشتم دوران شگفت انگیزی را سپری می کردم،وقتی به رختخوابم برمی گشتم،اطرافم را با دقت بیشتری می نگریستم، در ذهن خودم با دیوارها سلولم حرف میزدم،از دیوارهای سلول می پرسیدم که اگر روزی قرار باشد شما زبان باز کنید،چه فجایعی را فاش خواهید کرد؟شما گواه چه رخ دادهای بی شرمانه ای بوده اید؟

ای دیوارها !

زبان بگشایید!

ازرفتارهای شرم آور همنوعان من سخن بگویید!

ای آهن پاره ها! ای چماقها و ای شلاق های خون آلود!

آیاانسانهای خون آشام، شماراهم برای جنایت به کمک خود فرا خوانده اند؟

آیادادگاه عدالتی درهستی شمارا پای میز محاکمه خواهد کشید؟

با خود می اندیشیدم: راستی جز آموزش و پرورش ،چه قدرتی خواهد توانست،آدمی راازحس خون آشامی برهاند،و از او آدمی مهربان ،باگذشت وشریف بسازد؟

این حس مرا بیشتر در هدفم مصمم می کرد.به یاد گفته ی ارسطو می افتادم :بزرگترین وظیفه ی حاکمان تربیت شهروندان است….!

با خود می اندیشیدم ،آیا معلمان به این هدف ” تربیت انسانی” می اندیشند؟آیا معلمان می دانند،هیچ ثروتی درکره ی زمین روح تشنه ی یک انسان را هم سیراب نمی کند،آیا معلمان می دانند؟تنها راه رهایی بشراززیاده خواهی،پایبندی به اخلاق وتربیت انسانی است؟آیا معلمان می دانند ،چه رسالت سنگینی بردوش دارند؟ بازمی اندیشیدم که اگر معلمان هم بدانند چه کاری می توانند بکنند؟

آن روزهم با آمدن گاری غذا بوسیله ی سینه کش (سینی کش،اصطلاحی که زندانیان به کسی می دهند ،که هرروز خوراکی ،ناهار،شام و ناشتایی را بین زندانیان، تُخس “پخش” می کند.)ما فهمیدیم که ساعت نزدیک به 6 و7 غروب است.

فردای آن شب بود،که مردانی (رئیس جدید زندان که به جای حاج کاظم آمده بود.)وارد بند انفرادی شد. تا اوضاع زندان دستش بیاید.

کشته وزخمی شدن 2کارگرساختمانی در اراک براثر سقوط بالابر!

عصر روزگذشته(30فروردین)،2کارگر ساختمانی بدنبال سقوط بالابر درساختمان نیمه کاره واقع در خیابن شریعتی شهر اراک کشته وزخمی شدند.

درهمین رابطه،مدیرعامل سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اراک گفت: یک کارگر ساختمانی عصر روز گذشته در خیابان شریعتی به دلیل سقوط بالابر از طبقه دوم یک ساختمان نیمه کاره، جان خود را از دست داد و در این خصوص یک کارگر دیگر هم مصدوم شد.

مسعود آقازیارتی افزود: این حادثه در ساختمان نیمه کاره در ساعت 16 و 22 دقیقه عصر روز چهارشنبه رخ داد که ماموران آنش نشانی به سرعت در محل حادثه حاضر شدند.

وی بیان کرد: مصدومان حادثه قبل از حضور ماموران آتشنشانی از کابین بالابر خارج شده و آتش نشانان ضمن حضور در محل حادثه و ارائه خدمات امدادی هر 2 نفر رابه عوامل اورژانس تحویل دادند.

آقازیارتی بیان کرد:بالابر حادثه دیده فاقد ایمنی لازم بود و علل این حادثه توسط کارشناسان در دست بررسی است.

وی گفت: یکی از کارگران مصدوم این حادثه بر اثر شدت جراحات درگذشت و مصدوم دیگر نیز که از ناحیه پا دچار آسیب و شکستگی شده بود برای پیگیری خدمات درمانی به بیمارستان منتقل شد.

سی ویکم فروردین ماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com